دهه ۱۳۸۰

No Post Found

You must be lost or we just have lost this
page You were looking for. Sorry about that.

یادداشت آخر

dr.hadikhaniki18

همسازی اخلاق، فرهنگ و سیاست

نیاز به گفت‌وگو در حالی که خشونت‌ورزی و افراطی‌گری وضع جهان را متشنج کرده، به مثابه راه‌حلی برای برون‌رفت از دایره‌های جهل و ستیز بیشتر احساس می‌شود. تروریسم محصول ساختارهای بیمار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی معرفی می‌شود اما مهمترین عاملی که به شکل‌گیری تروریسم منجر می‌گردد، عامل هویتی است. تروریسم قبل از هر چیز از دل هویت‌های خشن بوجود می‌آید بنابراین تامل درباره زمینه‌ها و بسترهای پیدایش آن یک ضرورت است. برخی نیز فقر و نابرابری و به طور کلی عوامل اقتصادی را در شکل‌گیری و ایجاد این پدیده، مهمتر ارزیابی می‌کنند که ساده‌ترین تحلیل در بررسی و شناخت این پدیده است زیرا عوامل فرهنگی که منجر به شکل‌گیری هویت‌های مرگ‌بار می‌شوند در چنین تحلیل‌هایی مورد توجه قرار نمی‌گیرند. آمارتیاسن (Amartya Sen) استاد دانشگاه کمبریج، این هویت‌ها را “هویت‌های تکواره” می‌نامد. او در تحلیل و تبیین وقایع خشونت‌بار و شرارت‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که در طول این سالها رخ داده، این خط فکری که «مردمِ جهان را فقط بر پایه نوعی سامانه یا سیستم تفکیکی انحصاری و فراگیر می‌‌‌‌‌‌‌‌توان دسته بندی کرد» را منجر به رویکردی «تکواره‌گرا» به هویت بشر می‌داند که انسان‌‌‌‌‌‌‌‌ها را صرفاً به عنوان اعضای یک گروه می‌‌‌‌‌‌‌‌نگرد، به ترتیبی که رویکرد تکواره‌گرا می‌‌‌‌‌‌‌‌تواند راه مناسبی باشد که تقریباً نسبت به همه کس در جهان ایجاد سوء‌تفاهم کند! به نظر او، امید اصلیِ سازگاری در جهان آشفته ما در تکثر هویت‌‌‌‌‌‌‌‌های‌مان نهفته است، که یکدیگر را قطع می‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و پیرامون یک خطِ متحجر تکواره پرحرارت که علناً نمی‌‌‌‌‌‌‌‌تواند دوام آورد، علیه دسته‌بندی‌‌‌‌‌‌‌‌های تُند عمل می‌‌‌‌‌‌‌‌کنند. اما برای جلوگیری از شکل‌گیری هویت‌های مرگ‌بار چه باید کرد؟ به نظر می‌رسد اگر ضرورت استقرار قواعد دموکراتیک و پیش‌فرض‌های مورد نیاز برای ایجاد جوامع متکثر و گفت‌وگویی در تحکیم مناسبات انسانی و اجتماعی درک نشوند، چنین خطری همواره در کمین جوامع است زیرا به هر میزانی که هویت‌ها بسته و تنگ تعریف شوند در برابر آنها هویت‌هایی شکل می‌گیرند که تبدیل آنها به هویت‌های مرگبار امکان‌پذیر خواهد بود. برای اینکه هویت‌های چند وجهی بهتر در گستره و مواجهه “خود” و “دیگری” قرار گیرند، گفت‌وگو عاملی موثر است. گفت‌وگو به قصد ایجاد فهم مشترک از مسائل و موضوعات گوناگون و در نهایت، دستیابی به خلق جهان‌های معنایی مشترک، و بازی با هم و نه در برابر هم. مقدمه ایجاد زندگی در جهانِ گفت‌وگو نیز تقویت جامعه مدنی است زیرا تا وقتی فرهنگ گفت‌وگو در جوامع سامان نگیرد و تسلط نیابد، تا وقتی لزوم تحزب در عرصه سیاست به طور جدی از سوی نهادهای قدرت و... مشاهده کامل متن →

مشترک خبرنامه شوید

حساب اینستاگرام دکتر هادی خانیکی