نقش نهاد دانشگاه در توسعه

نقش نهاد دانشگاه در توسعه
تاریخ انتشار : 28 آبان 1393
نویسنده :
زمینه :

دانشگاه علاوه بر تولید دانش و آموزش و پژوهش، نقش و کارکرد تاثیرگذاری به‌عنوان عقل منفصل و نقاد جامعه دارد که باید آن را شناخت و در خدمت ایجاد یک نظام اجتماعی آزاد، عادلانه، اخلاقی و در عین حال رو به پیشرفت‌های همه جانبه قرار داد. ایفای نقش دانشگاه به منزله عقل نقاد جامعه، بیش و پیش از هر چیز نیازمند به رسمیت شناختن جایگاه و منزلت آن و توجه به حقوق و حرمت دانشگاهیان و دانشجویان است. اندیشه‌ها و مشرب‌هایی که تنها خود را مالک حقیقت می‌دانند و نقد و ارزیابی چگونگی اراده جامعه را مخل قدرت و نظم‌های سنتی قلمداد می‌کنند و در فضاهای بسته و محدود و یا منفعل و خاموش دانشگاه برای خود نقش بیشتری قائل هستند، معمولا در صف نخست تضییع‌کنندگان حقوق و حرمت دانشگاهیان و دانشجویان جای دارند. البته تاریخ تحولات دانشگاه در ایران به وضوح نشان می‌دهد که امکان تسلط و مداخله تمرکزگرایانه قدرت سیاسی در این نهاد هیچ‌گاه به صورت تام و تمام وجود نداشته و ندارد. پس باید به جای آن، استقلال دانشگاه، آزادی‌های آکادمیک، توسعه علمی و ضرورت‌هایی از این دست را ارج نهاد که غفلت از هر کدام از آنها به منزله از دست دادن فرصت‌های تاریخی برای پیشرفت همه‌جانبه کشور است. این سخن به آن معنا نیست که نهاد دانشگاه در ایران همواره توانسته نقش اجتماعی خود را ایفا کند یا دانشگاهیان و دانشجویان همه‌وقت توانسته‌اند کنشگرانی فعال و تاثیرگذار باشند. این سخن به معنای بازاندیشی در فهم دانشگاه و ضرورت به رسمیت شناختن جایگاه و نقش‌های چندگانه آن از سویی و نقش‌آفرینی فعالانه دانشگاهیان و دانشجویان در عرصه‌های عمومی از سوی دیگر است. دانشگاه نه‌تنها در قلمرو توسعه علمی بلکه در حوزه‌های عام توسعه یک نهاد در عرض نهادهای دیگر جامعه نیست. دانشگاه یکی از مهم‌ترین نهادهای تولید معرفت است که با حساسیت نسبت به مسائل «جامعه سیاسی» «جامعه مدنی» و «جامعه اخلاقی» می‌تواند سهم موثری در توصیف و تبیین آنها داشته باشد. امروز دانشگاه‌ها و کارکردها و ناکارکردهایش نه‌تنها در مقیاس آکادمی بلکه در دو مقیاس نهاد وابسته فرهنگی و نهاد موثر مدنی مورد توجه است. از این‌رو باید دید که بازوی معرفت و روند تولید آن در دانشگاه تا کجا و چگونه با جامعه مدنی و جامعه سیاسی ایران پیوند ارگانیک دارد. گفت‌وگو و کنش فعال میان سه نهاد دانشگاه، فرهنگ و جامعه بر سر مسائل مشترک در ایران همواره دشوار بوده است. حاصل این دشواری عدم توازن پیوند میان دانشمند، روشنفکر و سیاست‌ورز ایرانی است. در گذرگاه و بزنگاه سخت جامعه ما معمولا گریز از نگاه مشترک در مسائل مبتلا به، پیش از کنش در باب آنها به چشم می‌آید. در گذارهای دشوار جامعه ما به سوی دموکراسی پناه بردن به دیوار بلند هر یک از این سه حصار و ترجیح چه نباید کرد بر چه باید کرد رواج بیشتری داشته است. دانشمندان غیرروشنفکر و غیرسیاسی، روشنفکران غیرآکادمیک و گریز از سیاست و سیاستمداران ضدروشنفکر و ضدآکادمی در این سه حوزه چهره‌های متعارف‌تر و پرشمارتر نخبگانی بودند که خواسته‌اند این سه عنصر را در ناپیوندی با یکدیگر بپیمایند. برای عبور از این گسستگی و مقابله‌های زیان‌بار راه‌های گوناگونی در عرصه نظر و عمل مطرح بوده و است. یکی از مرسوم‌ترین آنها توسعه علمی و تلاش برای تحقق آن است. توسعه همه‌جانبه با توسعه علمی آغاز می‌شود. یعنی اگر علم توسعه یابد فرهنگ و سیاست هم توسعه می‌یابد و نو می‌شود. سیاست و مدیریت دنیای جدید، سیاست و مدیریت علمی است. همچنانکه فرهنگ و معرفت نیز وامدار دانش‌های جدید هستند.

 

این یادداشت در تاریخ 18آبان‌ماه در روزنامه آرمان منتشر شده است.