دکتر خانیکی در مراسم رونمایی جلد اول دفتر دانش: دچار انقطاع فرهنگی از دوران شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی شده‌ایم

دکتر خانیکی در مراسم رونمایی جلد اول دفتر دانش: دچار انقطاع فرهنگی از دوران شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی شده‌ایم
تاریخ انتشار : 21 آذر 1393
نویسنده :
زمینه :

به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران، مراسم رونمایی از کتاب “تاریخ شفاهی وزارت آموزش عالی ایران به روایت مصطفی معین” در اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی برگزار شد. در این مراسم دکتر مصطفی معین، دکتر جعفر توفیقی، دکتر هادی خانیکی و دکتر غلامرضا ظریفیان سخنرانی کردند.

دکتر هادی خانیکی معاون فرهنگی وزارت آموزش عالی دوران اصلاحات به نقش و ضرورت این کار و ویژگی های آن پرداخت و اظهار داشت: پرداختن به تاریخ شفاهی و تاریخ فرهنگی و اجتماعی از ضروریات جامعه امروز ماست. یک تعریف بسیار شناخته شده در تاریخ فرهنگی وجود دارد که از دورکیم نقل میکند: تاریخ معاصر پاره ای از تاریخ گذشته است که ما آن را امری متعلق به زمان حال خود تشخیص می دهیم. یعنی نمی شود فاصله ای بین زمان گذشته و حال قایل شد.این مهم به خصوص در ادبیات دینی ما و در قرآن و نهج البلاغه مورد تاکید قرار گرفته است. امام علی(ع) می فرمایند: اگر کسی از گذشته عبرت بگیرد، تقوا او را کمک می کند تا سوالات و شبهاتش کمتر شود. پرداختن به تاریخ اجتماعی و فرهنگی بسیار مهم است زیرا تاریخی که در رساله ها بازنمایی می شود و حتی در تاریخ نگاری معاصر ایران مشاهده می شود عمدتا تاریخی است مبتنی بر منازعات؛ و به تعبیر دیگر تاریخ سیاسی است. یعنی فهم سیاسی از مقوله هایی که الزاما سیاسی نیستند. اگر چه بار سیاسی هم دارند. کمتر از رویکرد فرهنگی استفاده می شود. از رویکرد بین رشته ای هم که امروزه در دانشگاههای جهان وجود دارد بسیار کم استفاده می شود.

وی افزود: در آموزش عالی ما همیشه این بحث وجود داشته است که چرا پزشکان و مهندسان همیشه مدیریت را برعهده داشته اند و صاحب نظران علوم اجتماعی کجا هستند؟ کمتر کسی از حوزه علوم اجتماعی و انسانی در این وزراتخانه مدیریت کرده است؛ در حالی که وقتی از منظر فرهنگی یا تاریخ اجتماعی نگاه می کنیم اینها کاملا در کنار همدیگر قرار می گیرند و به عبارت ساده تر نسبتشان اینگونه است که نهاد دانشگاه را در وجه تاریخی اش نمی شود، فهمید؛ مگر اینکه در درون و متن فرهنگی و اجتماعی جامعه باشد. بر پایه این کار و تعریف؛ یک ویژگی مهم مدیریتی آقای دکتر معین هم ایجاد فضای فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی بود. هر کس در مجموعه همکاران ایشان در وزارتخانه قرار میگرفت فضایی کاملا فرهنگی و صمیمی را احساس می کرد. در مجموعه ایشان افرادی بودند با نگاهها و رشته های علمی متفاوت، اما همین بستر فرهنگی و صمیمت باعث بروز نگاه واحد به اهداف می شد.

دکتر خانیکی با اشاره به اینکه این کتاب بخش بسیار کوچکی از تاریخ فرهنگی کشور ماست افزود: این کتاب بخش بسیار کوچکی از تاریخ فرهنگی کشور ماست. اگر همان پروژه آوردن پرفسور جوان به ایران، که خود ایرانی و استاد فیزیک بزرگ جهان بودند، در زمان مدیریت ایشان محقق می شد، خود یک تحول بزرگ فرهنگی در کنار جهش عظیم علمی بود. دعوت از ایشان تنها یک دعوت برای ایراد سخنرانی و یا شرکت در سمینار علمی نبود. دعوت از ایشان به معنای سرآغاز ارتباط میان نبوغ ایرانی داخل کشور با بزرگان علمی ایران در سراسر جهان بود. تا آنجا که ممکن بود دکتر معین و آقای هاشمی رفسنجانی که در آن زمان رییس جمهور بودند، محکم پشت این قضیه ایستادند، ولی نشد. این نشدن خودش یک مساله است که چطور شد که نشد؟!

وی افزود: اینکه چگونه توسعه دانشگاهها در زمان مدیریت ایشان در مناطق محروم، باعث تحولات فرهنگی بسیار در این مناطق شد خود از سرمایه های فرهنگی این کشور است. در کنار این امر می توان به امکان تحصیل ایثارگران جامعه در دوران مدیریت ایشان اشاره کرد. امروز می بینیم کسانی که از جبهه های جنگ بر گشته بودند اکنون از اساتید برجسته دانشگاههای ما هستند. در همین پروسه رای اعتماد و استیضاح وزیر علوم در مجلس اخیر دیدیم که شش نفری که در مجلس برای تصدی وزارت علوم رد شدند همگی از جبهه رفتگانی بودند که تا جنگ تمام نشد به مساله دیگری نپرداختند. اینان بعد از دوران جنگ در حوزه علمی و دانشگاه به شکل دانشمند ظهور و بروز یافتند.

خانیکی اشاره کرد که در دوران مدیریت دکتر معین بود که تصمیم به کاهش شکاف میان حوزه فرهنگ و علم در این وزارتخانه گرفته شد و گفت: این تصمیم موجب تدوین کارهای فرهنگی و اجتماعی در وزارت علوم شد. این کتاب خود معیار و نشان پارادایم شیفت و چرخش نظام فرهنگ و آموزش عالی کشور به سمت مسایل فرهنگی است. من در پی گفتار این کتاب ده تصویر از فرهنگی شدن چهره وزارت علوم و آموزش عالی در دوران مدیریت دکتر معین را آورده ام. در زمان مدیریت دکتر معین، دکتر نورالله کسایی با توجه به اشرافی که ایشان به دوره تمدنی تاریخ نهادهای آموزش عالی در اسلام و ایران داشتند و همینطور آقای دکتر مرتضی اسعدی کارهایی را در زمینه مسایل فرهنگی و ارتباط با آموزش عالی را آغاز کردند و نشریه ای با نام ” دفتر دانش” که الان نام همین کتاب هم از این نشریه گرفته شده، در این دوران منتشر شد. این نشریه تخصصی از کارهای فرهنگی مهم این دوران بود.

وی اظهار داشت که ما دچار انقطاع فرهنگی از دوران شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی شده ایم و افزود: ما دچار انقطاع از دوران شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی شده ایم. داشته های فرهنگی آموزش عالی در ایران از جندی شاپور، بیت الحکمه، مدرسه بیهقی نیشاپور که پیش از نظامیه بود و خود نظامیه و ربع رشیدی همه و همه اصلا مورد مطالعه جدی قرار نگرفته اند. دانشگاه الازهر مصر بخشهایی از تاریخ هزار ساله خود را که شامل بناهای تخریب شده است هنوز در دورن خودش نگه داشته است. اما وقتی امروز از دانشگاه جندی شاپور در دزفول سوال میکنی هنوز حتی مورد کاووش میراث فرهنگی هم قرار نگرفته است. ما در دوران متاخر هم مدرسه دارالفنون را تاسیس کردیم که با مرگ امیرکبیر این مدرسه هم پایان یافت. امروز تنها یادی که از این مدرسه میکنیم زدن زنگ آن در آغاز سال تحصیلی است تا بگوییم ما هم چنین مدرسه ای داشته ایم. در دوران مشروطه هم به توسعه منابع انسانی فکر شد و مدرسه علوم سیاسی و دارالمعلمین شکل گرفت که امروز از این مدرسه ها که نمادهای فرهنگی علمی ما هستند خبری نیست.

وی در پایان سخنان خود در اهمیت تاریخ شفاهی و فرهنگی و ویژگی های این اقدام دکتر معین گفت: اگر خواسته باشیم پاسخ دهیم که اهمیت این نقد و بررسی ها و نوشتن تاریخ شفاهی ها چه کمکی به دانشگاه میکند؟ می توان گفت که اینکه دانشگاه می خواهد شکافی را که بین نهاد علم، سیاست و فرهنگ در حال گستردگی است کمتر کند؛ خود بسیار ارزشمند است. اگر به شکل تاریخی، اجتماعی و فرهنگی به مساله و مشکلات دانشگاه نگاه کنیم و نه فقط از منظر سیاسی؛ می بینیم وقتی این سه نهاد با هم ارتباط می گیرند، رشد دانشگاه را منجر می شوند و وقتی ارتباطشان قطع می گردد سخن دانشگاه ناقص می ماند. در دانشگاه اگر عمدتا آکادمی را رها کنیم به دانشمندان غیر روشنفکر و سیاست گریزی می رسیم که می خواهند در دانشگاه باشند ولی فکر می کنند که اگر تفکر فرهنگی و سیاسی داشته باشند بار علمی شان کم می شود. در نتیجه هر چقدر از مسایل فرهنگی و سیاسی دورتر باشند گویا دانشمندتر هستند و طبیعتا به دلیل سنگینی بار سیاست در کشور ما از سیاست هم می گریزند و در حوزه روشنفکری ما با روشنفکرانی مواجه هستیم که منتقد دانشگاه هستند و محیط علم را فاقد زیبایی و فهم اجتماعی می گیرند. در نهایت ما در جامعه ای با چنین دانشگاهی سیاست مدارانی خواهیم داشت که علم گریز و روشنفکر ستیز هستند و با هر دو نهاد درستیزه خواهند ماند. اگر ما به دانشگاه از منظر بین رشته ای و فرهنگی نگاه کنیم و به تدوین تاریخ دانشگاه بپردازیم زمینه را باز خواهیم کرد تا مشکلات حال حاضر دانشگاه و جامعه ما حل شود. به نظر من این کتاب شروعی است که با محوریت دکتر معین به انجام رسیده و همه باید این کار مهم را در درون و بیرون آموزش عالی ادامه دهند.