پرسشی از نسبتِ میان شبکه‌های اجتماعی و انتخابات | آیا سیاست‌ورزی رسانه‌ای در انتخابات تلگرامی شد؟

پرسشی از نسبتِ میان شبکه‌های اجتماعی و انتخابات | آیا سیاست‌ورزی رسانه‌ای در انتخابات تلگرامی شد؟
تاریخ انتشار : 18 فروردین 1395

1)‌ انتخابات هفتم اسفند، در ایران و سطح بالای مشارکت و نوع متفاوت رقابت در آن به ویژه در شهرهای بزرگ و تهران دوباره پرسشی قدیمی از نسبت رسانه‌ها و سیاست را به میان آورد: کدام رسانه در این انتخابات حرف آخر را زد و بیشتر تاثیر گذاشت؟ رسانه‌های بزرگ مثل رادیو و تلویزیون و مطبوعات یا رسانه‌های کوچک مثل شبکه‌های اجتماعی و نرم‌افزارهای موبایلی؟

پیش از این عناوینی مثل «رسانه‌ای شدن سیاست»، «مجازی شدن سیاست»، «وبلاگی شدن سیاست»، «شبکه‌ای شدن سیاست» و اصطلاحاتی از این دست برای توصیف و تحلیل تحولات سیاست‌ورزی در ایران به کار می‌رفت و طبیعتا مساله انتخابات را هم از این دایره‌ها بیرون نمی‌دید. اما آنچه در این انتخابات بیشتر به چشم خورد و نوعا «ارتباطات سیاسی» و مطالعه نسبت میان انتخابات و رسانه‌ها را تحت تاثیر قرار داد، «تلگرامی شدن سیاست» بود که به سبب گستره اثرگذاری رخدادی «نوپدید» بود. «تلگرام» رسانه قابل دسترس،  ارزان و آسان اطلاع‌رسانی در انتخابات شده بود که جای بسیاری از میدان‌های تبلیغاتی را هم در فضای واقعی و هم در فضای مجازی گرفته بود و کمبودها و محدودیت‌های سیاسی را در تبلیغات به گونه‌ای دیگر جبران می‌کرد. «تلگرامی شدن سیاست» یا حتی وسیع‌تر از آن «تلگرامی شدن جامعه» در ایران، مساله اجتماعی مهمی است که نشان می‌دهد در بسیاری از موقعیت‌های سیاسی، «رسانه‌های کوچک و تعاملی و غیررسمی» بر «رسانه‌های بزرگ و غیرتعاملی و رسمی» چیره می‌شوند. به این سبب پرسش کنونی در ارتباطات یا حداقل در ارتباطات سیاسی این است که کدام ویژگی‌های رسانه‌ای و سیاسی و اجتماعی به «تلگرام» و شبکه‌های اجتماعی مجازی چنین میدانی داده است و سرانجام رسانه‌های دیگر در این فرآیند ارتباطی چیست؟

2) واضح است که میدان اصلی سیاست‌ورزی از جمله مشارکت سیاسی و انتخابات، حوزه عمومی است، یعنی آنجا که گفت‌وگو، نقد و نظر و کنش در عرصه‌های آزاد و مستقل از قدرت سیاسی شکل می‌گیرد و «افکار عمومی» را می‌سازد. رسانه‌ها هم تا آنجا که بتوانند به این عرصه نزدیک شوند یا خود در خلق آن موثر باشند، در تسهیل و تسریع هر امر سیاسی دخیل و سهیم می‌شوند. در واقع اگر رسانه‌ها بتوانند با شکل دادن گونه‌هایی از «حوزه عمومی»، به انجام کنش‌های گفت‌وگویی کمک کنند در سطوح مختلف جامعه امکان ارتباطات ساده‌تر و موثرتر فراهم سازند، کار دشوار سیاست‌ورزی را در موقعیت‌هایی خاص مثل انتخابات آسان‌تر می‌کنند. اهمیت نظری متفکرانی مثل هابرماس در تاکید بر مقوله‌هایی مثل «حوزه عمومی» و «کنش ارتباطی» با همین ظرفیت و قابلیت رسانه‌ها قابل تفسیر است، چون از نظر او محور مرکزی ساختار جامعه مدرن، «ارتباط و کنش متقابل» و نه هیچ چیز دیگر است و در همین مسیر است که وی دستیابی به «تفاهم» را برای انجام هر کنشی میسر می‌داند. از این منظر می‌توان به توانایی‌ها و ناتوانی‌های شبکه‌های مجازی و گروه‌های اجتماعی در نزدیک شدن به «حوزه‌های کوچک عمومی» و «گشودن فضاهایی خرد برای گفت‌وگو» و یا دور شدن از آنها بهتر پرداخت. به این معنا گروه‌های تلگرامی و شبکه‌های اجتماعی در آنجا که بتوانند میدان را بر گفت‌وگو تبادل افکار و تعامل رفتار بگشایند، به رسانه‌های حوزه عمومی نزدیک می‌شوند و در آنجا که به تصلب و تعصب، فروبستگی‌های هویتی و سیاسی و رد و حذف کاربران اعضای منتقد می‌رسند، در سویه‌ای مخالف با «حوزه عمومی» قرار می‌گیرند. گروه‌های تلگرامی در ایران به دلیل گستره و تنوعی که یافته‌اند با هر دو وجه «گفت‌وگویی» و «ضدگفت‌وگویی» در انتخابات اخیر قابل مشاهده بودند، اما در عین حال توانستند جای رسانه‌های کلاسیک و تبلیغات مرسوم سیاسی را تا حد زیادی بگیرند.

3)‌ می‌توان به پدیده «تلگرامی شدن جامعه و سیاست» در ایران از زاویه «جامعه شبکه‌ای» نیز نگریست. مانوئل کاستلز نظریه‌پرداز معاصر ارتباطی تغییرات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی دوران ما را در قالب فرآیندهای مسلطی رصد می‌کند که امروز پیرامون «شبکه‌ها» شکل می‌گیرند. به نظر او شبکه‌ها صورت‌بندی اجتماعی جدید جوامع ما را تشکیل می‌دهند. منطق شبکه‌ای تغییرات بسیاری در فرهنگ و سیاست و قدرت به وجود می‌آورد به گونه‌ای که سرانجام «قدرت جریان‌ها از جریان‌های قدرت پیشی می‌گیرد» و غیبت یا حضور در شبکه، بر چگونگی تغییر در جامعه تاثیر می‌گذارد. او ظرف رسانه‌ای جدیدی که برای این تحول ارتباطی تعریف می‌کند، «ارتباطات خودگزین است که شبکه‌های رایانه‌ای» ستون فقرات آن، «دیجیتالی بودن» زبان آن و «توزیع و تعامل جهانی» گستره آن است و می‌تواند به سبب آنکه در «محتوا خودتولید»، در پخش خودگردان و در «دریافت» خودگزین است، به جای مخاطبان منفعل، در پی «کنشگرانی فعال» حداقل در فضای مجازی باشد. حال اگر این کنشگران به جای «تماشاگری» و «سست‌کوشی» در فضای مجازی، پا به فضای واقعی بگذارند و به آمدوشد میان دنیای رسانه‌ای و جهان سیاست بپردازند، آن وقت به شکل‌گیری جریان ارتباطی جدیدی دامن می‌زنند که در آن سیاست‌ورزی و مشارکت سیاسی از نوع دیگر است. در این نوع کنش سیاسی، جریان‌های ارتباطی مستمرا تحول‌یابنده، جابه‌جاشونده و متکی بر افراد و گروه‌های کوچک، بر سر مسائل و مباحث روز به وجود می‌آیند، به شبکه‌های دیگر ورود پیدا می‌کنند و تاثیرگذار می‌شوند.

4)‌از ترکیب میان «حوزه عمومی» و «فضای مجازی» نوعی زمینه و ظرفیت رسانه‌ای در متن گروه‌‌های اجتماعی شکل می‌گیرد که در آن افکار عمومی، هر چند در سطوح محدود و متنوعی امکان بروز و ظهور پیدا می‌کنند. در گروه‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی از سویی با دسترسی «یک به یک» و «یک به چند» کاربران و کنشگران به اطلاعات قابلیت گفت‌وگو و ارتباطات تعاملی وجود دارد و از سوی دیگر مرزهای تشخص و هوشیایی همین گروه‌ها می‌تواند، دیوارهای بلند و فضاهای فروبسته و محدودی را میان تعداد مشخصی از شهروندان ایجاد کند. به زبان دیگر گروه‌های شبکه‌ای مجازی همزمان هم راه را بر تعامل و گفت‌وگو باز می‌کنند و هم دست به غیریت‌سازی و فرار از گفت‌وگو با دیگری می‌زنند. این خصوصیت دوگانه و متناقض‌نمای گروه‌های اجتماعی و از جمله تلگرام در شرایط و زمینه‌های متفاوت، کارکردها و آثار متفاوتی دارد. گاه از این گروه‌ها گفت‌وگو و مشارکت و کنش برمی‌خیزد و گاه گریز از گفت‌وگو و فرار به دنیای برساخته خود و نشستن در کناره و نظاره کردن. در این حال باید دید که گروه‌های اجتماعی مجازی ایرانی از جمله تلگرام در فرآیند انتخابات اخیر به کدام سو رفتند و به کدام وجه از ویژگی‌های متناقض‌نمای این دسته از رسانه‌ها نزدیک‌تر شدند. به نظر می‌رسد «تلگرام» به سبب ظرفیت‌ها و قابلیت‌های ویژه‌ای که در فضای مجازی و مجاز ایران دارد توانست «بیرون‌ایستادگان از نظم رسانه‌های رسمی» را و «کناره‌گیران از حوزه عمومی» را در مقیاس بالایی به حضور و فعالیت در درون خود ترغیب کند. به این ترتیب می‌توان در فضای تلگرامی ایام انتخابات نمونه‌های مختلفی از وجود و گسترش حوزه عمومی‌ به صورت ضعیف و حتی شکننده مشاهده کرد. در این فضا تنها اطلاعات صرف جابه‌جا نمی‌شدند، بلکه ضرورت توجه به علایق عمومی و خیر عمومی از جمله دلایل و فواید مشارکت در انتخابات و رقابت حتی در میدان‌های محدود ولی ممکن مدام مطرح می‌گردید و سرانجام به برساخته شدن نوعی «گفتمان سیاسی معطوف به رای» و گفت‌وگو بر سر آن در جامعه منجر شد.

5)‌ کاستر مضمون و محتوای اجتماعی ساخته‌شده در شبکه‌ها را در نسبت میان جنبش اجتماعی و شبکه تعریف می‌کند. در واقع از نظر او آنچه اهمیت دارد تحول در نوع ارتباطات میان شهروندان است که هم به لحاظ فناوری‌های ارتباطی و سهولت دستیابی به رسانه‌های جدید و هم به لحاظ تغییرات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی، ارتباطات را از صورت عمومی و یک‌سویه و تزریقی و تک‌گویانه به سوی ارتباطات افقی و چندسویه و تعاملی و گفت‌وگویی سوق می‌دهد. به نظر او در این گونه از ارتباطات ترس و نفرت و عصبانیت و اندوه از طریق به اشتراک‌گذاری پیام‌ها و همدلی با دیگران در یک فرآیند کنش ارتباطی مغلوب می‌شود و «افراد شبکه‌شده‌ی مشتاقی که بر ترس غلبه کرده‌اند، تبدیل به کنشگران جمعی آگاه می‌گردند» و «گذار از خشم به امید از طریق هم‌اندیشی در فضاهای خودمختار محقق می‌شود» به این ترتیب می‌توان در این وجه ایجابی از شکل‌گیری گروه‌های تلگرامی در ایران نوعی فراخوانی به کنش و کوشش برای ایجاد اجتماعات سریع و تاثیرگذار را در ایام انتخابات ملاحظه کرد. در این نوع کنش‌گری تلگرامی تغییر رفتار رای‌دهی شهروندان سیاسی و حتی غیرسیاسی از انفعال به سوی مشارکت و معنادار شدن «حق رای» در فرآیند تعیین سرنوشت قابل مشاهده است. 6)گروه‌های تلگرامی به لحاظ ارتباطی سازمان تولید پیام را به شدت کوچک و فرآیند تولید و دریافت پیام را بسیار آسان کرده‌اند. امکان برقراری ارتباط دوسویه و تعاملی در آنها وجود دارد و بازخوردها به سرعت قابل مشاهده است. سنجش سلیقه و گرایش و میزان جذب مخاطب به موضوعات و محتواهای خاص براساس دفعات دیده شدن در گروه‌های تلگرامی امکان‌پذیر است و سهولت دسترسی به اخبار و اطلاعات و تحلیل‌ها در تلگرام، غالب رسانه‌های نوشتاری و دیداری – شنیداری را به راه‌اندازی «کانال‌های تلگرامی» واداشته است. به نظر می‌رسد در انتخابات اخیر تلگرام روی گروه‌های خاموش جامعه اثر گذاشت و شهروندان را در پذیرش اصل مشارکت و چگونگی رقابت به فعالیت و اظهارنظر و مداخله کشانید.

در این فرآیند پیام‌رسان موبایلی تلگرام نیز زمینه‌‌ساز تحول‌های مهمی شد.

یکی از این تحول‌ها گسترش و تنوع فوق‌العاده کسانی بود که از تلگرام به عنوان یک کاربر حرفه‌ای استفاده می‌کنند. این موج پیش از این از وایبر شروع شد ولی در تلگرام به بلوغ رسید. اکنون علاوه بر جوانان و نوجوانان دهه شصتی و دهه هفتادی که کاربران حرفه‌ای شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر و فریندفید و گوگل‌ریدر بوده‌اند، نسل‌های پیشین و حتی بیگانه با ابزارهای فناورانه جدید نیز در تلگرام حضور دارند: حضوری که از نظاره‌گری صرف به تبادل و تولید محتوا در سطوح خانوادگی و فامیلی دورهمی و اجتماعات هم‌سو تسری یافته است.

تحول دوم رسانه‌ای که تا حدودی تلگرام سبب‌ساز آن بوده است: تغییر مجرای کسب اخبار بسیاری از کاربران است. تلگرام به ترجمه‌ای از جامعه شفاهی ایران تبدیل شده و جای حرف‌های درگوشی و شنیده‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در فضای واقعی را گرفته است. درواقع به فضای یکتای رسانه‌ای تبدیل شده است که کاربران بیشترین حجم خبرهای خود را از آن دریافت می‌کنند. این پدیده به‌خصوص بعد از امکان ایجاد کانال‌هایی با تعداد نامحدود اعضا شدت یافته و پدیده کوچ‌‌کردن مخاطبان رسانه‌ها را از همه حوزه‌های فضای سایبر به درون فضای تلگرام فراهم کرده است.

تحول سوم ارتباطی در حوزه روزنامه‌نگاری شهروندی رخ داده است. تلگرام به دلیل اینکه امکان دریافت و ارسال حجم نامحدودی از اطلاعات را فراهم کرده بسیاری از مبادلات اطلاعاتی کاربران را به خود اختصاص داده است. بسیاری از روزنامه‌نگار- شهروندها عکس و فیلم و مشاهدات خود را از طریق گروه‌های تلگرامی هم‌فکر (کامیونیتی‌های هم‌فکر و هم‌نظر) منتشر می‌کنند و بازخورد می‌گیرند و از آنجاست که برای سایران فرستاده می‌شود.

تحول چهارم در حوزه کنشگری اجتماعی است. نکته مهم این است که به دلیل اثرگذاری بالایی که تلگرام از خود نشان داده و مسائلی که در آن به «روند» تبدیل شده و در فضای واقعی به واکنش فوری روبه‌رو شده است، این تلقی به وجود آمده که صرف کنش‌گری در فضای تلگرام نیز می‌تواند منجر به تغییر و بهبود رفتارها شود. تجربه کنشگری‌های موفق آنلاین نشان می‌دهد که حلقه وصل این کنشگری‌ها با جامعه معمولاً رسانه‌ها یا کاربران بانفوذ هستند.

7) انتخابات 7 اسفند در ایران ممیزات ارتباطی و تبلیغاتی فراوان دارد که هرکدام در جای خود نیاز به پژوهش‌های جدید دارند. آنچه به وضوح در زمره بدیهیات این انتخابات درآمد، همین مسأله بود که تلگرام به‌طور خاص و فضای مجازی به طور عام بار مهمی از تبلیغات انتخاباتی را به دوش گرفتند و بخش بزرگی از کنشگری در عرصه انتخابات را در این میدان رسانه‌ای پیش بردند.

درواقع اگرچه رو آوردن به تلگرام در آغاز محصول نوعی سست‌کوشی و سهولت‌طلبی بخشی از سیاست‌ورزان جامعه و وجود محدودیت‌ها و تنگناهای مختلف برای مشارکت و رقابت بخشی از فعالان و کنشگران اصلاح‌طلب در کشور بود، اما با توجه به فضای مساعد اجتماعی زود به گونه جدید و موثری از تبلیغات سیاسی و سیاست‌ورزی انتخاباتی تبدیل شد. این رخداد اگرچه به لحاظ رسانه‌ای نوپدید نبوده، اما به لحاظ اجتماعی نوپدید است. تلگرام در خلق ارتباطات سیاسی «بی‌مکان» و «بی‌زمان» بسیار تأثیرگذار بوده و شبکه‌ای از همه رسانه‌های دیگر را به دنبال خود کشانید. تلگرام رسانه‌های دیگر و تبلیغات دیگر را بلاموضوع نکرد، اما به آن‌ها مصرف و کاربردهایی دیگر داد. این تحول رسانه‌ای خود برآمده از تغییرات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی شگرف جامعه ما بود، جامعه‌ ایرانی رندانه به دنبال پیشبرد خواسته‌های نوخود با نگاه اصلاح‌طلبانه است و برای این کار مدام در حال خلق حوزه‌هایی نو برای گفت‌وگو پیرامون بهبود سرنوشت خویش است. عرصه انتخابات هفتم اسفند نیز از این خلق مدام جامعه برکنار نماند. تلگرام و شبکه ظرف بود و خواست و آرمان و تلاش مردم مضمون.

 

{منتشر شده در نشریه مهرنامه شماره ۴۶ – نوروز ۱۳۹۵ }