به نوروز بگویید که هر روز بیاید | ارتباطاتِ نوروزی و نوروزِ ارتباطی

به نوروز بگویید که هر روز بیاید | ارتباطاتِ نوروزی و نوروزِ ارتباطی
تاریخ انتشار : 18 فروردین 1395

برای یک معلم که به مسائل پیرامونش از زاویه اجتماعی می‌نگرد، همواره فرا رسیدن نوروز و چگونگی مواجهه جامعه با آن، مسائله‌ای قابل توجه است. نوروز به مثابه سنّتی پایدار و تاریخی مدام در حال نوشوندگی نیز هست، پس نابجا نیست اگر گفته شود، نوروز اسطوره‌ای، نوروز سنّتی، نوروز مدرن و حتی نوروز پسامدرن در یک زمان و در یک گستره پا به عرصه‌ی حیات فرهنگی و اجتماعی می‌نهند و جارا برای پوشش‌ها و تامل‌های جدی باز می‌کنند.پرسش‌ها در این باب که وقتی نوروز می‌آید، جامعه به چه فضایی وارد می‌شود و چه فرصت‌هایی را به دست می‌آورد و اگر نوروز نباشد زندگی فردی و جمعی ما چه چیزهایی از دست می‌دهد؟

می‌توان این پرسش ها را از منظرهای مختلف پاسخ داد، فرهنگ شناسان، جامعه شناسان، تاریخدانان، اقتصاد دانان و سیاست ورزان هر کدام وجهی ازاین رویدادگی را واکاویده‌اند و وامی‌کاوند، اما با وجود همه اینها نگاه به نوروز از منظر ارتباطی هم جایی دارد .

سالهاست که اولین جلسه درس‌های ارتباطات را پس از تعطیلات با این سوال آغاز می‌کنم که چرا در نوروز با اینکه رسانه ها کمترند، اما جامعه بیشتر ارتباطی است؟ چه وجهی از قدرت ارتباطات است که به شبکه ها راه می‌یابد، رسانه ها را پشت سر می‌نهد و جامعه را با خبر و کنشگر می‌سازد؟

هر سال از مشاهدات و تأملات دانشجویان در رویارویی با ایّام نوروزی نکته‌ها می‌آموزم و در تعریف متعارف نسبت میان رسانه ها و ارتباطات بیشتر دچار تردید می‌شوم، گویا باید در عبور از تالار نوروزی زمان و مکان به این واقعیت تسلیم شد که «ارتباطات» دامنه و دایره‌ای بزرگتر و عمیق تر از «رسانه ها» دارد، ارتباطات، مضمون و محتواست و رسانه، قالب و ظرف گاه مضمون و محتوا از قالب و ظرف که فراتر می‌رود ، بهتر و بیشتر به چشم می‌آید و حس می‌شود.

زیسته های نوروزی نشان می‌دهد که در این ایّام رسانه های جمعی به تعطیلات می‌روند اما «رسانه‌های خودگزین»، «شبکه های اجتماعی» و حتی«ارتباطات سنّتی» به میدان می‌آیند. مطبوعات و نشریات پس از انتشار آخرین شماره‌های نوروزی خود، در زمانی بیش از حد معمول دست از انتشار بر می‌دارند، رادیو و تلویزیون نقش خود را عمدتا به سرگرمی‌تغییر می‌دهند، اخبار رسمی‌کمتر تولید و توزیع و مصرف می‌شوند، اما هر جا که خبر از دید و بازدید و گردهم آمدنی است، گوش ها برای شنیدن و زبان ها برای گفتن باز شده است. این یعنی آنکه جامعه از نظاره گری و انفعال به کنشگری و فعّال شدن پیدا میل پیدا کرده و «زمینه» به «متن» جان داده است .

شگل گیری سطوح جدید ارتباطی از خانواده و اجتماعات دوستانه تا شبکه های مجازیو اجتماعی به ویژه در فضای فناورانه نو و با استفاده از نسل های نوین تلفن هوشمند، از آیین و سنّت های نوروزی تاثیرات فراوان گرفته و در مقابل بر آنها اثر گذاشته است. جانمایه ارتباطات نوروزی، تمکین ذهن و زبان از فرهنگ سرزندگی و حیات تاریخ طبیعت و انسان است. در نوشدن روز و ماه و فصل و سال در زندگی دوباره طبیعت و نشاط یافتن جامعه، ذهنیت عمومی‌تغییر می‌کند. در آیین نوروز، نشاط، امید، آشتی و گفت و گو اصل است و غم، نومیدی، قهر و ستیزه جویی استثناء، نه تنها به حکم خرد، بلکه به احساس نوروزی باید سینه ها را از کینه ها شست و به دیدارها شتافت و همین سنّت که بر همه گستره های مکانی دور و نزدیک چیره می‌شود، هر فضای واقعی و مجازی را بازتر می‌کند و بجای فروبستگی های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی عرصه های گفتگو را می‌گشاید .

در فضاهای گشوده است که قدرت ارتباطات انسانی به منصه بروز می‌رسد و صورت های متکثّری از حوزه‌ی عمومی‌شکل می‌گیرد. صورت‌هایی که در آنها پیش فرض‌های آمیخته با بدگمانی و خود فرورفتگی به زلال فرهنگ نوروزی شسته می‌شوند و امکان “جور دیگر دیدن” را میسر می‌سازد .

در «ارتباطات نوروزی» اعم از آنکه صورت‌بندی آن واقعی و یا مجازی باشد با سرمایه اجتماعی یعنی امید، اعتماد و مشارکت اجتماعی تامین می‌شود و همین قدرت ارتباطی است که توان و ظرفیت جدیدی به همه شهروندان ایرانیمی‌دهد.

این ارتباطات، رسانه های خود را پیدا می‌کند، زبان گفتگو را نرم و لطیف می‌سازد و شادی و امید را به متن همه گونه مناسبات روانه می‌کند.

«ارتباطات نوروزی»اگر نهادمندتر شود و پایداری و پیوستگی بیشتر بیابد، به جامعه دور از گفتگو و یا ناتوان در انجام آن جان و توانی فزاینده می‌بخشد . پس به جاست که واکاوی در «ارتباطات نوروزی»را به عنوان ضرورتی مهم در همه حوزه‌های نظری و تجربی مدّنظر قرار دهیم و از همین منظر شکل گیری «نوروز ارتباطی شده» را فرصتی برای امروز جامعه ایرانی بدانیم.

{منتشرشده در نشریه مروارید – اسفند ۱۳۹۴}