در «گفتمان پساانقلاب» درک «گفتمان انقلاب» دشوار است

در «گفتمان پساانقلاب» درک «گفتمان انقلاب» دشوار است
تاریخ انتشار : 25 بهمن 1395
نویسنده :
زمینه :

دکتر هادی خانیکی در نشست «بررسی تاریخ جنبش دانشجویی ایران با تکیه بر نقد و بررسی کتاب پنجاه سال دانشجویی ایران» که روز یکشنبه ۱۷بهمن۹۵ در پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد اظهار داشت: اساساً برای سنجش و تبیین اهداف هر انقلاب از جمله انقلاب ایران راه‌هایی وجود دارد یکی از این راه‌ها «مطالعه تاریخی» است تا بتوان میزان موفقیت یا عدم موفقیت را سنجید و به ادامه یا ادامه ندادن راه‌ تصمیم گرفت. شکل دیگری که برای سنجش و تبیین اهداف انقلاب وجود دارد این است که اساساً منتزع از تحولاتی که در جامعه رخ می‌دهد در یک حوزه دیگری از معرفت مثل «فلسفه» یا «اخلاق» به پدیده‌ای به نام انقلاب و از منظر ارزش مدارانه به آن بنگریم و ببینیم وقتی انقلابی به‌عنوان «انقلاب اسلامی» تعریف می‌شود چه تفاوتی با انقلاب غیراسلامی دارد.

مدیر گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در پاسخ به سوال، انقلاب چگونه برای نسل‌های بعدی قابل درک و فهم است؟ اذعان داشت: طبق آن نگاه تاریخی، باید انقلاب به نسل آینده منتقل شود که دشواری کار همین جاست. انقلاب در درون یک «گفتمان انقلابی» رخ می‌دهد و در «گفتمان‌های پسا انقلابی» درک این شرایط مشترک دشوار است. لوازم «گفتمان انقلابی» با لوازم «گفتمان اصلاحی» فرق می‌کند؛ شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خاصی جامعه را به سمت «انقلاب» سوق می‌دهد. جامعه ایران جامعه‌ای بی‌قرار است که دنبال گمشده‌ای می‌گردد که گمشده‌اش را هم در «آزادی» هم در «عدالت» هم در «پیشرفت» جست‌وجو می‌کند. همه اینها نهایتاً در انقلاب اسلامی صورتبندی به نام «جمهوری‌ اسلامی» پیدا می‌کند.

وی در ادامه افزود: یعنی جمهوری اسلامی نام نظامی است که می‌خواهد «آزادی»، «عدالت» و «توسعه» را محقق کند. اینجا البته یک «چرخش گفتمانی» هم دیده می‌شود که در همه انقلاب‌ها هست و آن اینکه انقلاب باید به سمت نظام و قوام گرفتن برود. یعنی از طریق یک نظام مستقر اهدافش را دنبال کند. برخی تئوری‌ها بحث «انقلاب در انقلاب» را مطرح می‌کنند. پرسشی نیز مرحوم شریعتی مطرح می‌کند که چطور «نهضت‌ها» به «نظام» تبدیل می‌شوند و اگر تبدیل شوند خوب است یا نه؟ تئوری که خود او دارد این است که «نهضت‌ها» به «نظام» تبدیل می‌شوند ولی در درون همان نظام است که باید ظرفیت و تمایل انقلابی به معنای تحول و نوگرایی و بن‌بست‌شکنی به وجود آید.

رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در پاسخ به این سوال که درحوزه سیاست‌های فرهنگی برخی دیدگاه‌ها، «تأثیر اندیشه‌های چپ» و «پررنگ شدن تصدیگری دولت در فرهنگ» را عامل محقق نشدن برخی اهداف فرهنگی انقلاب می‌دانند. قضاوت شما در این باره چیست؟ گفت: این واقعیت را نمی‌شود نادیده گرفت که انقلاب ما تحت آموزه‌های چپ بود. معمولاً نظام‌های سیاسی سرکوبگر گفتمان‌های انقلابی را هرچه بیشتر به سمت رادیکالیسم سوق می‌دهند. اینکه انقلاب‌ها رادیکال یا چپ شده‌اند به خاطر همین سرکوب است. اینکه چه چیزی می‌تواند این تحمیل‌ها و تندروی‌ها را کم کند؛ باید سراغ ساز و کارهای درونی رفت که در جامعه شکل می‌گیرد که به نظر من همان نهادها و شبکه‌های اجتماعی و مدنی هستند که جامعه را ساختمند و قوی می‌کنند؛ جامعه قوی که مبنایش مشارکت هرچه بیشتر، گفت‌وگوی هرچه بیشتر باشد طبیعتاً حتی شرایط انقلابی را به شرایط دموکراتیک‌تر و آرام‌تری بدل می‌کند و به میزانی که این نهادها در جامعه وجود دارند تضارب آرا بیشتر پذیرفته می شود

دکتر خانیکی در پایان گفت: به‌عنوان نکته آخر باید توجه داشت قوت «نهادهای مدنی» به معنای ضعیف شدن نهاد حاکمیت نیست بلکه جامعه مدنی قوی از درونش حاکمیت قوی هم بیرون می‌آید.