فضای سایبر و شبکه‌های اجتماعی / مفهوم و سازوکار‌ها

فضای سایبر و شبکه‌های اجتماعی / مفهوم و سازوکار‌ها
تاریخ انتشار : 24 دی 1393

چکیده

فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات، زمینه ساز پیدایش نوعی رسانه‌ اجتماعی شده‌اندکه توانسته است بسترهای مناسبی را برای تغییرات اجتماعی ایجاد کند. این رسانه، با دارا بودن ویژگی تعاملی و اشتراک‌گذاری، فضای نوینی را در عرصه کنشگری ایجاد می‌کند. خاستگاه رسانه اجتماعی، پدیده وب۲ است که سازوکارهای لازم را از طریق سایت‌های شبکه‌های اجتماعی، برای خلق فضای نوینی به نام «فضای سایبر» فراهم می‌سازد. این مقاله ضمن پرداختن به ابعاد، تأثیرات و سازوکارهای رسانه اجتماعی به تبیین مفهوم فضای سایبر، فرهنگ سایبر و ابزارهای تعامل و اشتراک در محیط سایبر می‌پردازد.

مقدمه

فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی به همه فضاهای اجتماعی، سازمانی و فردی در جوامع بشری وارد شده و شیوه زندگی روزمره، کار و معرفت او را به درجات گوناگون تحت تأثیر قرار داده است. برخورداری از این فناوری‌ها به مثابه وقوع یک «چرخش پارادایمی» در زندگی فردی و اجتماعی انسان است که در آن حتی مفاهیم کهن نیز با هندسه معرفتی جدیدی قابل شناخت هستند. به تعبیر مانوئل کاستلز۳ فناوری‌های نوین اطلاعات، نقاط دور عالم را در شبکه‌های جهانی به همدیگر پیوند می‌دهند، ارتباطات رایانه‌ای مجموعه‌ای از جوامع مجازی را به وجود می‌آورند و در نتیجه آن همه ساختار‌ها و فرایندهای مادی و معنوی بشری دگرگون می‌شوند (کاستلز، ۱۳۸۰: ۴۸). در واقع به تناسب بهره‌مندی جوامع از فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی و ایفای نقش در ارتباطات و تعامل بین مردم و تبادل اطلاعات و دسترسی جامعه به این فرایند، تغییرات اجتماعی شتاب و شدت بیشتری می‌گیرد. از این‌رو، بیان اینکه بین فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی و شکل‌گیری زندگی اجتماعی پیوندی استوار برقرار شده است، مفهومی اغراق‌آمیز نیست. (Gripenberg، ۲۰۰۵: ۲)
اگرچه فناوری‌ نوین، با توجه به وجوه فنی و ابزاری تعریف می‌شود، اما نگاه علوم اجتماعی به این پدیده معطوف به زمینه‌ها، عملکرد‌ها، آثار و نتایج آن است. دنیس مک‌کوایل بر این باور است که نیازی نیست که یک جبرگرای فناوری‌ باشیم تا اعتقاد پیدا کنیم قالب فناوری‌ که متضمن یک وسیله است، می‌تواند تأثیر خیلی زیادی بر محتوا و دریافت آنچه مربوط به ارتباطات و آثار احتمالی‌اش است بگذارد. فناوری‌ ارتباطات لازمه‌اش کاربرد‌ها و قالب‌های بیانی و ارائه انتخاب‌های نوین به کاربران است. (McQuail، ۲۰۰۳)
۱. پارادیم فناوری‌ اطلاعات

مانوئل کاستلز که با طرح «جامعه شبکه‌ای» ۲ بنیان مطالعاتی نوینی را در ارتباطات نهاده است، ویژگی مهم عصر کنونی را دگرگونی «فرهنگ مادی» می‌داند که توسط آثار یک پارادایم فناوری‌ جدید بر محور فناوری‌های اطلاعاتی سازمان یافته است. او مهم‌ترین مؤلفه سخت‌افزاری این تغییر را گذار از «فناوری مبتنی بر دروندادهای ارزان انرژی» به «فناوری متکی بر دروندادهای ارزان اطلاعاتی» تعریف می‌کند که از پیشرفت فناوری میکرو الکترونیک و مخابرات به دست آمده است (کاستلز، ۱۳۸۰: ۹۲). وی بر این باور است که ابعاد بنیانی نظریه درباره رسانه و جامعه، از مسیری که در گذشته پیموده شده جدا نیست، اما زمینه‌ اجتماعی و سیستم ارتباطات متفاوت خواهد بود، به طوری که بازنگری اساسی در نظریه‌ها را الزامی می‌سازد. به نظر او ما به روشنی نمی‌توانیم فرض کنیم که فناوری همه چیز را بر اساس ویژگی‌های مورد نظر کسانی که آنرا توسعه می‌دهند، تغییر خواهد داد. فناوری فقط پیشنهاد است و زمانی که جامعه پذیرای آن باشد تحقق عینی خواهد یافت. آینده ارتباطات، پیش از آنکه در سیطره فناوری باشد، در دست بشر است (کاستلز، ۱۳۸۰: ۹۴- ۹۳ و ۶۶-۵۹).
همان‌گونه که مک‌کوایل یادآوری می‌کند، زمینه‌های اجتماعی در میزان نفوذ و سرعت تغییرات ناشی از استفاده از فناوری‌ مؤثر است. اما مقاومت‌های اجتماعی و سیاسی که در برابر نفوذ فناوری‌ نوین انجام گرفته است به دلیل ویژگیهای آن، چندان پایدار و مؤثر نبوده است (McQuail، ۲۰۰۳). جذابیت‌های جریان آزاد اطلاعات و امکاناتی که فناوری‌های نوین در اختیار طیف گسترده کنشگران قرار می‌دهند، بسیاری از مقاومت‌های اولیه را در هم می‌شکند و چالش‌های بزرگی را در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی پیش‌ روی دولت‌ها قرار می‌دهد (Ferdinand، ۲۰۰۰: ۱۹).
مایکل‌هایم واقعیت مجازی را که برآمده از چنین فناوری است، تکامل فرایندی می‌داند که برای مدتی کوتاه در فناوری و برای مدتی طولانی در اندیشه غرب به حرکت درآمده است. او به ریشه‌های این توسعه بازمی‌گردد و این موضوع را پی می‌گیرد که چگونه هر تغییری در فناوری دانش منجر به تغییر در روابط ما با دانش و در ‌‌نهایت نگاه به خود می‌شود (‌هایم، ۱۳۹۰: ۲۵ و ۲۶).
کاستلز این دگرگونی بنیادین و دراز دامن را در حوزه معرفت و زندگی بشری محصول پنج مؤلفه تغییر می‌داند: محوریت یافتن اطلاعات، شمول و فراگیری ارتباطات، منطق شبکه‌ای، انعطاف و همگرایی عام (کاستلز، ۱۳۸۰: ۹۳ و ۹۴). بر این پایه جامعه و جهان کنونی در معرض و تلاقی سه فرایند مستقل تاریخی قرار گرفته است: انقلاب اطلاعات، تجدید ساختار سرمایه‌داری و جنبش‌های نوین اجتماعی.
می‌توان پارادایم فناوری اطلاعات را چشم‌اندازی دانست که در آن فناوری‌های نوین اطلاعات و ارتباطات و جنبش‌های اجتماعی به صورت پیوسته‌ای بر همدیگر تأثیر می‌گذارند و از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند.
بن یهودا۲ مؤلفه‌های تأثیرگذار این پارادایم را در سطح شبکه‌های مجازی چنین آورده است:
شکل ۱. اینترنت و تغییرات اجتماعی (Ben-Yehuda، ۲۰۰۷: ۲۵)
۲. رسانه اجتماعی
به رغم گستردگی تعاریف رسانه اجتماعی، نقطه تمرکز اغلب آن‌ها بر دو عنصر «اشتراک‌گذاری» و «تعامل» است. برخی از تعاریف، تولید و انتشار محتوا را برجسته‌تر کرده‌اند و رسانه اجتماعی را رسانه‌ای دانسته‌اند که امور تولید ویدیو، صدا، متن یا چندرسانه‌ای در آن توسط کاربران انجام می‌شود و در محیط اجتماعی منتشر و بین همتایان به اشتراک گذارده می‌شوند، مانند بلاگ، ویکی، یا سایتهای میزبان قطعات ویدیویی (Capilanou and Bottlepr، ۲۰۱۰). این تعریف مصادیق رسانه اجتماعی را تعیین کرده و آن را شامل سایتهایی می‌داند که بر اساس مشارکت کاربر و تولید محتوا توسط کابر شکل گرفته‌اند. این رسانه‌ها شامل سایتهای شبکه‌سازی اجتماعی مانند لینکدین، فیس‌بوک، سایتهای نشان‌گذاری اجتماعی نظیر دلیشس (Del. icio. us) سایتهای اخبار اجتماعی نظیر دیگ (Digg) یا ادیت (Eddit)، و سایر سایتهایی که کانون توجه‌شان تعامل با کاربر است (Searchenginewatch and Creativemediafarm، ۲۰۱۰).
رسانه اجتماعی، به هر نوع سایت یا خدمات تحت وب اطلاق می‌شود که دارای ویژگی «اجتماعی بودن» است و یا وب۲ را مورد استفاده قرار می‌دهد؛ بلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی، سایتهای خبری اجتماعی (کامنت‌گذاری کاربران و تعامل آنان با اخبار و رویداد‌ها)، ویکی‌ها از مصادیق آن هستند (Webtrends).
در یک جمع‌بندی می‌توان گفت، رسانه اجتماعی، رسانه‌ای است که برای تعامل و انتشار محتوا در محیط اینترنت از طریق تعامل اجتماعی طراحی شده، دسترسی‌پذیری بسیار بالایی دارد و از تکنیکهای انتشار مقیاس‌پذیر در آن استفاده شده است. انواع رسانه‌های اجتماعی عبارتند از انجمنهای تبادل نظر، تابلوهای پیام، پادکست‌ها، بلاگ‌ها و ویکی‌ها. رسانه اجتماعی از فناوری‌ مبتنی بر وب برای انتقال و انتشار تک‌گویی‌های رسانه‌ای به گفتگوی چندجانبه استفاده می‌کند. آندریس کاپلان و مایکل هیلین رسانه اجتماعی را به مثابه «یک دسته ابزارهای مبتنی بر اینترنت تعریف می‌کنند که بنیان ایدئولوژیکی و فناوری‌کی وب ۲ استوار هستند، و به کاربران امکان تولید محتوا و مبادله آنرا می‌دهند» (Kaplan and Haenlein، ۲۰۱۰: ۵۹-۶۸).
۲-۱. وب۲ و رسانه اجتماعی
وب ۲ را می‌توان منشاء‌ و مظهر رسانه اجتماعی دانست. البته این تعریف، خود نیازمند تعریف دیگر یا بیان ویژگیهای وب ۲ است. اجمالاً باید گفت که وب ۲، به سایتهایی گفته می‌شود که با استفاده از نرم‌افزار‌ها و ابزارهای پیشرفته برنامه‌نویسی، به نحوی محتوای آن‌ها توسط کاربران ایجاد و بر اساس دستورالعمل‌هایی مدیریت می‌شود. صحبت از وب۲ از سال ۲۰۰۴ میلادی آغاز شد، زمانی که هیئت مدیره شرکت اریلی یک کنفرانس تخصصی به نام وب۲ را بر اساس ترکیبی از نقاطی که از یکدیگر فاصله زیادی داشتند، سازمان داد. این نکته را باید در نظر گرفت که گسترش دسترسی به اینترنت با سرعت بالا در خانه‌ها علاقه به فناوری‌های شبکه جهانی وب را تازه کرد، از این رو، سخن گفتن از وب ۲، به معنای گفتگو در مورد یک مجموعه از راه‌های جدید وابسته به هم برای انجام کارهایی در محیط وب است، از زمانی که اینترنت به عنوان یک واسطه مطرح شده است.
یکی از دلایل موفقیت وب۲. ۰، استفاده از بعضی از فناوری‌ها مانند AJAX، RIA، RSS و Folksonomy است (۲۰۰۷ & et al، Huertas). به عنوان جمع‌بندی، باید گفت ارکان وب۲، عبارتند از: جایگزینی نرم افزار به جای سند، تلقی اطلاعات کاربر به عنوان بزرگ‌ترین سرمایه، فعالیت برچسب‌زنی برای اشتراک‌گذاری، و متداخل کردن محتوا.
۳. فضای سایبر
فضای سایبر به عنوان مجموعه‌ تعامل‌های انسان‌ها از طریق کامپیو‌تر و فناوری‌های نوین ارتباطات، بدون در نظر گرفتن «زمان» و «مکان»، توسط ویلیام گیبسون نویسندهٔ داستان علمی تخیلی در کتاب «نورومونسر» در سال ۱۹۸۴ به‌کار برده شد. وی فضای سایبر را بازنمایی گرافیکی از داده‌ها از سیستم‌های کامپیوتری می‌داند. مفهومی که مورد نظرگیبسون و بود شاید به نوعی با هوش مصنوعی و روبوتیک نزدیک‌تر است تا آنچه اکنون به نام «فضای سایبر» شناخته می‌شود (Brier، ۲۰۱۰: ۱۴). این مفهوم نه چندان روشن اولیه، به تدریج دستمایه گفتمانی فلسفی در حوزه سایبر شد و چندی نپایید که حوزه سایبر نه به عنوان محدوده‌ای آزمایشگاهی یا علمی، که خود به مثابه جهانی مستقل مورد بررسی قرار گرفت (اتحاد، ۱۳۸۷؛ بل، ۲۴: ۱۳۸۹).
این سخن درستی است که با گسترش استفاده از مفهوم نوین سایبر، هر آنچه پس یا پیش از واژه «سایبر» قرار گیرد، به نوعی به بیان رابطه انسان و کامپیو‌تر می‌پردازد. اما با اندکی دقت می‌توان شاهد تفاوت رویکردهای گوناگونی به فضای سایبر بود. مفهوم فضای سایبر، معطوف به فضای ساختگی خیالی واقعیت مجازی، اینترنت، که انسان از طریق آن به فضای واقعیت مجازی وارد می‌شود. بدون فناوری، فضای سایبر بی‌معنا خواهد بود. اکنون، فضای سایبر را با موضوعات علمی-تخیلی مقایسه می‌کنند، این نوعی ناکجاآباد است که در آن می‌توان هویت‌های چندگانه داشت. (Haney، ۲۰۰۶: ۳۵-۳۶). در واقع اینترنت دروازه فضای سایبر است، اما فضای سایبر، با ویژگیهایی چون میزان و چگونگی دسترسی، راهبری، فعالیت اطلاع‌یابی، بالندگی، و اعتماد شناخته می‌شود (Folsom، ۲۰۰۷).
نگرش فناورانه به فضای سایبر، به مؤلفه‌هایی چون سخت‌افزار، نرم‌افزاری، کیفیت و کمیت انتقال داده‌ها و تعامل در شبکه می‌پردازد. در حالی‌که رویکرد روان‌شناسانه مقوله‌هایی چون فضای ذهنی، الگوی رفتاری انسان و کامپیو‌تر، تخیل، هویت و شخصیت، مرز بین واقعیت و خیال و مانند آن توجه می‌کند (Suler، ۲۰۰۵). دیدگاه جامعه‌شناسانه درباره فضای سایبر نیز به دلیل پرداختن به جماعت‌های آنلاین، شبکه‌های اجتماعی‌سایبر، و آثار اجتماعی تعامل انسان و کامپیو‌تر حائز اهمیت است. اما، این در برگیرنده تمامی رویکردهای موجود نیست، بهزاد دوران از توجه مبنایی رشته‌هایی چون مردم‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی، علوم ارتباطات و اطلاع‌رسانی سخن به میان آورده است (دوران، ۱۴: ۱۳۸۱). با توجه به تفاوت رویکردهای موجود درباره فضای سایبر، دیوید بل تعریف این مقوله پیچیده را می‌داند؛ وی ضمن اشاره به گونه‌های مختلف تفسیری فضای سایبر، به توصیف مایکل بندیکت از فضای سایبر اشاره می‌کند که حائز اهمیت است:
«فضای سایبر: یک دنیای جدید، یک دنیای موازی است که با خطوط ارتباطی و کامپیوترهای جهان خلق و نگهداری می‌شود. دنیایی که در آن تردد جهانی دانش، رموز، سنجش‌ها، شاخص‌ها، سرگرمی‌ها و عاملیتِ دیگری انسانی شکل می‌گیرد. تاکنون، هرگز بر روی زمین دیده نشده است که امور دیدنی، صدا‌ها و حضور‌ها در یک روشنایی عظیم الکترونیک شکوفا شوند». (بل، ۲۳: ۱۳۸۹-۲۲)
تعابیر فضای سایبر، همواره عناصر تخیل و تجربه را همراه خود داشته است. از این‌رو نمی‌توان رؤیاپردازی‌های گذشته دور را از واقعیت‌های آمیخته با خیالِ کنونی درباره فضای سایبر نادیده گرفت. دیدگاه داستان‌گونه دیوید بل معطوف به بیانی چند بعدی از فضای سایبر است. وی‌ با طراحی چند سناریو، به دنبال شفاف و مستدل کردن سخن خود است که: «تعریف فضای سایبر پیچیده است» (بل، ۲۲: ۱۳۸۹). در این سناریو‌ها چنین آمده است:
۱. فضای سایبر، به مثابه بازگویی تاریخ فناوری‌ها و کامپیو‌تر، سیر تکامل آن‌ها (در حوزه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری) و نقش آن‌ها در شکل‌گیری فضای سایبر.
۲. فضای سایبر، به معنای بیان نقش اینترنت، روند تکامل و سازوکار‌ها و ابزارهای آن در دسترسی کاربران به فضای نوین تعامل و دادو ستد در همه ابعاد.
۳. فضای سایبر، به مثابه واقعیت مجازی که توانایی شبیه‌سازی «موجودیت‌ها» را دارا بوده و محیط تعاملی و غوطه‌ورساز را نوید می‌دهد.
۴. فضای سایبر، به معنای بیان رابطه تنگاتنگ فناوری‌ و متغیرهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که اساس جامعه سرمایه‌داری را بنیان می‌نهند. این تفسیر از فضای سایبر به مقوله مالکیت، مدیریت اطلاعات، کنترل، دسترسی، دارا و ندار و دمکراسی می‌پردازد.
۵. فضای سایبر، به مثابه فضای کار و کارآفریی و نه صرفاً «بیان آزادانه و انباشت ثروت».
۶. فضای سایبر، به عنوان بازخوانی نقش سایبرپانک در ساختن و تکامل فضای سایبر نمادین.
تلاش بل برای تبیین مفهوم فضای سایبر، با توجه به شیوه روایت وی از مقوله‌های سایبری در انت‌ها این پرسش را پیش رو می‌گذارد که «فضای سایبر چیست؟» وی علیرغم کوشش برای فضاسازی برای این مفهوم، از ارائه تعریف مشخص سرباز می‌زند. شاید «پیچیدگی» که بدان اشاره می‌کند مانع او شده باشد.
دوران به نقل از ویتل، تعریف سه جزئی از فضای سایبر ارائه می‌کند که به نظر وی «نسبتاً جامع و مانع» است. (۲۳: ۱۳۸۱) بر این اساس فضای سایبر:
۱. فضای روانی- خیالی] است [که در آن افکار مجذوب توهمی رؤیاگونه می‌شود (با الهام از ویلیام گیبسون)؛
۲. دنیای مفهومی تعاملات شبکه‌ای شده بین افراد و آفریده‌های معنویشان و هر چیز همراه با] این [شبکه‌ها و تعاملات [است]؛
۳. حالتی از اندیشه [است] که توسط افرادِ در ارتباط، و به وسیله بازنمایی‌های دیجیتالی زبان و تجربه حسی، به اشتراک گذارده می‌شود. افرادی که] از نظر [زمان و مکان جدا از یکدیگرند ولی به وسیله شبکه‌هایی از ابزارِ فیزیکیِ دسترسی، به یکدیگر متصل‌اند.
فضای سایبر را نمی‌توان تنها یک «بزرگ شاهراه اطلاعاتی» ساده دانست. بلکه پدیده‌ای است که جزئی از زندگی اجتماعی و آمیخته با آن است. اگرچه وجود تفاوت‌های آشکار بین فضای سایبر و واقعیت بیرونی قابل انکار نیست، اما، پیوند بین نماد‌ها و عناصر آن‌ها و تأثیر متقابل تأثیرگذاری زندگی فردی و اجتماعی نیز قابل چشم‌پوشی نیست. در فرهنگ شفاهی، شنوندگان می‌توانند گوینده را ببینند. با متون چاپی خوانندگان می‌توانند نویسنده را تصور کنند (حتی اگر از نام مستعار استفاده کرده باشد). در تلویزیون و رادیو، مخاطبان، تصویر یا صدا را می‌شنوند. اما در فضای سایبر، هویت آنچه در صفحه دیده می‌شود، همیشه آن‌گونه نیست که تصور می‌شود (Haney، ۲۰۰۶: ۳۵-۳۶).
سولر از منظر روان‌شناسی، به پیوند بین فعالیت‌های ذهنی و فضای سایبر می‌نگرد و آغاز این ماجراهایی رؤیایی را از لحظه «کلیک» کردن و برقراری ارتباط با موجودیت‌های سایبری می‌داند و معتقد است برای درک و آشنایی بیشتر با این «تجربهٔ بصری» باید از دیدگاه روان‌شناسی خواب، رؤیا و رؤیا بینی را مورد توجه قرار داد. وی بر این باور است که مرزهای بین واقعیت‌های آگاهانه و ناآگاهانه را به هم نزدیک کرده است و می‌تواند دربارهٔ معنای «واقعیت» چیز‌هایی به ما بگوید. حالت‌های رؤیاگونه‌ای که فقط در خواب و تصورات ذهنی می‌تواند وجود داشته باشد، در فضای سایبر در حد گسترده‌تری رخ می‌دهد، زیرا کاربران در آن می‌توانند از قوانین حاکم بر فضای فیزیکی ‌عبور کنند. آن‌ها تنها با یک کلیک ساده بر روی درگاهی می‌توانند در فضای سایبر از مکانی به مکان دیگربروند، بدون اینکه نیاز به حرکت پا‌ها یا چرخشی درچرخ‌ها، یا هیچ عاملی که برای اثبات حرکت فرد وجود داشته باشد (Suler، ۲۰۰۵). اندیشمندان جامعه‌شناسی با نظریه‌هایی چون تکاپو‌شناسی گروه‌‌ها، و نظریه بازیگر- شبکه، را روابط درونی، اجتماعی و ساخت اجتماعی فضای سایبر مورد مطالعه قرار می‌دهند. مردم‌شناسان نیز با تأکید بر جنبه‌های فرهنگی و مطالعه رفتار انسان به عنوان محصول روابط متقابل درون نظام فرهنگی به پدیده فضای سایبر می‌نگرند.
۳-۱. ابزارهای ارتباط در فضای سایبر
الگوهای ارتباط و تعامل از طریق رسانه، به تناسب نوع رسانه، علیرغم برخی همپوشانی‌‌ها، می‌تواند گوناگون و متفاوت باشد. «همزمانی»، و «آنی بودن کنش و واکنش»، از جمله ویژگی‌های تعامل چهره به چهره است. «یک‌سویه» و «غیرهمزمان» بودن، از ویژگی‌های تعامل در رسانه‌های سنتی مانند مطبوعات، رادیو و تلویزیون است. فناوری‌های نوین ارتباطی، از طریق اینترنت، فضایی را فراهم کرده‌اند که نه تنها جامع انواع تعامل و ارتباط رسانه‌های سنتی است، بلکه محدودیت یک‌سویه بودن و منفعل بودن مخاطبان را از میان برداشته است. «همزمانی» را می‌توان در سیستم‌های ویدیو-کنفرانس، چت تجربه کرد و تعامل «چندسویه» را در گروه‌های مباحثه، لیست‌های پستی و چت.
در شکل زیر گونه‌های رایج رسانه در مقابل توانایی آن‌ها برای تعاملِ مستقل از زمان و مکان نشان داده شده است. همان‌گونه که مشاهده می‌شود، شکل عالیتر و توانمند‌تر ارتباط، محدودیتهای بیشتری در استقلال از مکان ایجاد می‌کند. این نمودار، توانایی محیط وب را در ابعاد گوناگون و استفاده از رسانه‌های متنوع در تعامل نشان می‌دهد. سطح تعامل بین رسانه‌های محیط وب، از شکل یکنواختی برخوردار نیست. در بین رسانه‌ها، اینترنت می‌تواند سطح بالاتری از تعامل را فراهم کند.
شکل ۲. کیفیت تعامل در رسانه‌های ارتباطی (Anderson ۲۰۰۴، p. ۴۴)

تعامل در رسانه نوین، از نوع تعامل بدون تقابل است. به بیان دیگر، تقابل افراد در فضای سایبر، از نوع تقابل در محیط فیزیکی نیست. این صورت از تعامل بین افراد ناآشنا و از راه دور رایج‌ترین گونه تعامل در فضای سایبراست (Holmes، ۲۰۰۵: ۱۵۰). تعامل در فضای سایبر را از لحاظ «هویت» کاربران می‌توان به دو گونه تقسیم کرد: اول، کاربرانی که دارای هویت شناخته شده هستند و با هویت واقعی خود به تعامل می‌پردازند؛ دوم، کاربرانی که با اهداف مشخصی به تعامل می‌پردازند و شناخت هویت آنان شاید تأثیری در دستیابی به اهدافشان نداشته باشد و یا خود، چنین می‌اندیشند. پیدا است که سطح و شیوه تعامل، کیفیت استفاده از سازوکارهای ارتباطی در هر یک از دو گروه متفاوت به نوعی متفاوت است. در تعامل‌های مرتبط به امور شغلی، دادوستد، آموزشی و مانند آن‌ها بطور معمول از هویت واقعی استفاده می‌شود. اما در مباحث اجتماعی، فرهنگی و به ویژه سیاسی احتمال استفاده از هویت جعلی بسیار بیشتر است. چون کنشگران این حوزه‌ها عمدتاً نمی‌خواهند مسئولیت رفتار خود را به عهده گرفته و هزینه احتمالی آنرا بپردازند.
تعامل در فضای سایبر، از طریق سازوکارهای نوینی مانند شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها، ایمیل، سایت‌های اینترنتی، اتاق‌ها گفت‌و‌گو (چت)، کنفرانس‌های ویدیویی، سیستم‌های ثبت پیام‌فوری، لیست‌های پستی، انجمن‌های مباحثه و پادکست امکان پذیر می‌شود. هر کدام از این سازوکارهای ارتباطی، با توجه به ویژگی خود، سطح خاصی از تعامل را فراهم می‌کنند. انتخاب سازوکار ارتباط، با توجه به هدف‌گذاری تعامل، و نیاز‌ها و الزامهای محیط نرم‌افزاری انجام می‌شود و پیامد‌ها و نتایج تعامل از طریق آن‌ها ممکن است متفاوت باشد. به عنوان مثال، ناشناخته بودن در فضای سایبر، به نوعی، بازگشت به ذهن نوشتاری که تجلی آن در ایمیل برای بیان شفاهی از طریق متن الکترونیکی است؛ یا کامنت‌نویسی در ذیل محتوای ارسالی به وبلاگ‌ها، نوعی کنش اجتماعی در برابر رویداد‌ها یا دیدگاه‌های ابراز شده به حساب می‌آید.
۳-۲. شبکه‌های اجتماعی در فضای سایبر
شبکه‌های اجتماعی سایبر، یکی از بسترهای زندگی در عصر اطلاعات است که روابط رسمی و بوروکراتیک از آن رخت بربسته و تعامل در آن آسان‌تر و فارغ از دغدغه‌های جاری در زندگی صورت می‌گیرد. در نگاه نخست ممکن است شبکه‌های اجتماعی سایبری به جزیره‌هایی جدا از هم به نظر برسند، اما واقعیت این است که این شبکه‌ها از طریق «سرپل‌»‌های متعدد با یکدیگر مرتبط‌اند و نیرویی عظیم ایجاد کرده‌اند. شبکه‌های اجتماعی سایبری، غالباً از ویژگی «باز بودن»، و «عدم تمرکز» برخوردارند، بدین معنا که آسیب دیدن یک عنصر یا گره در شبکه، آنرا متلاشی نمی‌کند، شبکه‌های اجتماعی سایبری، بطور مداوم به بازسازی و ترمیم خود می‌پردازند. در این شبکه‌ها، افزون بر تعامل درون شبکه‌ای، تعامل‌های برون‌شبکه‌ای نیز در آن‌ها رایج است. این تعامل‌ها، نه تنها «سرمایه اجتماعی» و «قدرت» می‌آفریند، بلکه در ایجاد موج‌های اجتماعی و تأثیر بر واقعیت‌های محیط واقعی، نقش‌آفرین است. این تأثیر تنها به جنبش‌های اجتماعی محدود نمی‌شود، بلکه همه عرصه‌های زندگی را دربر می‌گیرد.
کاستلز، ویژگیهای این شبکه‌ها را انعطاف‌پذیری، به معنای توانایی بازسازی، مطابق تغییرات محیطی و توجه به اهداف، در عین تغییر اجزاء، و یافتن اتصالهای جدید؛ مقیاس‌پذیری، قابلیت انبساط یا انقباض اندازه شبکه، که احتمال اختلال در شبکه را کاهش می‌دهد؛ و: قابلیت تداوم حیات، که نشان توانایی شبکه‌ها است، زیرا آن‌ها یک مرکزیت واحد ندارند بلکه با پیکربندی در سطحی وسیع عمل می‌کنند (Castells، ۲۰۰۹: ۲۰-۲۳).
۳-۲-۱. شبکه‌های اجتماعی فضای سایبر و پیوند آن‌ها با وب۲ و نرم‌افزار اجتماعی
مفهوم نرم‌افزار اجتماعی شامل شمار بسیاری از ابزارهای مورد استفاده در ارتباطات می‌شود. مانند ابزارهای ارسال پیام فوری، چت، انجمن‌های مباحثه، وبلاگ‌ها، ویکی‌ها، خدمات شبکه‌های اجتماعی، آموزش‌یارهای اجتماعی، برچسب‌زنی اجتماعی. اُریلی وب۲ را به عنوان مرحله دوم در توسعه وب می‌داند و از وب۲ به عنوان «معماری مشارکتی» یاد می‌کند (Torres-Coronas; et al، ۲۰۱۰). این معماری مشارکتی نیازمند ابزارهایی که است که همان‌گونه که اشاره شد، باید ویژگی‌ها و توانایی‌های خاصی را درایجاد تعامل، جاری ساختن اطلاعات در مجراهای ارتباطی و انتقال آن‌ها داشته باشد. گونه‌های نرم‌افزارهای اجتماعی بر اساس هدفگذاری و کاربرد آن‌ها تعیین می‌شود. جدول زیر این گونه‌های نرم‌افزاری و کاربرد آن‌ها را نشان می‌دهد.
جدول ۱. نرم‌افزارهای اجتماعی و کاربردهای آن‌ها (Torres-Coronas; et al، ۲۰۱۰).
نرم‌افزار اجتماعی کاربرد‌ها
محیط‌های چندبازیکنی بازی‌های آنلاین مانند MUDs و MMOGs
سیستم‌های آسان‌ساز گفتمان همزمان: ارسال پیام فوری (IM) چت که در سیستم‌های ویندوز شرکت مایکروسافت، و سیستم یاهو، گوگل تعبیه شده است؛
غیرهمزمان: ایمیل، انجمن‌های مباحثه و سیستم کامنت‌گذاری تأخیری.
سیستم‌های مدیریت محتوا وبلاگ‌ها، ویکی‌ها، مدیریت سند و ابزارهای یادداشت‌نویسی وب
سیستم‌های توسعه محصول به ویژه در حوزه نرم‌افزارهای «متن باز» مانند: Sourcrforge. net و Libresource
سیستم‌های اشتراک‌گذاری همتا به همتا مانند: BitTorrent، eMula، iMesh، Gnutella و Napster
سیستم‌های مدیریت خرید و فروش مانند: eBayTM
سیستم‌های مدیریت یادگیری مانند: BlackBoard، WebCT، Moodle
سیستم‌های مدیریت رابطه مانند: Orkut، Friendster®
سیستم‌های تشکیل اجتماعات مانند: لیست‌های پستی list-servs، آر. اس. اس.
سیستم‌های طبقه‌بندی توزیع شده مانند flickr برای تصویر، del. icio. us برای لینک‌پراکنی و پیوندزنی رویداد‌ها

گروهی از صاحبنظران متأخر، ویژگی نرم‌افزارهای اجتماعی را در فراهم کردن تعامل در سطح بالا و پشتیبانی از کنش‌متقابل سمبلیک می‌دانند. چنانکه جامعه‌شناسان متقدّمی چون ماکس ‌وبر نیز پیش از این دوره گفته‌اند هر نوع ارتباط بشر ویژگی اجتماعی ندارد. این ویژگی، محدود به مواردی است که رفتار کنشگر بطور جهت گیری معنی‌داری برای دیگران دارد. از دیدگاه وبر، کنش عبارت است از تمام رفتارهای انسانی که در آن فرد کنشگر معنای ذهنی به رفتارش می‌دهد، کنش در صورتی اجتماعی است که به صرف معنای ذهنی که فرد یا افراد کنشگر به آن نسبت می‌دهند، رفتار دیگران را به حساب آورده و بدین ترتیب بر اساس آن جهت گیری شود (Fuchs، ۲۰۰۹: ۴). این دیدگاه، در مقابل نظریه کسانی مطرح شده است که اصولاً وب و نرم‌افزار را به دلیل، پیوستگی با برخی از مفاهیم و ادراکات جامعه، دارای ویژگی اجتماعی می‌دانند. چنان‌که در نگاه دورکیم، کنش فردی، تحت تأثیر فشارهای خارجی بوده و از این‌رو، آن را یک «امر اجتماعی» دانسته است.
گروه سومی نیز هستند که نرم‌افزار اجتماعی و وب ۲ را به عنوان ابزارهایی تلقی می‌کنند که تشریک مساعی آنلاین و جماعت‌سازی را مورد پشتیبانی قرار می‌دهند. فوکس از محققانی مانند البای، بورگ، فیشر، گلیمور، می‌لر، سویشر، تاپسکات/ویلیامز و دیگران نام می‌برد که قایل به این رویکرد هستند (Fuchs، ۲۰۰۹: ۵-۶). شکل ۳ تصویری از این رویکرد را در فضای وب ۲ نشان می‌دهد.

شکل ۳. عناصر چرخه شبکه‌سازی اجتماعی در فضای سایبر

می‌توان گفت آنچه به عنوان «رفتار اجتماعی» در عرصه وب۲ و نرم‌افزار اجتماعی از آن یاد می‌شود، در واقع نوعی تسامح است زیرا اجتماعی بودن در جامعه‌شناسی تعاریف خاصی دارد که به کار بردن آن‌ها در فضای مجازی ممکن است ابهام‌آفرین باشد، مگر اینکه هر سه برداشت از جامعه، وب۲ و نرم‌افزار اجتماعی به صورت ترکیبی و در هم‌ آمیخته به کار رود. البته با نگاه به رابطه شکلهای پردازش اطلاعات در جامعه ملاحظه می‌شود که سه فرایند شناخت، ارتباط و تشریک مساعی، مرتبط با یکدیگر و جدایی‌ناپذیرند. برای تشریک مساعی، نیاز به ارتباط است و برای ارتباط، نیاز به شناخت. از این‌رو، اگر وب به عنوان سیستم فنی-اجتماعی که دربرگیرنده فرایندهای‌شناختی، ارتباطی و تشریک ‌مساعی است تعریف شود، کلیت وب، بر اساس دیدگاه دورکیم، می‌تواند یک «امر اجتماعی» باشد.
۳-۲-۲. سایت‌های شبکه اجتماعی
از نظر «بوید» و «الیسون» سایت شبکه اجتماعی عبارت است از خدمات مبتنی بر وب که به افراد امکان می‌دهد: ۱) پروفایل عمومی در محدوده سیستم ایجاد کنند ۲) فهرستی از سایر کاربران و اینکه با چه کسانی مرتبط هستند فراهم نماید و ۳) مشاهده و گردش فهرست ارتباطات در درون سیستم انجام گیرد. مفهوم سایتهای شبکه اجتماعی هم‌چنین در گفتمان عمومی پدیدار می‌شود، و این دو مفهوم اغلب به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند Boyd & Ellison، ۲۰۰۷)).
فوکس مفهوم «سایت شبکه اجتماعی» را مبهم و نارسا می‌داند. وی علت این نارسایی را بی‌بهره بودن پژوهشهای مربوط به «سایت‌ شبکه اجتماعی» از بنیان‌های تئوری اجتماعی می‌داند (Fuchs، ۲۰۰۹: ۹). دیوید بیر (Beer، ۲۰۰۸) نیز تعریف بوید و الیسون از سایت شبکه اجتماعی را بسیار وسیع دانسته و معتقد است این تعریف، بین انواع سایت‌ها، مانند ویکی، فوکسونومی، مشاپ، شبکه‌ اجتماعی، ویکی، مرزبندی نکرده است. وی پیشنهاد می‌کند به جای مفهوم «سایت شبکه اجتماعی» از «وب۲» استفاده شود. (Fuchs، ۲۰۰۹: ۹).
به دلیل چنین تعارض‌ها و نارسایی‌هایی در تعاریف موجود و جامع و مانع نبودن آن‌ها، فوکس چنین تعریفی را پیشنهاد می‌کند: «سایت‌ شبکه اجتماعی، پلاتفورم‌ها یا پایگاه‌هایی است که انواع گوناگون رسانه‌ها، اطلاعات و فناوری‌های ارتباطی را یکپارچه می‌سازد؛ به طوری‌که دست‌کم به کاربر امکان ایجاد پروفایلی را که معرف کاربر باشد، بدهد و پیوند‌ها یا فهرست پیوندهای وی را در صفحه نمایش دهد و نیز ارتباط با پیوندهای کاربران موجود در فهرست و ارتباط بین کاربران را فراهم نماید» (Fuchs، ۲۰۰۹: ۹). به نظر می‌رسد همپوشانی زیادی بین تعریف فوکس و بوید و الیسون وجود دارد. با این‌حال، هنوز زمینه بازتعریف این مفهوم هست، چون با گذر زمان و متمایز شدن ویژگیهای سایت‌های شبکه اجتماعی، امکان ارائه تعاریف متفاوت و تکامل‌یافته بیشتر شده است.
در واقع، مفهوم «سایت شبکه اجتماعی»، موضوع شبکه‌ها را در حد بالایی عینی و ملموس می‌کند. چرا که وقتی از شبکه سخن می‌گوییم، ممکن است شیوه‌های دیگر «ارتباط به واسطه کامپیو‌تر» نیز مورد نظر باشد. از این رو، با تقلیل و تحدید این مفهوم در این مقاله، صرفاً در محدوده سایتهای شبکه اجتماعی و مؤلفه‌های به بحث پرداخته شده است.
بر این اساس پایه تعامل در سایت‌های شبکه اجتماعی پروفایل‌های شخصی فرض شده است که گاهی اوقات شامل یک سایت شخصی بر روی یک سایت شبکه اجتماعی می‌شود (Tufekci، ۲۰۰۸). ارتباطات در سایت‌های شبکه‌های اجتماعی پیامد آگاهی و شفافیت است. لذا قانون به این صورت است که فرد با ویرایش، توسعه و یا به روز رسانی صفحه شخصی خود با دیگران ارتباط برقرار می‌کند (Dalsgaard، ۲۰۰۸).
در این فرایند هر سایت شبکه اجتماعی، به شیوه‌ای طراحی و اجرا می‌شود که فضای تعامل را در بین کاربران ایجاد کند و مبنای شکل‌گیری جماعت‌ها و جماعت‌های آنلاین شود. برای نیل به چنین مقصودی نیاز به ابزارهایی هست که بستر تعامل را فراهم کنند، از این رو سایتهای شبکه‌سازی اجتماعی معمولاً ذیل مقوله وب۲ و نرم افزار اجتماعی مورد بحث قرار می‌گیرند (Fuchs، ۲۰۰۹). در واقع شبکه‌های اجتماعی، ویکی‌ها و وبلاگ‌ها با پیدایش وب۲ و پیشرفت در حوزه تولید نرم‌افزارهای اجتماعی رونق یافته‌اند و خصوصیت منحصر به فرد شبکه اجتماعی سایبری، ارتباط بین شخصی سازی و اجتماعی‌سازی است. یک جنبه تعامل در سایت‌های شبکه‌های اجتماعی این است که نقطه شروع ارتباط در آن‌‌ها فرد است و این نقطه، در مقابل تالارهای گفتمان و انجمن‌های مباحثه است که در آن‌ها ارتباطات به صورت اشتراکی صورت می‌گیرد.
اولین سایت شبکه اجتماعی که در سال ۱۹۹۷ میلادی آغاز بکار کرد SixDegrees بود که به کاربران امکان ایجاد پروفایل و فهرست دوستان مرتبط را می‌داد. این سایت دارای ابزاری بود که کاربران را در ارسال پیام برای یکدیگر کمک می‌کرد. این سایت در سال ۲۰۰۰ میلادی بسته شد، ولی در خلال سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱ سایت‌های دیگری با همین کارکرد پا به عرصه گذاردند که AsianAvenue، BlackPlanet، MiGente، LiveJournal از آن جمله‌اند.
موج بعدی سایت‌های شبکه اجتماعی هنگامی آغاز شد که شرکت ریز با امکانات و ابزار پیشرفته‌تر وارد عرصه شد و سایتهای برجسته شبکه اجتماعی نظیر Tribe. net، LinkedIn، Friendster با ویژگیهای فنی نوین و همگام با فناوریهای نرم‌افزاری به خدمت کاربران درآمدند.
خدمات وبلاگ‌نویسی با ابزارهای کامل سایتهای شبکه اجتماعی نیز در این مقطع ظهور یافتند. در ایالات متحده، ابزارهای وبلا‌گ‌ویسی با امکانات سایتهای شبکه اجتماعی توجه انبوه کاربران را به خود جلب کردند و سایتهایی مانند Xanga، LiveJournal، Vox می‌دان‌دار این صحنه شدند. با گسترش فناوری‌های نرم‌افزاری در سراسر جهان، تعداد سایتهای شبکه اجتماعی رو به فزونی نهاد و سایتهای گوناگونی که بعضآ در سطوح محلی فعالیت می‌کردند، پا به عرصه نهادند.
سایت‌های شبکه‌های اجتماعی شامل دو شکل اصلی «پروفایل‌محور» و «محتوامحور» هستند..
الف) شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر پروفایل:
در سایت‌های شبکه‌های پروفایل محور، کانون فعالیت‌ها پیرامون صفحه‌های حاوی اطلاعات مربوط به فعالیت‌ها، علایق و گرایشهای هر عضو شکل می‌گیرد. بیبو۲، فیس بوک۳ و مای اسپیس۴، نمونه‌هایی از این نوع شبکه‌ها هستند. در این شبکه‌ها، کاربران نوعاً، دامنه فعالیت و فضای ارتباطی خود را از راههای گوناگون، با درج یادداشت، پیوند و افزودن متن در فضای به اشتراک گذارده شده، گسترش می‌دهند.
یک صفحه شخصی وب و یا یک پروفایل شخصی، این فرصت را به وجود می‌آورد که کاربران بتوانند صفحات دلخواه خود را با محتوی دلخواه مانند عکس‌ها، فیلم‌ها، پیوند‌ها و یا متون دلخواه خود ایجاد کنند. یک پروفایل خصوصی می‌تواند به عنوان یک فضا برای بروز خلاقیت و ابراز شخصی دیده شود. یک پروفایل از آن رو که محرمانه است، شخصی نیست چون می‌تواند حتی به صورت عمومی هم، حداقل برای افرادی که در آن شبکه خصوصی حضور دارند، درآید.
پروفایل‌ها، فرصت‌هایی را برای شخصی سازی فراهم می‌کنند که بر اساس آن‌ها فرد می‌تواند محتوی و نمای صفحه خود را تعیین کند. کارکرد مهم «صفحه شخصی» این است که می‌تواند نمایشی از یک فرد را در محیط وب فراهم سازد و این کار سایت‌های شبکه‌های اجتماعی را از گروه‌های مباحثه و انجمن‌ها متمایز می‌کند. در گروه‌های مباحثه فرد فقط با پست‌ها نمود پیدا می‌کند و اگر پستی نداشته باشد در گروه‌ها مرئی نیست، در حالی که هر کس می‌تواند در یک شبکه اجتماعی همیشه از طریق صفحه شخصی‌اش حضور داشته باشد.
صفحه شخصی یک نقطه شروع برای تعامل در شبکه‌های اجتماعی ایجاد می‌کند که فرد است. ولی نقطه شروع تعامل در تالار‌های گفتمان خود تالار گفتمان است و این فضایی است که پیشاپیش برای تعامل به وجود آمده است. این در حالی است که تعامل در شبکه‌های اجتماعی بر پایه صفحه شخصی بنا شده و اجتماعی شدن، بر پایه یک صفحه شخصی متصل به یک صفحه شخصی دیگر صورت می‌گیرد، یعنی هر فرد شبکه شخصی خود را از افراد (دوستان) و ارتباط‌های شخصی خود می‌سازد.
ب) شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر محتوا:
در این شبکه‌ها، پروفایل‌های کاربران در عین حال که دارای جایگاهی مهمی در شکل‌گیری ارتباطات هستند، اما نقش ثانویه در ارسال محتوا دارند. شبکه فلیکر نمونه‌ای از این گونه شبکه‌ها است؛ گروه‌ها، ارتباطات و یادداشت‌هایی پیرامون تصاویر درج شده شکل می‌گیرند و اعضای شبکه برای ارسال تصویر جدید، درج دیدگاههای خود یا ارتباط با سایر اعضا، نخست باید خود را به شبکه معرفی کنند، یعنی از پروفایلی که قبلاً برای خود ایجاد کرده‌اند، برای ورود به شبکه استفاده‌کنند.
یوتیوب چنین عملکردی دارد. یعنی در آن کاربر باید برای ارسال فیلم و صدا بر روی این شبکه، ابتدا با شناسه‌ای که برگرفته از پروفایل او است خود را معرفی کند و برای یادداشت‌گذاری درباره محتویات موجود در شبکه و رأی دادن به دیدگاههای دیگران نیز به همین‌گونه عمل می‌شود.
ج) گونه‌های دیگر شبکه‌های اجتماعی:
برخی از پلاتفورم‌های موجود در فضای وب، برای کاربران این امکان را فراهم می‌کنند که برای خود فضای اختصاصی ایجاد نموده و شبکه‌های اجتماعی در مقیاس کوچک پیرامون علایق و فعالیتهای خود ایجاد کنند و دیگران را به پیوستن به آن ترغیب کنند.
شبکه‌های مجازی چندکاربره، نظیر اتاقهای گپ‌زنی که مشارکت در آن‌ها موکول به پذیرش، یا دعوت قبلی است، گونه‌های دیگری از شبکه‌های اجتماعی هستند که پیوست به آن‌ها مبتنی بر ارتباط دوستانه و علایق مشترک است.
۳-۳. فضای سایبر و کنشگری اجتماعی
جنبشهای اجتماعی، از فضای سایبر بطور گسترده برای تعامل، آموزش، سازماندهی، اشتراک فراورده‌های فرهنگی جنبش، ارتباط، ایجاد همبستگی و مانند آن‌ها مورد استفاده قرار داده‌اند (Reed، ۲۰۰۵). البته برخی به نقش تمام عیار فضای سایبر در جنبشهای اجتماعی تردید دارند و به نابرابری در دسترسی و عدم فراگیری در وسعتی که جنبش گسترده شده، اشاره می‌کنند (Wasserman، ۲۰۰۷). برخی نیز، حتی در صورت دسترسی، در اصل کیفیت استفاده دمکراتیک و مفید از آن در جنبشهای اجتماعی به دیده تردید می‌نگرند (Marmura، ۲۰۰۷). استفاده از فضای سایبر توسط جنبشهای اجتماعی معتدل، مفید بودن خود را اثبات کرده است. استفاده وسیع از وبلاگ‌ها، پایگاههای وب، ویدیوهای درونخطی در جهت اهداف جنبش‌ها، از آن جمله‌اند. در عین حال، استفاده از شبکه‌های اجتماعی نیز گستره این گونه فعالیت‌ها را وسعت بخشیده‌ است.
کریستین پتیت در پژوهشی که با هدف ارائه الگوی مطالعه جنبش‌های اجتماعی از طریق اینترنت، با عنوان «شبکه‌های جنبش اجتماعی در گفتمان اینترنت» در سال ۲۰۰۴ میلادی انجام داده است، به نقش آن در بسیج جهانی توده‌های مردم، به دلیل امکان انتشار گسترده و سریع اطلاعات می‌پردازد و به همین سبب، پرداختن به کیفیت اتصال جنبشهای اجتماعی را از طریق گفتمان اینترنتی، شایسته اهمیت بر می‌شمارد. وی، اینترنت را یکی از مهم‌ترین بسترهای مطالعه جنبش‌های اجتماعی عصر کنونی می‌داند (petit، ۲۰۰۴). در واقع اینترنت به عنوان یک بستر و فضای اجتماعی مجازی، هنوز برای جامعه‌شناسان فرایندی آزمایشی را طی می‌کند، و روشهای پژوهش اینترنتی در حال پیشرفت است. ظهور جنبشهای آنلاین، و شکلهای نوین اعتراض الکترونیکی و کنشگری در محیط الکترونیکی و اجتماع مجازی، پدیده‌هایی جدی و قابل مطالعه هستند. اینترنت می‌تواند هماهنگی و همگرایی جنبشهای اجتماعی را تسهیل کند. بدین‌لحاظ، مطالعه جنبه‌های جامعه‌شناختی آن‌ها از اهمیت بیشتی برخوردار می‌شود. به تناسب فعا‌ل‌تر شدن جنبشهای اجتماعی در محیط اینترنت، جامعه‌شناسان توجه بیشتری به مطالعه آن‌ها نشان می‌دهند. توجه به جنبش مخالفان سازمان تجارت جهانی و جهانی سازی و کنشگری آن‌ها در محیط اینترنت از این دست است. در واقع اینترنت محیط ثانویه حضور جنبشهای اجتماعی شده است و به تدریج حضور در محیط مجازی اهمیت بیشتری در علوم اجتماعی پیدا کرده است.
واقعیت جنبش‌های اجتماعی، حاکی از وجود تنوع گفتمان در جوامع است. تفاوت گفتمانی موجب صف‌بندی‌های فکری و ارزشی شده و آن‌ها را به سمت استفاده از اهرمهای فشار اجتماعی سوق می‌دهد. از این رو، نسبت نزدیکی بین مقوله‌های جنبش‌های اجتماعی و گفتمان‌های فضای سایبری وجود دارد. شبکه‌های اجتماعی، با قابلیت‌های ارتباطی و سرمایه اجتماعی که در آن نهفته است، بستر مناسبی برای رشد گفتمان‌ها و جنبش‌های فکری-اجتماعی شده است (Castells، ۲۰۰۹: ۵۴-۵۷). او بر این باور است که کنش‌گران اجتماعی و شهروندان سراسر جهان از قابلیت‌های شبکه ارتباطی برای پیشبرد برنامه‌ها، دفاع از ارزش‌ها و علایق خود استفاده می‌کنند. کاستلز اشاره می‌کند که جنبش‌های اجتماعی یک پدیده ثابت جامعه هستند. اما، آن‌ها ارزش‌هایشان را با شکل سازمانی و جامعه‌ای که از آن برخاسته‌اند منطبق می‌کنند (Castells: ۲۰۰۷). از آن‌جا که تنوع فرهنگی و سیاسی در جهان، زیاد است و روابط قدرت نیز در شبکه جهانی ساخت یافته است، لذا جنبش‌های اجتماعی هم با همه گوناگونی‌هایشان در ساختار این شبکه جهانی فعالیت می‌کنند و در فرایند ارتباطات جهانی قدم به صحنه مبارزات فکری می‌گذارند.
جنبش‌های اجتماعی به صورت محلی فکر می‌کنند و ریشه در جامعه خود دارند اما در سطح جهانی عمل می‌نمایند و با قدرت‌مدارانی مواجه می‌شوند که در فضای ارتباطی و شبکه‌های جهانی قدرت حضور دارند. شکل‌گیری «ارتباطات خود-گزین» یک وسیله شگفت‌آور در اختیار جنبش‌های اجتماعی و شالوده‌شکنی‌های فردی در برابر گفتمان‌های غالب و نهادهای رسمی قرار داده است. طبیعتاً، جنبش‌های اجتماعی منشأ فناوری ندارند، اما از فناوری‌ بهره می‌برند. فناوری‌ یک ابزار ساده نیست، خود یک رسانه و یک ساخت اجتماعی با الزام‌های خاص خود است. افزون بر این، توسعه فناوری‌ «ارتباطات خود-گزین» فرهنگی را بسط می‌دهد که بر خودمختاری فردی تأکید دارد و فرد را به عنوان کنشگر اجتماعی دارای طرح و نقشه خودساخته، ظاهر می‌کند.
در چنین پارادایم فرهنگی و فناوری‌، جنبش‌های اجتماعی عصر اطلاعات، و شکلهای نوین بسیج سیاسی بطور گسترده از ابزارهای «ارتباطات خود-گزین» استفاده می‌کنند، اگرچه از راه‌های دیگر هم در صدد تأثیر بر افکار عمومی بر می‌آیند.
جنبش‌های اجتماعی از انواع گوناگونی از کنشهای سایبری بهره می‌برند. لانگ‌من۳ و موریس۴ این کنش‌ها را آمیزه‌ای از دو عامل می‌دانند: نخست، نوع کنش اجتماعی نسبت به شبکه، یا «از طریق شبکه» به این معنا که شبکه ابزار و فضای اجتماعی است و دوم، نوع فضای اجتماعی یعنی وابستگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) ((Langman، & Morris، ۲۰۰۲. به این ترتیب کنشگری سایبر «از طریق شبکه» با مقوله‌های زیر مورد توجه قرار گرفته است:
۱) فعالیت اینترنتی: اینترنت فضای گسترده‌ای را برای حضور و فعالیت سازمان‌ها و کنشگران فراهم کرده است. سازمان‌های غیردولتی که به شکل سنتی فعالیت می‌کردند، فعالیتهای گذشته خود را در محیط اینترنت دنبال می‌کنند.
۲) سرمایه و گردش اطلاعات: اطلاعاتی که سازمان جنبش‌های اجتماعی در اینترنت فراهم می‌اورد و ذخیره اطلاعاتی آن‌ها برای ارائه به کاربران، به عنوان یک سرمایه نگریسته می‌شود. علاوه بر این، گستره ارتباطی آن‌ها مانند در اختیار داشتن انبوه ایمیل کاربران، امکان جلب حمایت مالی از سوی طرفداران از طریق کانالهای ارتباطی، از سرمایه‌های این جنبش‌ها است.
۳) رسانه جایگزین: جنبش‌های اجتماعی از ابزارهای شبکه، مانند سایت‌ها، لیست‌های پستی، انجمن‌های مباحثه و اتاقهای گفتگو برای عضوگیری، اطلاع‌رسانی و جلب توجه افراد مستعد بهره می‌برند. این منابع جایگزین اطلاعات، و به شدت غیرمتمرکز است.
۴) کنشگری سایبری مستقیم: جنبش‌ها از فناوری‌ به عنوان ابزار تفرقه‌اندازی در بین صنایع یا سازمانهای جهانی استفاده می‌کنند. کنشگران سایبری اعم از دولتی یا غیر دولتی، با توسل به سرپیچی مدنی، اعتصاب مجازی، تعرض به سایت‌ها و هک کردن آن‌ها، برای بیان اعتراض، انتشار اطلاعات، پروپاگاندا، گیج کردن حریف، جلب حمایت استفاده می‌کنند
۵) رقابت و همراهی در اینترنت: دسترسی به اینترنت و ساختار تابع کنشگرایی هستند. گروههای حمایت‌کننده گوناگون، نوآوریهای برنامه نویسی، و انجام اقدامهای قانونی، هدفشان تنظیم ساختار و قواعددسترسی به شبکه اینترنت است. مانند جنبش نرم افزار رایگان، منبع باز، فراهم کردن امکان دسترسی طبقات محروم از اینترنت.
۴. نتیجه‌گیری
پدیده رسانه اجتماعی، به عنوان مولود فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی، عرصه کنشگری‌های اجتماعی را دگرگون ساخته است. اهمیت و ابعاد این دگرگونی، هنگامی آشکار‌تر می‌شود که از یک سو، تأثیرهای عینی این رسانه در تعامل‌های اجتماعی و پیامدهای سیاسی- اجتماعی آن‌ها مورد توجه قرار گیرد و از سوی دیگر، به نقش کنشگران و ویژگیهای سازوکاهای ارتباطی توجه شود.
فضای سایبر، عرصه ظهور و نقش‌آفرینی رسانه اجتماعی است. کنشگران در فضای رؤیایی سایبر، قواعد و قوانین حاکم بر فضای فیزیکی و واقعی را پشت سر گذارده و با سازوکارهای متفاوتی، سطح و محدوده روابط و تعامل‌های خویش را پایه‌گذاری می‌کنند. کنشگران، با استفاده از ابزارهای تکامل یافته وب۲، به مشارکت در معماری شبکه‌ای از روابط پیچده و تعاملات، قواعد و عملکرد شبکه‌های اجتماعی فضای سایبر پردخته و آن را از شکل و شیوه سنتی آن متمایز ساخته‌اند. شبکه‌های اجتماعی سایبری، غالباً از ویژگی «باز بودن»، و «عدم تمرکز» برخوردارند، و ضمن انعطاف‌پذیری، و ایمنی سطح بالا، کنترل اجتماعی را با چالشهای جدی روبرو کرده‌اند. اطلاعات موجود در سایت‌های شبکه‌های سایبری، منبع بسیار مهمی برای مطالعه کیفیت گسترش این شبکه‌ها و رفتار کنشگران در تعاملات درون‌شبکه‌ای است.
رویکرد این مقاله توجه به فضای سایبر از جنبه مطالعه سازوکارهای ارتباطی و تعاملی آن و بیان تأثیر آن بر ظهور شبکه‌های اجتماعی سایبری و کارکرد آن‌ها بود. سازوکارهای ارتباطی که با تکیه بر فناوری در حال پیشرفت، سطح تعامل کنشگران را ارتقاء داده و اجتماعات آنلاین و گفتمان‌های موجود را از طریق سرپل‌های متعدد به یکدیگر پیوند داده است.

منابع
بل، دیوید (۱۳۸۹) درآمدی بر فرهنگ‌های سایبر. ترجمه مسعود کوثری و حسین حسنی. تهران: انتشارات جامعه‌شناسان.
دوران، بهزاد (۱۳۸۱) تأثیر فضای سایبر بر هویت اجتماعی. پایان‌نامه دکتری، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی.
کاستلز، مانوئل (۱۳۸۰) عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ؛ ظهور جامعه شبکه‌ای، ج۱. ترجمه احد علیقلیان و افشین خاکباز. تهران: انتشارات طرح نو.

‌هایم، مایکل (۱۳۹۰) متافیزیک واقعیت مجازی، ترجمه سروناز تربتی، تهران، انتشارات رخدادنو

Anderson، Terry (۲۰۰۴) Theory and Practice of Online Learning. In Anderson، Terry & Elloumi، Fathi، eds. Theory and Practice of Online Learning، p. Athabasca University.
Beer، David (۲۰۰۸) Social network (ing) sites revisiting the story so far: A response to danah boyd & Nicole Ellison. Journal of Computer-Mediated Communication ۱۳ (۲): ۵۱۶-۵۲۹.
Bell، David (۲۰۰۷) Cyberculture Theorists: Manuel Castells and Donna Haraway. Routledge.
Ben-Yehuda، Efrat (۲۰۰۷) The Return of the Gift Society: Traditional Relations of Exchange and Trust in Contemporary Technological Society. Master of Arts، Simon Fraser University.
Boyd، D. M.، & Ellison، N. B. (۲۰۰۷). Social network sites: Definition، history، and scholarship. Journal of Computer-Mediated Communication، ۱۳ (۱)، article ۱۱. http: //jcmc. indiana. edu/vol۱۳/issue۱/boyd. ellison. html (access: Apr. ۲۲، ۲۰۱۰).
Brier، Søren (۲۰۱۰) Cybersemiotics and the question of knowledge. In: Information and Computation. Gordana Dodig-Crnkovic & Mark Burgin (eds). World Scientific Publishing Co.
Capilanou (۲۰۱۰) www. capilanou. ca/help/login-page/active-cms/glossary. html
Castells، Manuel (۲۰۰۷) «Communication، Power and Counter-power in the Network Society». International Journal of Communication، Vol. ۱، ۲۰۰۷، pp. ۲۳۸-۲۶۶.
Castells، Manuel (۲۰۰۹) Communication Power. Oxford University Press.
Crosbie، V. (۲۰۰۲). What is New Media؟ http: //www. sociology. org. uk/as۴mm۳a. doc
Cyberculture (۲۰۰۱) OED online. Oxford University Press. December.
Cyberculture (۲۰۱۰a) «. American Heritage Dictionary of the English Language، Fourth Edition. Boston: Houghton Mifflin.
Dalsgaard، C. (۲۰۰۸) «Social networking sites: Transparency in online education»، presented at EUNIS ۲۰۰۸ – Vision IT – Visions for use of IT in Higher Education، Århus، ۲۴. ۶. ۲۰۰۸ – ۲۷. ۶. ۲۰۰۸.
Ferdinand، P. (۲۰۰۰) The Internet، Democracy & Democraztization. London: Frankcass Publisher.
Folsom، Thomas C. (۲۰۰۷) Defining Cyberspace (Finding Real Virtue in the Place of Virtual Reality) (۲۰۰۶). Tulane Journal of Technology & Intellectual Property، Vol. ۹، p. ۷۵.
Forrest، Hare (۲۰۰۹) Borders in Cyberspace: Can Sovereignty Adapt to the Challenges of Cyber Security؟ In: The Virtual Battlefield: Perspectives on Cyber Warfare، C. Czosseck and K. Geers (Eds.). IOS Press. ۲۰۰۹. p. p. ۸۸-۱۰۵.
Freund، Alex (۲۰۱۰) Social media: so what is it for people in transition.
Fuchs، Christian (۲۰۰۹) Social Networking Sites and the Surveillance Society. Austria Vienna، Forschungsgruppe Unified Theory of Information (Research GroupUnified Theory of Information).
Golder، Scot; Wilkinson; Dennis and Huberman، Bernando (۲۰۰۶). «Rhythms of social interaction: Messaging within a massive online network،» In: Communities and Technologies ۲۰۰۷: Proceedings of the Third Communities and Technologies Conference (۲۷ June)، and at http: //arxiv. org/PS_cache/cs/pdf/۰۶۱۱/۰۶۱۱۱۳۷v۱. pdf. (access: Aug. ۲، ۲۰۱۰)
Gripenberg، Pernilla (۲۰۰۵): ICT and the shaping of society: Exploring human-ICT relationships in everyday life. (Ph. D. thesis) Helsinki: Edita Prima Ltd.
Haney، William S. (۲۰۰۶) Cyberculture، Cyborgs and Science Fiction: Consciousness and the Posthuman. The Netherlands: Rodopi B. V.
Hine، Christine (۲۰۰۰) Virtual Ethnography. SAGE Publications.
Histper (۲۰۰۱) Analysis Network. http: //histper. co. uk/tcs/analysis%۲۰network. html access: May. ۲، ۲۰۱۱).
Holmes، David (۲۰۰۵) Communication theory: media، technology and society. London: Sage.
Howcroft، Wayne (۲۰۱۰) Social Networking Time Line… lets start at ۱۹۹۷. http: //blog. afridesign. com/tag/sixdegrees/ (accessed May ۲، ۲۰۱۱).
Huertas، M. A.، Casado، C.، Corcoles، C.، Mor، E. & Roldan، A. E. G. (۲۰۰۷). Social Networks for Learning: Wikis، Blogs and Tagging in Education. In Szucs A. & Bo I. EDEN (۲۰۰۷) Annual Conference Book of Abstracts. European Distance and ELearning Network.
Kaplan، Andreas M. and Haenlein، Michael، (۲۰۱۰) Users of the world، unite! The challenges and opportunities of social media، Business Horizons، Vol. ۵۳، Issue ۱، p. ۵۹-۶۸.
Langman، L.، & D. Morris (۲۰۰۲). Internet mediation: A theory of alternative globalization movements. In M. Gurstein & S. Finquelievich (eds.)، Proceedings of the ۱st International Workshop on Community Informatics. Montreal، Canada، October ۸، ۲۰۰۲.
Marmura، Stephen، (۲۰۰۸)» A net advantage؟ The internet، grassroots activism and American Middle-Eastern Policy، «New Media Society No ۱۰.
McQuail، Denis (۲۰۰۳) New Horizons for Communication Theory in the New Media Age. In: Valdivia، Angharad (ed) N. A Companion to Media Studies. Blackwell Publishing. pp. ۴۰-۴۹.
Petit، Christine (۲۰۰۴) Social Movement Networks in Internet Discourse (Presented at the annual meetings of the American Sociological Association، San Francisco، August ۱۷، ۲۰۰۴). http: //irows. ucr. edu/papers/irows۲۵/irows۲۵. htm. (accessed Jan. ۱۰، ۲۰۱۱).
Reed، T. V. (۲۰۰۵) The Art of Protest. Univ Of Minnesota Press
Rheingold، Howard (۱۹۹۳).» Daily Life in Cyberspace «. The Virtual Community: Homesteading on the Electronic Frontier. HarperCollins.
Searchenginewatch (۲۰۱۰). www. searchenginewatch. com/define
Starr، Stuart H. (۲۰۰۹) Towards an Evolving Theory of Cyberpower. In: The Virtual Battlefield: Perspectives on Cyber Warfare، C. Czosseck and K. Geers (Eds.). IOS Press.
Suler، John (۲۰۰۴) The Psychology of Cyberspace. http: //truecenterpoint. com/ce/index. html
Thompson، John B (۱۹۹۵). The Media and Modernity: a Social Theory of the Media. Stanford، CA: Stanford University Press.
Torres-Coronas، Teresa; Monclús-Guitart، Ricard; Rodríguez-Merayo، Araceli; Vidal-Blasco، M. Arántzazu and Simón-Olmos، M. José (۲۰۱۰) Web ۲. ۰ Technologies: Social Software Applied to Higher Education and Adult Learning. In:.» Web Technologies: Concepts، Methodologies، Tools، and Applications. Arthur Tattnall (ed) «. New York: Information science reference.
Tufekci، Zeynep (۲۰۰۸) Can You See Me Now؟ Audience and Disclosure Regulation in Online Social Network Sites. Bulletin of Science، Technology & Society Vol. ۲۸، No. ۱، February ۲۰۰۸.
Wasserman، Herman (۲۰۰۷)» Is a New Worldwide Web Possible؟ An Explorative Comparison of the Use of ICTs by Two South African Social Movements، «African Studies Review، Volume ۵۰، Number ۱ (April ۲۰۰۷)،
webtrends. about. com/od/web۲۰/a/web۲۰-glossary_۲. htm (access: Apr. ۲۲، ۲۰۱۰).
Wellman، B.، & Berkowitz، S. D. (Eds.). (۱۹۸۸). Social structures: A network approach. Cambridge، England: Cambridge University Press.
Williams، Kate and Durrance، Joan C. (۲۰۰۸) Social Networks and Social Capital: Rethinking Theory in Community Informatics. The Journal of Community Informatics، Vol ۴، No ۳.