آسمان و بار امانت روزنامه‏‌نگاری اصلاح‏گرا

آسمان و بار امانت روزنامه‏‌نگاری اصلاح‏گرا
تاریخ انتشار : 16 بهمن 1393

آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به نام من دیوانه زدند
حافظ
سرانجام «آسمان» آفتابی شد، بعد از آن‌که «هم ‏میهن» در مه ماند و «نشاط» نیامده رفت. آسمان مطبوعات ایران هنوز پرستاره نیست و ستاره‌های اندک آن هم پشت ابرهای انبوه تنگناهای ریز و درشت روزنامه‌نگاری چنان گرفتارند که فروغشان کم به چشم می‌آید و خبرشان کمتر به گوش می‌رسد. در این احوال اهالی مطبوعات که غروب ستاره‌ها را بیشتر از طلوعشان دیده‌اند، برآمدن هر ستاره را «ممدحیات» خود می‌بینند و ماندگاری‏اش را مفرح ذات و به هر آسمانی چشم می‌دوزند و به هر ستاره‌ای دل‏خوش می‌کنند، به‌خصوص آن‌که ستاره‌ای دنبال‌دار هم باشد.
به محمد قوچانی و همراهان باهمت و همکاران خوش ذوقش باید تبریک گفت که در تکاپوی نفس‌گیر روزنامه‌نگاری این ایام از نفس نیفتادند و در عالم کم‏جان مطبوعات تا توانستند دمیدند. روزنامه‌نگارانی که هم به بقا می‌اندیشند و هم به نوآوری، نشانه‌های حیات در جامعه کوتاه‌مدت مطبوعات‌اند در جهان زیست تنگ اهل قلم و چه خوب که آسمان از میان این‌ گران‏جانی به زمین آمده است.
روزنامه‌نگاری به معنای اخلاقی و حرفه‌ای‌اش کاری سخت و پربیم و امید است و در سویه اصلاح‌گرایانه‌اش کاری دشوار‌تر، تامل‌برانگیز‌تر و در عین‌حال امیدآفرین‏‌تر. آسمان در این می‌دان، میان بسته است که بار امانتی به دوش گیرد که دیگران نتوانستند، نخواسته‌اند یا نگذاشته‌اند بردارند، پس آسمان از این پس سنگین‏بار‌تر است و در میانه کندوکاو‌ها و کنش‌های اصلاح‌طلبانه و تحول‏خواهانه جامعه به نقطه‌ای از امید و قضاوت و تاثیر تبدیل شده است. با این نگاه آسمانی که هر روز دیده می‌‏شود باید حسابی فرا‌تر از آسمان دیروز باز کند. آسمان از امروز در شمار امور تماشایی است، بیشتر خوانده می‌شود، بیشتر اثر می‌بخشد و به‌‌ همان نسبت باید بیشتر به کانون روزنامه‌نگاری اصلاح‏گرا نزدیک و از حاشیه‌های آن دور شود. برای تسری این نوع روزنامه‌نگاری به آسمان باید نظر‌ها را پرسید و تجربه‌ها را شنید. به عنوان درآمدی براین آغاز می‌توان مواردی از این دست را برشمرد:
۱. آسمان در بهار مطبوعات نیامده است، مطبوعات در حاشیه رسانه‌های ایرانند و مطبوعات اصلاح‏گرا هم از این رویداد برکنار نیستند، گسترش دنیای مجازی و جامعه شبکه‌ای حتمیت و جبریت این تقدیر را نساخته است، مطبوعات می‌توانند و باید از این فرود اجتماعی و سیاسی و فرهنگی که در شمار و کمیت و کیفیت دارند، به فرازی شایسته‌تر هم در دنیای واقعی و هم در دنیای مجازی دست یابند.
۲. روزنامه‌نگاری اصلاح‌گرا را که نوعی روزنامه‌نگاری متفکرانه است و از دو پایه آگاهی حرفه‌ای و آرمان‌های اصلاحی نیز دور نیست، باید در لابه‏لای سطور آسمان دید.
۳. ضعف سنت و حیات تاریخی روزنامه‌نگاری اصلاح‌طلبانه را باید با رویکرد انتقادی و مستقل آسمان به زمینه و پیرامونش کم کرد. آسمان باید خود را نقطه‌ای از همه و شوریده بر همه نداند. تافته‌ای از‌‌ همان جنسی است که اگرچه نیازمند نقد است ولی شایسته نفی نیست. نه گذشته نسل‌هایی که در پی آرمان‌هایی ازیادبردنی است و نه حال نسلی که به دنبال نوآوری است، سرشار از «تهی» است. باید به گفت‌وگوی انتقادی میان نسل‌ها و بخش‌های گوناگون جامعه دامن زد نه به منازعات بی‌حاصل و بیهوده آنان.
۴. روزنامه‌نگاری اصلاح‏گرا، ترکیبی از روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و سیاسی است. اگر آسمان بتواند در تجربه جدید خود پایه‌های این ترکیب را بر «اخلاق حرفه‏ای» بنا نهد و شائبه‌های دوری و نزدیکی به این و آن تفکر و مشرب و نهاد را که از جمله آفات روزنامه‌نگاری حتی در وجه اصلاح‏گرای آن است، از صفحات آشکار و سطور پنهان خویش دور کند، کاری، کارستان کرده است.
۵. روزنامه‌نگاری اصلاح‏گرا، روزنامه‌نگاری قطبی نیست و در پی قطبی‏ساختن فرهنگ نخبگان و عامه نباید باشد، آسمان هم خوبست این مضمون را که هرچه اصلاح‌طلبی، اعتدال و عقلانیت است، در هر قالبی از کار مطبوعاتی جاری و ساری کند. جامعه ما در همه سطوح سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی‏اش نیازمند یادگرفتن قواعد «بازی با هم است نه بازی در برابر هم» و این ممکن نیست مگر با آموختن و «ترویج گفت‌وگو و تفکر انتقادی».
شاید بار امانت آسمان این‌بار همین باشد، باید که در رساندن این‌بار به منزل با جد و جهد رو به آسمان داشت.

مجله آسمان اسفند 1392- [منبع]