کتاب‌های موثر در جریان انقلاب ۵۷ / کتاب‌ها، پشتوانه هر کنش انقلابی بودند

کتاب‌های موثر در جریان انقلاب ۵۷ / کتاب‌ها، پشتوانه هر کنش انقلابی بودند
تاریخ انتشار : 16 بهمن 1393
نویسنده :
زمینه :

کتاب و کتابخوانی و تاثیر آن در تعالی بخشیدن به روش‌های اندیشیدن، نکته‌ای است که وقتی در مقام تحلیل و در کنار سایر شرایط قرار ‌می‌گیرد می‌تواند در ریشه‌یابی تحولات بزرگ تاریخ جوامع، نقش مهمی را ایفا کند. دهه ۵۰ به عنوان یکی از برجسته‌ترین دهه‌های تاریخ ایران، به دنبال خود نویسندگان و آثار برجسته‌ای را مطرح می‌کند که در شکل‌گیری تفکرات انقلابی و همچنین در توفیق انقلاب اسلامی تاثیرات چشمگیری داشته‌اند. بر این اساس گفت‌وگویی را با هادی خانیکی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی انجام داده و از او فضای فکری غالب در دهه ۵۰ و علایق مطالعاتی‌اش را جویا شدیم. خانیکی معتقد است در دهه ۵۰ کتاب‌هایی بیشتر تاثیرگذار بودند که علاوه بر ادراک، نقش انگیزشی هم بر عهده داشتند. او آثار دکتر علی شریعتی را از تاثیرگذار‌ترین آثار مطرح در فضای عمومی این دهه می‌داند که در فضای مذهبی- سیاسی غالب آن برهه با استقبال فراوانی مواجه می‌شده است. خانیکی همچنین با اشاره به متفکران مطرح دیگری مانند استاد مطهری، آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان و آثار روشنگرانه آن‌ها در کنار این فضای غالب، به تحلیل تمایز آثار آن‌ها با آثار دکتر شریعتی می‌پردازد. گفت‌وگوی «اعتماد» با هادی خانیکی را در ادامه می‌خوانید.

**با توجه به فضای فکری غالب در دهه ۵۰ چه اندیشه‌ها و آثاری بیشتر مورد استقبال افراد جامعه قرار می‌گرفت؟

در دهه ۵۰، ایران به لحاظ گفتمان مسلط با نوعی گذار از مبارزات سیاسی و مسالمت‌آمیز به مبارزات مخفی و مسلحانه روبه‌رو بود. می‌توان گفت چه در فرهنگ مذهبی و چه مارکسیستی که بر فضای دانشگاه‌های آن زمان و بر فضای فکری جوانان آرمان‌خواه چیره بود، آثاری بیشتر تاثیرگذار بودند که جامعه و بالطبع، جوانان را به گونه‌ای به فهم بیشترِ سیاسی از جامعه ترغیب می‌کردند؛ آثاری که علاوه بر ادراک نقش انگیزشی هم داشتند، یعنی می‌توانستند تهییج‌کننده بوده و به لحاظ زبان نیز نقش تاثیرگذاری داشته باشند. بر این اساس و با توجه به فضای ذهنی که من به عنوان یک جوان مذهبی و سیاسی در آن قرار داشتم، می‌توانم بگویم که یکی از تاثیرگذار‌ترین آثاری که در فضای عمومی وجود داشت آثار دکتر علی شریعتی بود. کتاب‌های دکتر شریعتی در فضای مذهبی- سیاسی غالب در آن زمان از جذابیت‌های بیشتری برخوردار بود. البته در کنار این فضای غالب، آثار روشنگرانه دیگری نیز وجود داشت مثل آثار شهید مطهری، مرحوم بازرگان و مرحوم طالقانی. اما می‌توان گفت تاثیرگذاری بیشتر، متعلق به آثار دکتر شریعتی بود.

**خود شما بیشتر چه کتاب‌هایی را مطالعه می‌کردید؟

طبیعتا من هم می‌توانم بگویم قبل از هر چیز دنبال آثار دکتر شریعتی می‌گشتم، اما بازهم آثار دیگری در همین زمان دیده و خوانده می‌شد که باید به آن‌ها هم توجه کرد. از جمله آثار تاثیرگذار در فضای فکری جهانی، می‌توان به آثار فرانتس فانون مثل «انقلاب آفریقا»، «دوزخیان روی زمین»، «نفرینیان خاک» و «پوست سیاه، صورتک‌های سفید» اشاره کرد. این‌ها کتاب‌هایی است که با عنوان آثار عمیق‌تر سیاسی توسط انتشارات خوارزمی منتشر می‌شد و بر مطالعه و تفکر افرادی امثال من تاثیرگذار بود. گروه دیگری از کتاب‌ها را هم باید در نظر گرفت که به دلیل فضای محدودیت و ممنوعیت رژیم گذشته عمدتا بدون مجوز و با جلد سفید منتشر شده و بسیار هم خوانده می‌شدند. این آثار زمینه‌های مختلف ادبی، تاریخی، هنری، اجتماعی و حتی شعر داشتند اما جذابیت‌ آن‌ها بیشتر مرهون محدودیت و ممنوعیتشان بود. حتی به خاطر دارم که در این فضا بعضی از کتاب‌ها فقط به خاطر نام و فرم منتشر شدنشان به‌شدت مورد استقبال قرار می‌گرفتند، مثل «من چه‌گوارا هستم» که توسط خانم گلی ترقی نوشته شده بود. این کتاب محتوای مبارزاتی به آن معنا نداشت اما چون این انگاره وجود داشت که به چه‌گوارا پرداخته با اقبال مواجه شد. البته فضای سیاسی و محدودیت‌هایی هم که رژیم به وجود می‌آورد در جهت دادن به نوع مطالعه اثرگذار بود. در واقع اگر کتابی ممنوع یا کمیاب می‌شد حتی اگر یک اثر ادبی بود به‌شدت خوانده می‌شد. می‌توانم بگویم بسیاری از رمان‌هایی که در این زمان فروش بالایی داشتند متاثر از محدودیت‌هایشان بودند.

** کتاب‌هایی که نقش ادراکی و انگیزشی داشتند چقدر بر شکل‌گیری تفکر انقلابی در جامعه به ویژه نسل جوان تاثیرگذار بود؟

خب تاثیر زیادی داشت. ببینید‌‌ همان طور که گفتم باید این نکته را در نظر گرفت که دهه ۵۰ دوران گذار از فضای سیاسی روشنفکرانه به فضای انقلابی بود. در این فضای انقلابی در واقع صرفا و صرفا یک شرایط باز روشنفکرانه وجود نداشت که در آن انتخاب صورت بگیرد. در واقع شرایطی بر جامعه حاکم بود که هر مضمونی که افراد را چه به لحاظ ادراکی و چه انگیزشی به مبارزه ترغیب می‌کرد جایگاه بهتری را در فضای جوانان سیاسی کسب می‌کرد. هرچه به انقلاب هم نزدیک‌تر می‌‌شویم این تاثیر بیشتر می‌شود. به همین دلیل می‌بینید که نویسندگان، ناشران و موضوعاتی که اساسا به نوعی تفسیر انقلابی از موضوعات مختلف می‌پردازند مورد استقبال بیشتری قرار می‌گیرند. به خصوص می‌بینیم که در سه، چهار سال منتهی به انقلاب، آثاری که از تاریخ اسلام با زبان روز یعنی زبان سیاسی تصویری را ارایه می‌دهند یا از زندگی ائمه و بزرگان دین یک مضمون انقلابی را استخراج می‌کنند تاثیرگذاری بیشتری دارند.

**ویژگی عمده آثار دکتر شریعتی چه بود که به این حد از تاثیرگذاری منجر می‌شد؟

کار آثار دکتر شریعتی این بود که با نقد فهم رایج که منجر به نوعی سکون و بی‌تحرکی می‌شد عملا افکار را به سمت عناصر حیات‌بخش مذهب و تکیه کردن به آن ترغیب می‌کرد. به این اعتبار می‌توان گفت که آثار دکتر شریعتی هم به لحاظ مضمون و هم به لحاظ زبان در ترغیب کردن به فهم انقلابی از دین، جامعه و تاریخ تاثیر عمده‌ای داشت. این یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد دکتر شریعتی است که هنوز هم آثارش جزو پرفروش‌ترین کتاب‌ها هستند و در بین نسل جوان امروز هم اگرچه ذایقه بخشی از جامعه تغییر یافته است اما هنوز تمایل زیادی برای مطالعه آثار او وجود دارد. دکتر شریعتی از سویی با آنکه نگاه انتقادی به مدرنیته دارد باز جنبه‌های مثبتی را برای آن در نظر می‌گیرد و از سوی دیگر همان‌گونه که در بخش‌های دیگر هم گفتم نگاه ادراکی با نگاه انگیزشی را در کنار هم قرار می‌دهد، به همین دلیل جامعه آثار او را به تاریخ نسپرده‌ است. اما نوع توجهات به دلیل تغییر و تحولاتی که در جامعه اتفاق افتاده است به نوعی متفاوت است. آثار دکتر شریعتی ابعاد مختلفی از جمله ابعاد متفاوت اجتماعی، فرهنگی و مذهبی دارد که در هر دوره بخشی از این گرایشات بیشتر مورد توجه افراد جامعه قرار می‌گیرد.

آثار دکتر شریعتی چه امتیازی نسبت به آثار سایر متفکرانی که در آن برهه مطرح بودند مثل شهید مطهری، آیت‌الله طالقانی و مهندس **بازرگان داشت که بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت؟

ببینید چون سوال شما بیشتر راجع به شکل گرفتن فضای معطوف به انقلاب بود بحث من هم مشخصا درباره دهه ۵۰ و سال‌های منتهی به انقلاب یعنی ۵۵ به بعد است که فضای انقلابی شدید‌تر شده و افراد هم بیشتر در حال و هوای فضای سیاسی قرار گرفتند.‌‌ همان طور که پیش‌تر گفتم در آن دوره کتاب‌هایی تاثیرگذار بود که بیشتر به نوعی فهم، انگیزه و تحرک سیاسی می‌انجامید، به همین اعتبار هم گفتم که کتاب‌هایی که از ناحیه رژیم شاه با محدودیت و ممنوعیت مواجه می‌شد مورد اقبال بیشتری ‌قرار می‌گرفت. بعضی‌ از این کتاب‌ها، جلد سفید و غیرمجاز بودند، بعضی هم آثاری بودند که در فضای جهانی، گفتمان انقلابی را مطرح می‌کردند که برای نمونه هم به آثار فرانتس فانون اشاره کردم یا کارهایی که انتشارات خوارزمی و نظایر این‌ها منتشر می‌کردند. در چنین فضایی بود که آثار شریعتی وضعیت متمایزی را داشت. به یک معنا می‌توان گفت که تاثیرگذار‌ترین، پرفروش‌ترین و مطرح‌ترین آثار بود. طبیعتا به لحاظ تاریخی آثار دکتر شریعتی بعد از آثار مرحوم بازرگان حتی آیت‌الله طالقانی مطرح بود، اگرچه می‌توان گفت آثار آن‌ها هم مورد توجه بود ولی گفتمان شریعتی به لحاظ تاریخی گفتمانی است که پس از نسل اول روشنفکری دینی که معرف آن مهندس بازرگان بود به میدان می‌آید. در نتیجه این آثار هم خوانده می‌شد ولی اگر از من بپرسید می‌گویم که این آثار بیشتر در دهه ۴۰ یا اواخر آن محوریت داشتند و بعد جای خود را به آثار دکتر شریعتی دادند در عین حالی که موضوعیت خود را از دست نداده بودند. در واقع می‌توان گفت که به آثار شهید مطهری و دکتر شریعتی نمی‌توان به عنوان دو رقیب نگاه کرد چرا که آن‌ها به طرح جنبه‌های جدیدی از تفکر دینی می‌پرداختند که شاید بتوان گفت مهم‌ترین بخش آن‌ها به نوع رویکرد فلسفی و تاریخی‌ بازمی‌گشت. در عین حالی که آثار استاد مطهری نوعی نقد رایج از مذهب هم بود منتها آن دایره تاثیر شورانگیز بیشتر به حوزه آثار دکتر شریعتی تعلق داشت. به دلیل اینکه شهید مطهری هم روی مسائل مطرح زمان تکیه می‌کرد و وارد حوزه‌هایی متفاوت با رویکرد رایج در حوزه‌ها می‌شد، ایشان در دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر سابق) مطالبی را تدریس می‌کرد- این‌ها بعد‌ها هم منتشر شد- که با اینکه واحد نداشت ولی با استقبال بالایی مواجه می‌شد. در واقع تکیه‌ای که ایشان بر «خدمات متقابل اسلام و ایران» در سال ۵۴ می‌کرد با وجود اینکه آن دوره، زمان طرح نوعی انترناسیونالیسم چه در جنبه‌های دینی و چه جنبه‌های مارکسیستی آن بود، با استقبال بالایی مواجه می‌شد. به هر صورت می‌توان آثار استاد مطهری را معرف رویکرد روشنفکرانه حوزه و آثار دکتر شریعتی را معرف رویکرد متدینانه دانشگاه دانست. در رویکرد این دو نوعی اشتراک نظر می‌توان دید اما در متدولوژی و روش‌شناسی آن‌ها نوعی افتراق وجود دارد. اما من در واقع در پاسخ به سوال شما، مشخصا به عنوان یک جوان مذهبی انقلابی گفتم که بیشترین اثر را طی این سال‌ها آثار دکتر شریعتی داشته است. طبیعتا برای جوانان غیرمذهبی انقلابی یا جوانان مذهبی غیرانقلابی حتما آثار دیگری هم مطرح بوده است که نباید تاثیرگذاریشان را نادیده گرفت. منتها خب ببینید در آن گفتمان انقلابی که تاثیر بر جوانان، دانشگاهیان و روشنفکران به طور گسترده صورت می‌گیرد، تاثیرگذار‌ترین نگاه تفسیری به قرآن را باید در «پرتوی از قرآن» آیت‌الله طالقانی دید. تاثیرگذار‌ترین آثاری که در زمینه شناخت فلسفی به خصوص با رویکرد اسلامی و با شناخت طرح تاریخ اسلام باز با زبان سیاسی‌تر و جذاب‌تر وجود دارد آثار شهید مطهری و تاثیرگذار‌ترین آثار در ملازمت و نزدیکی بین دین و علم آثار مهندس بازرگان است. منتها ببینید فصل مشترک آثار بازرگان، مطهری، طالقانی و شریعتی در این است که همه آن‌ها در عین حال سیاسی هم هستند یعنی به جنبه‌های سیاسی هم می‌پردازند و به همین اعتبار است که در فضای تاثیرگذاری بر مخاطبان تحصیلکرده و جوان خود قرار می‌گیرند.

**عده‌ای معتقدند که نباید و نمی‌توان برای کتاب این حد از تاثیرگذاری را قایل شد. نظر شما در این باره چیست؟

در این باره دو رویکرد وجود دارد. یکی رویکردی است مبتنی بر روایت از درون که نوعی نگاه جامعه‌شناسانه سیاسی دارد و بر اساس آن افراد باید دیدگاه‌ها و مشاهدات خود را بگویند. یک نگاه هم به اصطلاح نگاه پسینی و از بیرون است. با نگاه پسینی به خصوص کسانی که امروز به یک مساله می‌پردازند حتی ممکن است با نوعی دید انتقادی چه به گفتمان انقلاب و چه به گفتمان پسا انقلاب نگاه کنند که ممکن است این نگاه کمتر جامعه‌شناسانه و بیشتر نورماتیو یا هنجاری باشد و بر اساس باید و نبایدهایی که الان به آن رسیده‌اند به این موضوع بپردازند. نگاه من، نگاه اول بود یعنی من به عنوان روایت از درون گفتم که هر کنشی که انجام می‌گرفت به هرحال یک طرف آن کتاب و مطالعه بود. یعنی چه درباره کسانی که وارد حوزه‌های سیاسی می‌شدند و مبارزه مخفی می‌کردند و چه کسانی که نقش آگاهی‌بخشی داشتند نمی‌توان نقش کتاب را نادیده گرفت.‌‌ همان طور که اگر به سال‌های قبل تاثیرگذاری آثار شریعتی برگردید می‌بینید که آثار نویسندگانی مثل جلال آل‌احمد و صمد بهرنگی خوانده می‌شده و تاثیرگذار هم بوده است. وقتی می‌گوییم تاثیرگذار است به این معنا نیست که فقط و فقط باید به کتاب‌هایی که به تحلیل انقلاب و مطالعات تطبیقی انقلاب‌ها می‌پرداخته‌اند اکتفا کرد بلکه در کنار آن‌ها مجموعه‌ای از رمان، شعر، اثر هنری، نمایشنامه‌هایی که نوشته می‌شد و امثال اینهاست که شرایط انقلابی را به وجود می‌آوردند. بالا‌تر از همه این‌ها، به خصوص نسبتی است که با شرایط انقلابی پیدا می‌کنند مثل تاثیرگذاری که از سخنرانی امام در بین علمای برجسته هم وجود دارد. من تک سببی به مساله نگاه نمی‌کنم به عنوان روایتی که بگویم این تاثیر فقط در کتاب، اشکال مبارزاتی، دیدن صحنه‌های فقر، تربیت انقلابی، حضور پیدا کردن در محافل انقلابی، مساجد و مراکز سوق‌دهنده به مبارزات سیاسی یا فقط در دانشگاه‌ها بود، بلکه همه این‌ها در کنار هم قرار داشتند ولی در ارتباط با اینکه آیا صرفا جامعه با کتاب انقلابی شده من هم چنین نظری ندارم اما نمی‌توانم بگویم که کتاب جزو محرکه‌ها هم نبوده است، به خاطر اینکه اگر با ملاحظه‌ای که اول هم به آن اشاره کردم که تمایل جامعه به سمت آثاری بود که مضمون سیاسی داشتند و به نوعی هم علیه رژیم شاه تفسیر می‌شدند نگاه کنید نمی‌توانید به عنوان کنشگری سیاسی یا اجتماعی خود کتاب را نادیده بگیرید، چرا که در نفس انتشار این کتاب‌ها، نهادهایی که برای انتشار آن‌ها شکل می‌گرفت، نفس توزیع آن‌ها، شبکه‌هایی متشکل از جوانان انقلابی و دانشگاهی که آن‌ها را توزیع می‌کردند که بین آن‌ها آثار امام، طالقانی، شریعتی، دفاعیات زندانیان سیاسی و هر اثری که یک گام به سمت مبارزه و انقلاب می‌کشاند هم بودند، نوعی مبارزه وجود داشت. ببینید دانشکده فنی دانشگاه تهران یک شرایط استثنایی داشت؛ به دلیل اینکه از کانون‌های مبارزه بود هر نوع اطلاعیه و بیانیه سیاسی که از امام و گروه‌های مخفی یا انقلابی منتشر می‌شد در سراسر دانشکده چسبانده می‌شد و دانشجویان هم می‌دیدند و تا وقتی هم که دانشکده تعطیل نمی‌شد انتظامات دانشگاه جرات نمی‌کرد آن‌ها را جمع‌آوری کند. خب ببینید اینجا اعلامیه وجود دارد، کاست هست، کار هنری انجام می‌گیرد و… بحث ما هم تاثیر مجموع این‌ها در شکل گرفتن فضای انقلابی است. در نتیجه کتاب هم یکی از قسمت‌های مهم آن است چون بر سر کتاب از زمان تالیف تا خوانده شدن خیلی کار‌ها انجام می‌گرفت و مراحل مختلفی را طی می‌کرد. مگر می‌توان تیراژهای چند صدهزار جلدی آثار شریعتی در دوران انقلاب را نادیده گرفت. وقتی در این تیراژ منتشر می‌شد یعنی حتما خوانده هم می‌شده وقتی هم که خوانده می‌شده پس اثرگذاری هم داشته است. به اعتقاد من کسانی که برای کتاب نقش مهمی را در شکل‌گیری افکار انقلابی قایل نیستند یک نگاه بعد از رخدادی دارند. در خود آن دوران می‌بینید که کتابفروشی، راه انداختن کتابخانه، توزیع کتاب جزو فعالیت‌های انقلابی محسوب می‌شود. اصلا یکی از مهم‌ترین نوع فعالیت‌های دانشجویی انتشار کتاب‌هایی بود که خیلی هم مورد حمایت دانشگاه نبود. حتی بین دانشجویان مذهبی و مارکسیست رقابت هم وجود داشت، آن‌ها دو نوع کتابخانه داشتند و هر کدام در کتابخانه‌هایشان کتاب‌هایی را که خودشان قبول داشتند نگهداری و توزیع می‌کردند. اما چون سوال شما متوجه شخص من بود بازهم تاکید می‌کنم که من به عنوان یک جوان مذهبی انقلابی جواب سوال شما را دادم، ممکن است درباره دیگران شعاع این تاثیرگذاری متفاوت باشد.

**به نظر شما امروز روال مطالعه و تفکر در بین نویسندگان و خوانندگان، نسبت به دهه ۵۰ چه تفاوتی کرده است؟

مقایسه در این مورد کمی مشکل است، الان اشکال رقیبی برای مطالعه وجود دارد که آن زمان نبود. به هر حال امروز کتاب فقط در فضای چاپ و سخت‌افزاری آن مطرح نیست، در فضای مجازی، ‌ای بوک هم مطرح است اما می‌توانم بگویم که حداقل در میان نخبگان دامنه و عمق مطالعه بر اساس شواهد و آماری که وجود دارد گسترش پیدا نکرده است. درباره جامعه‌ای که الان بسیار باسواد‌تر شده و نزدیک به پنج میلیون دانشجو دارد، جامعه‌ای که سطح شهرنشینی آن افزایش پیدا کرده و جمعیتش جوان شده است، اگر بخواهیم بر اساس شاخص‌هایی مثل تیراژ‌‌ همان کتاب‌های دانشورانه، تاثیرگذار و اندیشه‌ورانه قضاوت کنیم یعنی شاخص کتاب را از‌‌ همان جنس کتاب‌هایی بگیریم که به عنوان کتاب‌های عمیق و تاثیرگذار تالیف یا ترجمه می‌شد باید گفت تیراژ آن‌ها بالای دو هزار تا سه هزار جلد بود. مثل‌‌ همان کتاب‌های فانون که قبلا گفتم، از سال ۵۲ به بعد زود هم به چاپ دوم می‌رسد. اما در حال حاضر همین نوع کتاب‌ها که ناشرانشان الان هم از‌‌ همان جنس قبل هستند تیراژشان حدود هزار تا هزار و ۵۰۰ جلد است. چه تغییری رخ داده است که با وجود افزایش جمعیت و باسواد‌تر شدن آن‌ها، مشتریان این نوع کتاب‌ها بیشتر نشده‌اند. یک جواب ممکن است این باشد که خب وقتی افراد می‌توانند کتاب را در فضای مجازی دانلود کنند ضرورتی وجود ندارد که آن را بخرند. من این کار را نفی نمی‌کنم اما در عین حال می‌توانم بگویم اگر مطالعه کردن ملاک باشد باید در نظر گرفت که ممکن است گردآوری کتاب‌ها یا دانلود آن‌ها صورت بگیرد اما خوانده نشود،‌‌ همان طور که کتابی ممکن است خریده شده اما خوانده نشود. یکی از مترجمان صاحب‌نظر معاصر به طنز می‌گفت وقتی تیراژ این نوع کتاب‌ها از سه هزار جلد به هزار و پانصد رسیده است هیچ فاکتوری برای تحلیل نداریم جز اینکه بگوییم سه هزار نفر در آن زمان کتاب می‌خوانده‌اند، اکنون نصف آن‌ها مرده و هزار و نفر باقی مانده‌اند. انگار هیچ کتابخوان جدیدی به آن‌ها اضافه نشده است. این یک زبان طنزآمیز اما حاکی از واقعیت است. یعنی در آن زمان قشر نخبه، سیاسی، دانشجو و جوان بیشتر دنبال کتاب می‌رفتند. البته این نظر علمی نیست و بیشتر بر اساس مشاهده است. حالا ممکن است گفته شود نسل امروز دنبال کتاب و خریدن آن نمی‌روند اما در فضای مجازی کتاب می‌خوانند. من این را نفی نمی‌کنم ممکن است این هم رخ داده باشد ولی در عین حال سطح و میزان مطالعه و میزان چرخش کتاب در جامعه امروز با آن معیارهایی که من مشخص کردم و آن شاخص‌هایی که علامت تفکر بر آن‌ها وجود دارد پایین است. هر چند هنوز هم کتاب‌هایی وجود دارد که با معیارهایی غیر از این شاخص‌ها به چاپ ۱۰۰ و ۱۵۰ هم می‌رسد اما می‌توانم بگویم که متاسفانه جامعه کنونی از نظر کتابخوانی و توجه به کتاب در وضعیت مطلوبی قرار ندارد.

**برش**

در گفتمان انقلابی دهه ۵۰ که تاثیر بر جوانان، دانشگاهیان و روشنفکران به طور گسترده صورت می‌گیرد، تاثیرگذار‌ترین نگاه تفسیری به قرآن را باید در «پرتوی از قرآن» آیت‌الله طالقانی دید. تاثیرگذار‌ترین آثاری که در زمینه شناخت فلسفی به خصوص با رویکرد اسلامی و با شناخت طرح تاریخ اسلام باز با زبان سیاسی‌تر و جذاب‌تر وجود دارد آثار شهید مطهری و تاثیرگذار‌ترین آثار در ملازمت و نزدیکی بین دین و علم آثار مهندس بازرگان است. منتها ببینید فصل مشترک آثار بازرگان، مطهری، طالقانی و شریعتی در این است که همه آن‌ها در عین حال سیاسی هم هستند یعنی به جنبه‌های سیاسی هم می‌پردازند و به همین اعتبار است که در فضای تاثیرگذاری بر مخاطبان تحصیلکرده و جوان خود قرار می‌گیرند.

#مصاحبه با خانم عاطفه شمس/ روزنامه اعتماد/ 14 بهمن‌ماه 1393/ [منبع]