شبکه‌‌های اجتماعی ظهور معنایی نو از وسایل ارتباطی

شبکه‌‌های اجتماعی ظهور معنایی نو از وسایل ارتباطی
تاریخ انتشار : 19 اسفند 1393

با انتشار کاریکاتوری موهن از پیامبر اسلام(ص) در نشریه «شارلی ابدو» و همزمان با تظاهرات مسلمانان علیه این اقدام، یکی از گسترده ترین شکل های اعتراض با راه اندازی کمپین هایی در شبکه های اجتماعی و شرکت گسترده کاربران مسلمان در محکومیت این اقدام نمود یافت .
شبکه های اجتماعی مجازی، با آنکه عمر چندان طولانی ای ندارند، اما از زمان تاسیس و فراگیری طی چند سال اخیر به محلی برای انجام فعالیت های اجتماعی در ابعاد داخلی و بین المللی تبدیل شده اند.
امروز به شکلی آشکارا حساب شده و اثربخش، مدیران افکار عمومی دنیا برای پیشبرد اهداف خود در حوزه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از قابلیت های این شبکه ها استفاده می کنند.
اما در ایران مانند دیگر پدیده های نوظهور ارتباطی با نفی آنها از اساس، ضمن آنکه فرصت تدوین قوانین و ساز و کارهایی برای ارائه آموزش های لازم و آشنا ساختن کاربران به ویژه نوجوانان و حتی کودکان(به دلیل پایین بودن سن استفاده از شبکه های اجتماعی) از بین می رود، بسیاری از فرصت های استفاده از ظرفیت این شبکه ها در راستای کنترل برخی رفتارها و پیشبرد اهدافی خاص برای حاکمیت نیز ازبین می رود.
دکتر اسماعیل قدیمی مدرس دانشگاه علامه طباطبایی و پژوهشگر ارتباطات در این زمینه معتقد است: « متأسفانه سیاست حاکمیت نسبت به شبکه‌های اجتماعی از ابتدا سلبی بود و این رویکرد منسوخی است که خردمندان دنیا آن را از اساس ناکارآمد می دانند. اگر حاکمیت از ابتدا این شبکه‌ها را به رسمیت می‌شناخت، برای آنها راهبرد و سیاست تدوین می‌کرد و آموزش‌های لازم را درنظرمی گرفت
براساس «الناس حریص علی ما مُنع» امروز با بزرگترین پیامد سیاست‌های سلبی یعنی خلع سلاح حاکمیت در استفاده از ظرفیت‌های این شبکه‌ها برای مقابله با تخریب ارزش های الهی مواجه نبود.»
متاسفانه نبود راهکاری عقلانی در برخورد با شبکه های اجتماعی باعث شده است تا کارکرد این ابزار ارتباطی نیز مانند بسیاری دیگر از وسایل از این دست از مسیر اصلی خود منحرف شده و همان طور که شاهدیم فقط به محلی برای جوک گویی، شایعه پراکنی، مخالفت خوانی یا حمله به شخصیت های داخلی و خارجی بدل شود که گاه منجر به عذر خواهی در سطح بین‌المللی نیز شده است!
شبکه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری مؤثر در کنترل رفتار انسانی، دخالت مخاطب در شبکه‌های اجتماعی و دو سویه بودن آنها، چگونگی استفاده از ظرفیت این شبکه‌ها و‌ نقش شبکه‌های اجتماعی در تداوم یا توقف جریان بخردانه و نابخردانه از جمله موضوعاتی است که در گفتگوی ما با دکتر قدیمی مورد توجه قرار گرفته اند.

ساز و کارهای کنترلی شبکه های اجتماعی
به باور این استاد دانشگاه، ساختارهای نهادی و سازمانی هر جامعه‌ای برای برخورداری از شبکه های اجتماعی ای که در آن ها، سرمایه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی افراد و طبقات مبادله می‌شوند، تابع پارادایم، عادات و رویه های اجتماعی و قوانین و مقررات خاص خود است و هر جامعه ای نظام ارزشی و هنجاری ای دارد که بقای جامعه و شیوه های حفظ و اداره شبکه های اجتماعی اش براساس آن تعیین می شود. این رویکردهای کنترلی می‌تواند «تأیید مطلق ارزش های کهن»، «تسلیم در برابر هر ارزش وارداتی» و «انعطاف در برابر ارزش های نو و تجدید ساختار نظام ارزشی در برابر نیازهای نو» باشد. البته سازوکارهای تشویق و تنبیه ابزار ماندگاری ارزش‌ها و نحوه اداره شبکه های اجتماعی به شمارمی‌آیند. دستگاه های انتظامی از یک سو جنبه تنبیهی و دانشگاه‌ها، مراکز علمی و مراکز رسانه‌ای هم جنبه تشویقی حفاظت از نظام ارزشی و بقای شبکه‌های اجتماعی را تعیین کرده اند.
در طول زمان و تاریخ اجتماعات بشری رویکردهای کنترلی و نظارتی دگرگون شده و هر چه جلوتر آمده، پیشرفته‌تر شده و بیشتر به رویکرد سوم متمایل شده است، یعنی «انعطاف در برابر ارزش های نو و تجدید ساختار نظام ارزشی در برابر نیازهای نو». یک اتفاق ویژه ای که در شبکه های جدید و مجازی افتاده این است که به قول گیدنز، پدیده«ازجاکندگی»باعث شده اقتدار نهادهای سنتی برای تعیین مطلق ارزش ها و محتوای اطلاعاتی و معلوماتی کاربران در این شبکه ها از بین برود. همچنین این جامعه شناس توسعه وسایل ارتباط جمعی مجازی و مدرن امروزی را نتیجه توسعه سازوکارهای نظارتی و شیوه سازماندهی جامعه توسط دولت‌ها می داند. به عبارت دیگر دولت های سرمایه داری به علت اطمینان از اقتدار خود در هردو عرصه سازماندهی و نظارت از فناوری های توسعه بخش استفاده می کنند و نفوذشان را به سراسر جهان گسترش می دهند. از این منظر، به توسعه شبکه‌های اجتماعی مجازی هم باید این‌گونه نگریست. هر چه کشورها پیشرفته‌ تر شــــده‌اند و سازمان های گسترده‌تری پیدا کرده و دامنه نفوذ آنها افزایش یافته، نیازمند توسعه وسایل ارتباطی مدرن‌تری برای توسعه نظارت و کنترل آن ها شده اند.
بسیاری از وسایل ارتباط جمعی مدرن هم محصول توسعه سازمان ها و سازوکارهای نظارت دولت های مدرن است.
این پژوهشگر ارتباطات در ادامه می افزاید: امروز مهم‌ترین وسیله برای کنترل جامعه، اطلاعات است. حکومت های مدرن دیگر به دنبال تنبیه جسمی ، فیلتر و سانسور نیستند. آن ها از طریق کسب اطلاعات از شهروندان آن ها را کنترل می کنند و با تبلیغات گرایش و تمایل آن ها را دستکاری می کنند. برای آنان کشف اطلاعات و تحقیق و نظریه پردازی و به دست آوردن شیوه های کنترل اطلاعاتی بهترین ابزار کنترل جامعه محسوب می شوند. بدون تردید دنیای امروز با اطلاعات، نظریه، دانش و محتواهای علمی و فکری اداره می‌شود. میشل فوکو نیز در این زمینه معتقد است هرچه به جلوتر حرکت کردیم، جامعه از جهت کنترل جسم و تن به سوی کنترل ذهن حرکت کرده است.

تعاملی بودن شبکه های اجتماعی
در نگاه اول به نظر می رسد تعاملی بودن این شبکه ها در معنای دخالت کاربران یا همان مخاطبان در تولید کنندگی اخبار و امکان دریافت آنی بازخوردها از سوی دیگر مخاطبان در کنار دوری آنها از سانسور و سیاست های این چنینی از اصلی ترین جذابیت های این نوع شبکه هاست.
دکتر هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در گفتگو با یکی از رسانه های جمعی بر این اعتقاد است که امروز در عرصه دانش ارتباطات، سخن از جامعه شبکه ای به میان می آید و افرادی مثل کاستلز معتقدند جامعه تحت تاثیر رسانه های مجازی به سوی شبکه ای شدن پیش می رود. یعنی افراد و گروه های پراکنده در سراسر یک کشور وحتی جهان قادر می شوند به شبکه هایی فرامرزی هم دست یابند. ارتباطات عمودی که مبین قدرت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده جای خود را به ارتباطات افقی داده است. زمانی که جامعه در معرض چنین تغییری قرار می گیرد، تحول رسانه های جمعی سریع تر به وقوع می پیوندد. رسانه هایی که از بالا و به صورت انبوه پیام های خود را به جامعه می فرستادند، حالا خرد تر و کوچک تر شده اند. به عبــــارت دیگر نقش جریان‌های رسانه ای خردتر و کوچک تر در فضای ارتباطی بسیار پررنگ تر از گذشته است. در این میان سرعت این تحول رسانه ای با شرایط اجتماعی یک جامعه و خاستگاه آن نسبت مستقیم دارد. هر چه محدودیت اطلاع رسانی در فضای واقعی جامعه بیشتر باشد، پناه بردن مردم به شبکه های اجتماعی مجازی هم بیشتر می شود. مردمی که اندک اندک از پیام های رسانه های بزرگ تر که سانسور و حذف شده است دور شده و پیام رسانه های خرد تر را بیشتر و بهتر باور می کنند .
از نقطه نظر دکتر قدیمی نیز هر چه ابزارهای ارتباطی جلوتر آمده‌ و در اصطلاح توسعه یافته تر شده اند، بر بعد تعاملی بودن آنها افزوده شده و نقش مخاطب برجسته‌تر شده‌ است. وی اما تعاملی بودن این شبکه ها را مشروط بر عملکرد متناسب مخاطبان آنها می‌داند و می‌گوید: کاربران و بازیگران شبکه‌های اجتماعی از افراد گرفته تا سازمان‌ها و نهادها سرمایه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خاص خود را دارند. به این دلیل، در جوامعی که سطح سواد عمومی پایین است، معیشت مردم دچار کاستی بنیادی است، آزادی‌های اساسی و مدنی کافی نیست، سواد رسانه‌ای کم است و عموم مردم از نظر فکری و فرهنگی فقیرند، سرمایه‌ اجتماعی و فرهنگی اندک می‌شود که آنچه میان مردم مبادله می شود چیزی به رشد فکری و شخصیتی آن ها اضافه نمی کند و مردم نمی توانند بر قدرت حاکم نظارت کنند و مطالبات خود را اعلام کنند و جامعه توسعه پیدا نمی کند.
بنابراین تعاملی بودن این شبکه‌ها در جوامع توسعه نیافته سود زیادی ندارد چون دستمایه پیشرفت و توسعه سرمایه‌های اجتماعی، فکری و اقتصادی کاربران است.
افراد، سازمان‌ها و گروه‌هایی از کاربران این شبکه‌ها می‌توانند متقابلاً از قابلیت کنترلی بودن این شبکه‌ها استفاده کنند که از انسجام، نوعی استقلال فکری، تحزب و نهادهای مدنی برخوردار باشند. بنابراین میزان قوت سازمان‌های غیردولتی و آگاهی‌های تخصصی بازیگران آن در شبکه های اجتماعی نوع تعامل و میزان آن را روشن می سازد. کما اینکه به دلیل پایین بودن سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور این شبکه‌ها وسیله‌ای برای شایعه پراکنی، جوک و ابراز احساسات است.
دکتر خانیکی نیز خطر نبود نهادهای مدنی قوی را گوشزد می کند و در همین ارتباط می گوید: اگر تحولات شبکه های اجتماعی مابه ازای بیرونی نداشته باشد، جامعه را به سمت دوگانگی و دوقطبی شـدن می‌کشاند. مصداق این وضعیت آدم هایی هستند که در شبکه مجازی زندگی و افرادی که در دنیای واقعی سیر می کنند. اگر در جامعه ای نهادهای قوی مدنی به موازات شبکه های مجازی قوی وجود داشته باشند، این شبکه ها می توانند با شبکه های ارتباطی واقعی جامعه دیالوگ برقرار و هزاران تحول مثبت خلق کنند. در سایه این گفت وگوی دو سویه است که فرصت های تحول زا خلق می شود. اگر جامعه مدنی قوی وجود نداشته باشد نه تنها وجود فضای مجازی موجب تحولات مثبت نمی شود، بلکه حتی می تواند نوعی تهدید برای جامعه محسوب شود،تهدیدی که جامعه را به سوی دوقطبی شدن و دوگانه شدن می کشاند .

چگونگی استفاده از ظرفیت این شبکه‌ها
به تجربه ثابت شده است که تفکر سلبی و به تبع آن اتخاذ سیاستی در راستای این نوع تفکر در مواجهه با رسانه های نوین ارتباطی سبب می شود تا سیاستگذاران در استفاده از ظرفیت آنها محروم بمانند.
دکتر قدیمی با بیان اینکه متأسفانه سیاست حاکمیت نسبت به شبکه‌های اجتماعی از ابتدا سلبی بود و این بدترین نوع نگاه است، راهکار لازم را این گونه بیان می کند: اگر حاکمیت از ابتدا این شبکه‌ها را به رسمیت می‌شناخت، برای آنها راهبرد تدوین می‌کرد و آموزش‌های لازم را تدوین می‌کرد، امروز با بزرگترین پیامد سیاست‌های سلبی یعنی خلع سلاح در استفاده از ظرفیت‌های این شبکه‌ها مواجه نبود. اکنون نیز استفاده از این ظرفیت‌ها به مهارت آموزی نیاز دارد. فقط در این صورت می‌توانیم کاربران را در برابر تهدیدات این شبکه‌ها بیمه کنیم.
این استاد دانشگاه به جای تهدید اندیشی، فرصت اندیشی را پیشنهاد می‌کند و معتقد است با استفاده از سیاست اثباتی نسبت به شبکه‌های اجتماعی می‌توان زمینه را برای استفاده از آنها برای خود حفظ کرد. لازمه آن نیز رفع فیلترینگ، سانسور، سیاست‌گذاری و افزایش ظرفیت‌های آموزشی است. چون پیامدهای ناخواسته نظام سانسور، شایعه‌ پراکنی، دروغ پراکنی، تخریب شخصیت‌ها، از بین بردن سرمایه‌های اجتماعی و نابود کردن ارزش‌های دینی و ملی است.
ضمن آنکه باید توجه داشت وقتی از اصل این شبکه‌ها انکار می‌شوند، مردم برای استفاده از آنها به ابزارهای ضدفیلترینگ متوسل می‌شوند، در این صورت به خودی خود با یکی دیگر از پیامدهای پیش‌بینی نشده سانسور یعنی ارجاع دادن کنترل شبکه‌های داخلی به کارگردانان فرامرزها مواجه می‌شویم.

دامن زدن به اختلافات مذهبی

این استاد دانشگاه تاکید دارد در شرایط کنونی که متاسفانه برخی دولت‌های غربی و صاحبان سرمایه با اتکاء به سیاست های تبلیغی دقیق به دست آمده از دانشگاه ها و تحقیقاتشان، در جهت تخریب ارزش‌های ما حرکت می کنند، باید سیاستگذاران و برنامه ریزان برای استفاده از ظرفیت عظیم شبکه های اجتماعی مجازی و جدید و حتی سنتی پشتوانه مردمی برای خود ایجاد کنند.

خـــوی استکباری برخی قدرت های غربی ایجاب می کند که برای آماده سازی افکار عمومی و ترویج نظامی‌گـــــری و تقویت روحیه جنگ طلبی و بیگانه ستیزی مردم خود، بر طبل اختلافات مذهبی مانند آنچه اکنون شاهد آن هستیم، بکوبند. کشورهایی که هدف این گونه تبلیغات قرار می گیرند با تدوین قوانین حمایتی، محفوظ بودن حق ارتباط، اطلاع، بیان آزادانه دیدگاه‌ها به جای کنترل شدید و منع آنان از بیان احساسات، می توانند موجبات اعتماد مردم نسبت به حاکمیت و پشتیبانی از خود را در مقابل این هجمه ها و در نهایت استفاده بخردانه از شبکه‌های اجتماعی، فراهم آورند .

{منتشر شده در روزنامه اطلاعات}