طالقانی و پرسش‌هایی برای امروز

طالقانی و پرسش‌هایی برای امروز
تاریخ انتشار : 21 شهریور 1394
نویسنده :
زمینه :

از آن 19 شهریوری که ایران در سوگ آیت‌الله طالقانی یک پارچه گریست، سی و پنج سال گذشت. سی و پنج سال پر فراز و فرودی که جهان و جامعه ایرانی را در فرآیند «شتابندگی تاریخ» با چشم‌اندازهای واقعی متفاوت و حتی متعارضی با آن روز روبه‌رو کرده و پرسش‌های متمایزی هم در عالم نظر به همراه آورده است. خواندن دردمندانه آن ایام و روایت نوستالژیک یک مرگ، مرگ مردی که سرفصل «همگرایی» یک ملت بود، زندگی می‌آورد. به گفته نیما «یاد بعضی نفرات زنده‌ات می‌دارد»، اما بازخوانی و بازآفرینی آن زمانه و پرسش‌هایی در این زمان، ذهن و زبانی دیگر می‌خواهد. اقبال آشتیانی برای قضاوت در باب رخدادهای تاریخی، گذشت حداقل 30 ساله را ضروری می‌داند و اسناد مهم سیاسی را هم معمولاً 30 سال پس از زمان وقوع آنها منتشر می‌کنند.
با این دو رویه نظری و عملی، زمان خواندن اسنادی طالقانیِ تاریخی و تاریخی که طالقانی در آن برآمد و به آن فرور رفت، زمانه‌ای مناسب است. سی و پنج سال پس از مرگ کسی که سوگ او را «ماتم آزادی» خوانده‌اند، می‌توان و باید به دل تاریخ برگشت. یادداشت شاعرانه طالقانی در زندان که به واقع خودنوشت زندگی اوست، در این باب تمثیلی از نسبت میان او و تاریخ نیز هست.
هر چند که یک روز خوش از عمر ندیدم هر روز دگر حسرت آن روز کشیدم
پیری به رخ ما خط از آن روی کشیده است تا خوانی از این خط که ز دنیا چه کشیدم
آزادی ما دام گرفتاری ما بود از بهر قفس بود گر از دام پریدم
این‌گونه خوانش در جای خود مهم و مفید است؛ اما من فراتر از این به سبب «کم‌حافظگی تاریخی» و ناآشنایی با «تاریخ اجتماعی اندیشه و سیاست» که از جمله آسیب‌های رایج و ریشه‌دار در فرهنگ سیاسی ماست، بازاندیشی تاریخی درباره طالقانی را مقدم بر بازخوانی اسنادی او می‌دانم
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در تبیین این ضرورت و نقد پدیده‌ای که آن را «تاریخ نادانی ما» می‌خواند تأکید می‌کند که «رشد عقلانی جوامع بشری، بیشتر از آنکه به ارتقای طب و فیزیک و شیمی در آن کشورها وابسته باشد به میزان فهمی که از تاریخ دارند وابسته است. تاریخ پیچیده‌ترین دانش بشری است. از فیزیک، از شیمی، از ریاضیات و نجوم بسی پیچیده‌تر و دشوارتر است. ما تصور می‌کنیم مورخ کسی است که ناسخ‌التواریخ را حفظ کرده و می‌داند در چه سالی فلان جنگ روی داده است و چند نفر در آن جنگ کشته شده است و نام آن کشتگان چیست؟»
فهم «طالقانی تاریخی» روایت واقعی طالقانی به عنوان یک متن ماندگار در یک زمینه پیچیده تاریخی است. اندیشه طالقانی را در درون بستر تاریخی آن دیدن، امکان سوء فهم از آن و انتزاع این اندیشه را از ظرف زمانه‌اش کم می‌کند. کم نبودند و نیستند کسانی که به جای رفتن به دیدار تاریخی طالقانی، او را به دیدار فراتاریخی خود می‌آورند و چون جان شیفته طالقانی را به آزادی در عصر پیچیدگی و درهم تنیدگی استبداد نمی‌یابند، او را از شمار پیشاهنگان راه دموکراسی خارج می‌کنند. هر کس می‌خواهد هر حسابی از امثال طالقانی بکشد باید در آغاز حسابی در تاریخ باز کند و آنگاه در عوض انتزاع اندیشه و گفتار از گفتمان تاریخی به فهم انتقادی تاریخ روی آورد.
«طالقانی تاریخی» سرفصل مهم و تأثیرگذاری از «روشنفکری دینی» و «تاریخ مبارزه سیاسی» در ایران است. کمتر کسی است که در این میانه به جمع موزون اندیشه‌ها و رفتارهایی توفیق یافته باشد که در نگاه اول گاه متعارض‌اند. آن روح ناآرام که از جنس «درد» بود چگونه در همه جا مایه «آرامش» جامعه و التیام دردهای مردم بود؟
چگونه در میدان «انقلاب و سیاست»، «اصلاح‌طلب و اخلاقی» ماند و چگونه در آمد و شد میان دو دغدغه «عدالت و آزادی» هیچ‌گاه سویه‌ای را واننهاد؟ طالقانی در حوزه و در حزب، در مسجد هدایت و نهضت آزادی، در زندان و در شورای انقلاب یک «بود» و یک «نمود» دارد، بی‌قرار است و در یک قالب تنگ نمی‌گنجد؛ اما به هر قالبی که می‌رود آن را گشوده‌تر و گشاده‌تر می‌کند. در زندگی او حلقه‌های اندیشه و سیاست و فرهنگ به سوی هم بازند و از همین باب است که در زندگی طالقانی «پارادوکس‌ها» به زیبایی در کنار هم سازگارند: «بی‌قرارِ آرام»، «مؤمن اهل مدارا»، «انقلابیِ گفت‌وگویی»، «روشنفکر درمانگر» و «سیاست ورز اخلاقی». تجربه نسل من از طالقانی که گاه حتی سبب بیان نوستالژیک آن هم می‌شود در یک گزاره خلاصه می‌شود: روبه‌رویی و رویارویی با طالقانی، «اندیشیدن» را می‌آموخت و «زبان‌آوری» را در پی داشت طالقانی تاریخی، معلم گفت‌وگو بود و ذهن و زبان را باز می‌کرد و این محور و مدار بینش و منش او در دینداری و سیاست‌ورزی همگون و هم‌خوانش در طول سالیان دراز بود. ایستادن بر فراز آزادگی و انصاف و اخلاق در زمانه‌ای که پیچیده در استبداد و حصارمندی و عبور از مرزهای اخلاقی است، چکیده زندگی طالقانی تاریخی است. زندگی چند وجهی و چند بعدی که چون همه زیبایی‌های متمایز و حتی متناقض وجودی انسان را در بر دارد، در تاریخ ماندگار می‌شود. طالقانی نقطه وصل ساحت‌های نظری و کنش‌های اجتماعی بود، نه محل فصل آنها. در او دین و آزادی، اخلاق و سیاست، انقلاب و اصلاح، زندان و گفت‌وگو و قدرت و مدنیت به هم می‌رسیدند.
طالقانی تاریخی سندی بر امکان جمع میان همه آن دسته تلاش‌های از سر رنج و درد روشنفکران مسلمان و سیاست‌ورزان ایرانی است که در نگاه ظاهری قابل جمع نمی‌دانند. «طالقانی تاریخی» محل و مظهر واقعی گفت‌وگوی موفق بر سر مسائل پیش‌روی جامعه اوست.
پرسش‌های جامعه پرشتاب امروز اگرچه پیچیده‌تر و فراتر از پرسش‌های عصر اوست؛ اما نمی‌تواند و نباید از تجربه پر بار او دور بماند. طالقانی فقط در تاریخ نمی‌ماند چون مسائل طالقانی، تاریخی نشده‌اند. برشت از جامعه‌ای می‌نالد که نیاز به قهرمان داشته باشد اما باید از جامعه‌ای بیشتر نالید که قهرمان فراوان دارد و به آنان نیاز هم دارد، اما آنان را به درستی نمی‌شناسد.
با بازخوانی طالقانی و دغدغه‌هایش، می‌توان از «طالقانی امروز و فردا» هم سخن گفت.

[منتشر شده در نشریه پیام ابراهیم – شهریور 1393 – سال اول – شماره دوم]