تحول فرهنگی درازمدت است

تحول فرهنگی درازمدت است
تاریخ انتشار : 21 آبان 1394
نویسنده :
زمینه :

توافق هسته‌ای در وهله نخست یک رویداد سیاسی در عرصه بین‌الملل تلقی می‌شود، اما با توجه به زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی تاریخی که به این توافق منجر شد و روند پر فراز و‌نشیب آن به دشواری بتوان از پیامدهای آن در سایر حوزه‌ها اعم از اقتصاد و فرهنگ و جامعه سخن نگفت. بررسی این تاثیر و تاثرات موضوع سلسله نشست‌هایی است که به همت انجمن جامعه‌شناسی ایران با همکاری انجمن مطالعات ایرانی فرهنگ و ارتباطات و اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار می‌شود. نشست نخست پساتوافق و سیاست نام داشت و نشست اخیر به پیامدها و تاثیرات پساتوافق در فرهنگ اختصاص داشت. در این نشست سیدرضا صالحی امیری رییس کتابخانه ملی ایران، هادی خانیکی استاد ارتباطات دانشگاه علامه، سعید معید فر جامعه شناس و استاد پیشین جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و احمد پورنجاتی نماینده پیشین مجلس حضور داشتند، در ادامه سخنان دکتر خانیکی را به نقل از روزنامه اعتماد/محسن آزموده می‌خوانید. برای خواندن سایر سخنرانی‌ها به این لینک بروید.

هادی خانیکی، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی بحث خود را با تاکید بر درازمدت بودن تحولات فرهنگی آغاز کرد و با اشاره به مفروضات بحث مشابهی که چندی پیش در همین زمینه ارایه کرده بود، گفت: مفروض اول من این بود که به لحاظ مفهومی تفکیک سیاست و فرهنگ و اقتصاد بر اساس توقعات و خواسته‌ها آسان نیست، زیرا امروز مثل گذشته نمی‌توان در مفهوم توسعه یا روندهای توسعه‌ای میان حوزه‌های فرهنگ و سیاست و اقتصاد به روشنی تمایز گذاشت. مفروض دوم این پرسش است که آیا ظرفیت‌های نظام ملی و اجتماعی ما در این شرایط به صورت متضلع و چندوجهی بیشتر می‌شود یا کمتر؟ به نظر من در پاسخ به این پرسش باید با نگاه عجم اوغلی در کتاب چرا کشورها شکست می‌خورند؟ نگریست. به عبارت روشن‌تر فرصتی پیش آمده که انتظاراتی به وجود آورده است. بسیاری از مشکلات جامعه در این فرصت تازه امکان مهار یافته است. اما اگر با نگاه عجم اوغلی بنگریم، استفاده از این فرصت مستلزم نهادهاست. اگر نهادهایی وجود داشته باشد که بتواند از این موقعیت استفاده کند، بهره‌وری از این فرصت رخ می‌دهد، اما اگر نشود از این فرصت استفاده کرد، به سرخوردگی‌های فزاینده منجر می‌شود. مفروض سوم این است که امروزه فرهنگ برجسته شده است، یعنی مسائل اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی الزاما در همان سطوح اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی قابل حل نیستند، بلکه نگاه فرهنگی مهم است. بهترین شاهد این قضیه نظرسنجی‌هایی است که نشان‌دهنده تفاوت عمیق میان آنچه هست و تصویری که در ذهنیت جامعه شکل گرفته، است. به عبارت دیگر جوانان ایرانی دو و نیم برابر جامعه را بدتر از آنچه که هست می‌بینند. این شکاف میان نگاه و واقعیت نشان‌دهنده اهمیت امر فرهنگی است. مفروض چهارم به لحاظ روشی امری آینده‌پژوهانه است. در آینده‌پژوهی مهم‌تر از آینده، شناسایی روابط میان مسائل است. اگر روابط میان مسائل را بتوانیم به درستی دنبال کنیم، خودش مشروط‌شوندگی که دکتر پورنجاتی بر آن تاکید کرد را روشن می‌کند. در عالم واقع متغیرها بر هم تاثیر می‌گذارند و آن زمینه‌ای که این تاثیرگذاری در آن رخ می‌دهد، بستر و زمینه فرهنگی است. ما با شبکه‌ای از مسائل مواجه هستیم و مسائل مختلف با یکدیگر پیوند دارند و بستر این مناسبات فرهنگ است. مفروض پنجم نیز این است که بهبود فضای ذهنی جامعه ما نیازمند ترمیم سرمایه اجتماعی است. یعنی برای اینکه فضای ذهنی را ترمیم بخشیم و به واقعیت نزدیک کنیم، باید احساس خوبی و بدی را به واقعیت خوبی و بدی تبدیل کنیم. این امری است که به مساله تحریم و مذاکرات هسته‌ای گره خورده است. به عبارتی شاهد بودیم که مذاکرات میزان الحراره سیاست و علم شد و حتی شاهد بودیم بعضی جوان‌ها وقتی می‌خواستند ازدواج کنند، می‌گفتند اجازه دهید ببینیم مذاکرات چه می‌شود!

خانیکی مساله دیگر را کاربردی کردن مفهوم گفت‌وگو خواند و گفت: متاسفانه مساله گفت‌وگوی تمدن‌ها و فرهنگ در ایران دچار سیاست‌زدگی شد و اگر یک کشور از میان پنج کشور در جهان این موضوع را جدی نگرفت، قطعا یکی ایران بود، این در حالی است که رییس‌جمهور وقت ایران این موضوع را مطرح کرد. اما الان به نظر من مشخص شد که مساله گفت‌وگوی تمدن‌ها چه اهمیت و کارایی‌ها و پیامدهایی دارد. یکی از این پیامدها آن است که وقتی گفت‌وگو و مذاکره در سطح جهانی به نتیجه می‌رسد، چرا در سطح داخلی گفت‌وگو نداشته باشیم. بنابراین در عرصه فرهنگ مساله گفت‌وگو اهمیت یافت. خانیکی دیگر نتیجه بلافصل مذاکرات هسته‌ای را تسریع و گسترش روند عقلانی شدن جامعه خواند و گفت: اگر بخواهیم از انتخابات ١٣٩٢ تحلیلی ارایه دهیم، به تعبیر دکتر رنانی می‌توان گفت که انتخابات ٩٢ نشانگر غلبه عقل معنایی و گریز از مخاطره بود. به این معنا می‌توان گفت که تاثیر برجام تسریع و گسترش عقلانیت در جامعه و انتخاب روش‌های عقلانی بود. دیگر پیامد برجام این است که دامنه فرهنگ نقد در جامعه وسیع‌تر شد و تفاوت پذیرفته شد. مشروط پذیرفتن یکی از الزامات و نتایج تفکر انتقادی است، یعنی کاهش دوگانه‌های سیاه و سفید کم شدن، از پیامدهای توافق در عرصه فرهنگی بود.

با توافق زندگی آسان‌تر می‌شود

این استاد ارتباطات تاکید کرد: آثار توافق را باید با آینده‌پژوهی دنبال کرد. در این زمینه به سه عامل اشاره می‌کنم: نخست اثر درونی این شرایط در ذهنیت جامعه است. توافق انتظار جامعه را نسبت به افزایش فضاهای آزادی، پذیرش تنوع و تفاوت در زندگی، توجه به شادی و نشاط، توجه به آزادی‌های مدنی، توجه مساله سبک زندگی بیشتر کرده است. یعنی رفع تحریم این است که زندگی آسان‌تر می‌شود، آسان‌تر شدن زندگی به معنای افزایش امید، نشاط، آزادی‌های مدنی و… است. این مسائل به عنوان یک توقع و خواسته بیشتر می‌شوند، این یک تحول متافیزیکی است. اما تحول در فضای کالبدی و فیزیکی این است که به هر حال مساله اقتصاد و رونق اقتصادی اولویت می‌یابد. جلب سرمایه و سرمایه‌گذاری خارجی و ایرانی از لوازم رونق اقتصادی است. گسترش توریسم و گردشگری پیامدهای فرهنگی خاص خودش را دارد و البته به عنوان چالش هم برای جامعه مطرح می‌شود که باید در این زمینه بحث شود. به هر حال حساسیت‌های بخش‌های مختلف جامعه و بخش‌های مختلف دستگاه‌های اجرایی را باید در نظر گرفت. خانیکی نکته مهم‌تر پیدایش فرصت‌های جدید را در ارتباطات علمی و فرهنگی خواند و گفت: وقتی ایران در فضای بین‌المللی حضور بیشتری می‌یابد و جوامع علمی دیگر در اینجا حضور بیشتری می‌یابند، طبیعتا فضای محدود ما بازتر می‌شود. در فضای علوم انسانی و علوم اجتماعی این تاثیر اهمیت بیشتری دارد. ما در این علوم کمتر از سایر علوم جهانی‌شده بودیم و مدام در ویژگی‌های جامعه خودمان تاکید می‌کردیم، اما حالا وارد عرصه جهانی می‌شویم. بخش خصوصی هم فعال می‌شود. خیلی جدی از یک منظر دینی و ملی باید نسبت به این مساله حساس باشیم که اگر به درستی عمل نکنیم، بازارهای فرهنگی ایرانی از ایران خارج می‌شود. امروز متاسفانه دوبی و امارات تنها بازار اقتصادی ما نیستند، بلکه بازار فرهنگی و هنری ما نیز شده‌اند.

جامعه ما نظاره‌گر است نه کنشگر

وی در پایان به پرسش چه باید کرد در این فضا پرداخت و گفت: نخستین نیاز ما در این شرایط در حوزه فرهنگی نیاز به ترمیم سرمایه اجتماعی و بالا بردن امید اجتماعی و نشان اجتماعی و اعتماد اجتماعی است. مهم‌تر از همه جایگزینی کنش بر نظاره‌گری است. بالاترین نقدی که به جامعه ما می‌توان چه در میان نخبگان و چه در میان سایر بخش‌ها، وارد کرد این است که جامعه نظاره‌گر شده است. در هر امری منتظر این است که چه می‌شود. این منتظر بودن برای جامعه‌ای که نباید فرصت‌ها را از دست بدهد، اهمیت دارد. دومین مساله ضرورت بهسازی حوزه عمومی با توجه به انتظارات جامعه از آینده است. بهبود رقابت‌های سیاسی و سیاست داخلی و بهبود فضای کسب و کار به کاهش فاصله میان ذهنیت و عینیت می‌انجامد. سومین مساله این است که حوزه عمومی را بتوان به جای سیاست رسانه‌ای‌شده مطرح کرد. وضع رسانه‌ای موجود یعنی رسانه‌ای شدن و مجازی شدن نباید ما را به اشتباه بیندازد. این الزاما به معنای افکار عمومی و حوزه عمومی نیست. به میزانی که حوزه عمومی و افکار عمومی محدودیت داشته باشد، فضای رسانه‌ای و سیاست رسانه‌ای‌شده به جای آن فهمیده می‌شود. چهارمین ضرورت ایجاد یک تصویر امن از جامعه است؛ آن چیزی که متاسفانه در بخش مهمی از رسانه‌های منتقد دولت رعایت نمی‌شود و مرتب می‌کوشند تصویر ناامنی از جامعه اشاعه شود. پنجمین ضرورت توجه به نهادهای مدنی به عنوان نهادهای واسطه است. البته این یک برنامه درازمدت و میان‌مدت است، اما تا زمانی که نهادهایی که مکان‌های گفت‌وگویی که مکان و امکان گفت‌وگو را فراهم می‌کنند، تقویت نشوند، فرهنگ متناسب نیز کمتر شکل می‌گیرد. ششمین ضرورت این است که در فضای فرهنگی کشور باید به اخلاقی‌تر شدن توجه کرد. توسعه فرهنگ بدون توجه به اخلاق غیرممکن است. باید از فضای افراط، کینه، گریز از واقعیت و توهم، دروغ دور شویم و به سمت فضای عقلانی، انتقادی و اخلاقی برسیم و در نتیجه به نهادهایی که عجم اوغلو گفته نزدیک می‌شویم. هفتمین ضرورت توجه به ابعاد تخریب سرمایه‌های فرهنگی و نمادین است. اگر این هفت نکته را رعایت کنیم، می‌توان گفت فاصله میان توقعات یا خواسته‌های انباشته‌شده‌ای که بعضا مزمن و بعضا جدید است، با واقعیت کم می‌شود و اگر به این نکات توجه نشود، به تعبیر اهالی ارتباطات به انقلاب توقعات و سرخوردگی‌های فزاینده منجر می‌شود. ضرورت دارد که انتظار از پساتحریم در حوزه فرهنگ به واقعیت نزدیک شود و این به معنای آن است که بتوانیم شکاف‌ها و گسست‌ها را با گفت‌وگو کاهش دهیم.