خانیکی: در جامعه ما دید خاکستری نسبت به امور اجتماعی وجود ندارد

خانیکی: در جامعه ما دید خاکستری نسبت به امور اجتماعی وجود ندارد
تاریخ انتشار : 6 آبان 1393
نویسنده :
زمینه :

کتاب پاتوق و مدرنیته ایرانی ، تألیف دکتر آزاد ارمکی در تاریخ ۳۰ اردیبهشت با حضور آقایان دکتر هادی خانیکی و دکتر محمد میرسندسی ناقدین کتاب و دکتر آزاد ارمکی نویسنده کتاب برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری جامعه ایرانی، جلسه با معرفی اجمالی دکتر میرسندسی از کتاب پاتوق و مدرنیته ایرانی شروع شد « کتاب در سه فصل به نگراش درآمده است، فصل اول شامل مفهوم شناسی پاتوق و رابطه آن با دو بحث آسیب شناسی اجتماعی و حوزه عمومی است، حوزه عمومی در اینجا مفهومی هابرماسی است، در ادامه رابطه حوزه عمومی و پاتوق ها تشریح داده شده و کارکردهای حوزه عمومی برای جامعه بیان شده است علاوه بر این پاتوق ها را نیز دارای کارکرد دانسته و از تنوع پاتوق ها درچهارچوب عرصه عمومی سخن گفته است، نمونه هایی مثل سینما، پارک، انجمن های ادبی، هنری، اجتماعی، روزنامه ها، قهوه خانه ها، رستوران ها و نشست های گروهی را به عنوان مهم ترین نمونه های حوزه عمومی قلمداد کرده و در خیلی از موارد به عنوان پاتوق این نمونه ها در نظر گرفته است.
دکتر آزاد از منظر آسیب شناسی اجتماعی به طرح موضوع آسیب شناسی پاتوق ها پرداخته اما آنرا بسط نداده است. پاتوق های آسیب زا را با اصطلاح پاتوق های ساختگی نام گذاری کرده و آنها را به سه دسته پاتوق های فرد محور، دولت محور و کشور محور تقسیم کرده است .محور دیگر مبحث کتاب مربوط به ویژگی های پاتوق هاست، بحث کانونی در این بخش این موضوع است که مساله مرکزی در پاتوق ها چیست؟ دکتر آزاد در این کتاب نقد استبداد، استعمار و ارتجاع را بعنوان مساله مرکزی پاتوق ها می داند که در روابط بین نسلی پاتوق ها و گونه شناسی پاتوق ها در خصوص آن صحبت شده است، در نهایت یکی از مفاهیم مهم این بخش مفهوم مرگ پاتوق هاست که جای بسط و کار جامعه شناسی زیادی را می طلبد، زیرا این مساله(مرگ پاتوق ها) بیانگر گسستگی روند تاریخی جامعه ایران است واز لحاظ مفهومی با بحث جامعه کلنگی دکتر کاتوزیان قرابت دارد.
فصل دوم : در این فصل به تاریخچه شکل گیری و گسترش پاتوق ها در ایران پرداخته شده است، تشکیل و گسترش پاتوق ها همزمان و موازی با ظهور رشد مدرنیته در ایران بوده است و در واقع همراه با این بحث به انواع پاتوق های برآمده از دوره های مختلف تاریخی از صفویه به بعد اشاره شده است . نمونه هایی از پاتوق ها در دوره صفویه رواج داشته و سپس این پاتوق ها در دوره قاجار با گسترش مدرنیته گسترش بیشتر یافتند، به بیان دیگر هرچه نفوذ مدرنیته بیشتر می شود تنوع پاتوق ها هم دیده می شود. مولف همچنین به مصادیق پاتوق ها در دوره پهلوی و جمهوری اسلامی اشاره کرده است .،در اینجا نقدی را وارد است مبنی بر اینکه دکتر آزاد به این مساله نپرداخته که آیا پاتوق ها به صورت کانونی شکل گرفته اند یا پیرامونی؟ پاتوق ها متاثر از فضای مدرنیته اند یعنی تزریقی بیرونی دارد، یا این که پاتوق ها سابقه تاریخی داشته اند یعنی درونی بوده اند؟ جای این بحث خالی است
فصل سوم : در این فصل از پاتوق ها بعنوان هسته اصلی جنبش های اجتماعی یاد شده است، به نظر دکتر آزاد مفهوم پاتوق نشان می دهد که جنبش های اجتماعی که در ایران صورت گرفته فقط با محوریت دولت نبوده بلکه عرصه عمومی و مردم (جامعه محور) نقش اساسی در این تحولات داشته اند».

دکتر میرسندسی بعد از معرفی کوتاه از کتاب به ذکر نکات مثبت کتاب پرداختند:

•نگارش کتاب یک امر مثبت است زیرا در جامعه ایران بسیاری از تبادل اندیشه ها شفاهی صورت می گیرد و ثبت این اندیشه ها یک نقطه قوت است.
•در این کتاب به مساله محوری جامعه ایران وبه پویش تاریخی آن برای فهم تحولات حال، گذشته و آینده جامعه ایرانی پرداخته شده است و این بحث از این جهت حائز اهمیت است که مفهوم پاتوق در بحث های توسعه و توسعه اجتماعی از مباحث محوری هستند، چراکه نمی شود یک جامعه را بدون در نظر گرفتن مفهوم پاتوق در مسیر توسعه قلمداد کنیم. مفهوم پاتوق یک کانون برای شکل گیری، انباشت و ذخیره سازی روابط اجتماعی است، پاتوق بانک سرمایه اجتماعی است، و از این نظر که دکتر ارمکی با این کتاب توجه مسئولین و روشنفکران را به این مهم جلب کرده است از دیگر نقاط قوت کتاب است. در توسعه اقتصادی همچنان که سرمایه مادی عامل اساسی پیشرفت است در بعد اجتماعی پاتوق ها باید بعنوان یکی از سرمایه های اجتماعی مورد توجه قرار گیرند.فهم عمیق و دقیق پاتوق لازمه شناخت عمیق عوامل عقب ماندگی و توسعه جامعه ایران است، ما نمی توانیم یک الگو برای توسعه جامعه ایران داشته باشیم بدون اینکه به عوامل موثر بر آن از جمله بحث پاتوق بی تفاوت باشیم در واقع از جمله ضروریات پشت سر گذاشتن عقب ماندگی، تحولی است که در حوزه مورد نظر کتاب باید به آن توجه شود.
• دومین نقطه مثبت کتاب این است که این مفاهیم، مفاهیم سر پل هستند مثل مرگ پاتوق ها یعنی مفاهیمی که اگر مورد توجه قرار گیرند می توانند موضوعات و مسائل جدید را فراروی پژوهشگران قرار دهند. در این کتاب با توجه به واقعیت روزمره و تاریخی جامعه ایران و مطالعه آن تاحدودی بومی سازی جامعه شناسی در ایران صورت گرفته است.
دکتر میرسندسی افزود با توجه به تجربه جهان زیسته و زاویه نگاه خود به نقدهای وارده بر کتاب می پردازم:
•این کتاب ده سال پیش نگارش یافته و گذر زمان نقدهایی را برآن وارد می کند، چه اگر خود دکتر آزاد دوباره این کتاب را بررسی کنند این نقدها را وارد می دانند.
•محدود بودن فضای مفهومی پاتوق: نقد واقعی من به مفهوم پاتوق است از این جهت که پاتوق در تمام عرصه های زندگی روزمره وجود دارد. هر جا که انسان زندگی اجتماعی داشته باشد، امکان پاتوق نیز وجود دارد، اگر ما پاتوق را فقط به ابعاد سیاسی، اجتماعی و روشنفکری محدود کنیم در واقع به معنی محدود کردن مفهوم گسترده آن است در حالی که تمام گروه های اجتماعی حتی در گروه های خلافکاران نیز امکان شکل گیری پاتوق هست. پاتوق چه هدفمند و چه غیر هدفمند (ناخواسته) و اتفاقی می تواند صورت گیرد حتی یک سوپر مارکت می تواند یک پاتوق باشد. پاتوق به گستره زندگی اجتماعی است و محدود کردن آن به یک بعد از زندگی اجتماعی در واقع یک نگاه دلبخواهانه به پاتوق است.
•عدم امکان نظریه پردازی با اصطلاح پاتوق: به نظر برخی مفهوم شناسی مقدم بر نظریه پردازی می باشد یعنی زمانی که مفاهیم درست انتخاب شوند، می توان در مسیر نظریه پردازی گام نهاد و به بیان دیگر مفهوم شناسی جهت غنای تئوری و مقدمه آن محسوب می شود. به نظر من پاتوق مفهومی عامیانه و برآمده از زندگی روزمره است و غیر جامعه شناسی می باشد و غیر جامعه شناسی بودن مفهوم پاتوق نارسایی، اختلال و تنگ دامنه شدن معنای آنرا در پی داشته است یعنی اگر ما مفاهیم دیگر را جایگزین آن کنیم امکان بیشتری برای نظریه پردازی داریم .
•پاتوق در مفهوم رایج زندگی اجتماعی ایران یک فضای غیر رسمی دربرابر فضای رسمی است. یعنی این مفهوم یک فضای تقابلی را هم در درون خود رشد و پرورش داده است خود انتخاب مفهوم پاتوق بر دامنه این فضای تقابلی افزوده است . پاتوق با داشتن موضع تقابلی منجر به عکس العمل امنیتی نسبت به این پدیده اجتماعی می شود و پاتوق در این کتاب به صورت یک فضای غیر رسمی در مقابل فضای رسمی کشور ترسیم شده که این مساله موضع گیری تقابلی را ایجاد می کند، این فضای تقابلی خواسته یا ناخواسته بر رویکرد مولف کتاب تاثیر گذاشته است، در این کتاب دکتر آزاد از دیدگاه نظریه تضاد این مفهوم را تشریح و توضیح داده اند و بنده برای جلوگیری از این مساله، مفهوم نهادهای واسط را به جای پاتوق پیشنهاد می کنم . زمانی که یک ساختار سیاسی در جامعه از دو بخش اساسی حاکمیت و مردم تشکیل می شود در نظام سیاسی نهاد های واسط می تواند پیوند دهنده این دو باشد . مردم دو جلوه پیدا می کنند مردم به صورت ذره ای و به صورت تشکل یافته و من بخش دوم را به عنوان نهاد های واسط (یعنی میانجی بین مردم و دولت) نام می برم. به همین دلیل به سمت تحلیل های کارکردی پیش رفته ام چراکه این مفهوم، تحلیل های کارکردی را می طلبد، دکتر آزاد با اخذ مفهوم پاتوق وارد چارچوب تحلیلی تضاد می شود و باز کردن فضای تقابلی به جای برانگیختگی حوزه عمومی باعث موضع گیری دولت و مانع تراشی در برابر پاتوق ها و اخذ تصمیم گیری های امنیتی در مقابل آنها می شود و در نهایت باعث مقابله با پاتوق ها می شود. رویکرد تقابلی هرچند ناخواسته ضد توسعه اجتماعی عمل می کند و همیشه یک جنگ چریکی با فضای رسمی جامعه ایجاد می کند و در نتیجه می توان با تغییر چارچوب تحلیلی از تقابلی به کارکردی به ضرورت پاتوق برای جامعه ایرانی پرداخته شود.

دکتر آزاد در قسمت اول بیانات خود به انتقادات چنین پاسخ دادند: به این نکته باید توجه کرد که دانش اجتماعی سرکوبگر خودش است و بیان یک مساله همواره واکنش هایی را بدنبال دارد مثلا بیان اینکه آمار طلاق در ایران ۳۰ درصد افزایش یافته افرادی را نگران می کند که این مساله یکسری از راست های تندرو را تشویق کند که مانع حضور زنان در محیط کاری شوند و نوعی نگرش طالبانیسم در ایران شکل بگیرد، اما آیا درست است که بدلیل واکنش اجتماعی طرح مساله نکنیم؟ نقد شما از این لحاظ درست است که بنده رابطه پاتوق با مدرنیته ایرانی را بیان نکرده ام و این موضوع را روشن نکرده ام که پاتوق کلا چه تاثیری بر مدرنیته دارد؟ آیا آنرا لغزنده می کند ، نیروهای سیاسی را ضعیف می کند یا متن اجتماعی را توسعه و تقویت می کند؟ و این ضعف کتاب است .
هابرماس وقتی از حوزه عمومی صحبت می کند آنرا خیلی ایده آلیستی می بیند اما در این کتاب خیلی واقع گرایانه به آن نگاه شده است، به همین دلیل من به دو نتیجه متضاد برای حوزه عمومی رسیدم چرا که بعضی پاتوق ها خودخواری کرده اند و خود را از بین برده اند، و بعضی از پاتوق ها توانستند تحول اجتماعی ایجاد کنند و برخی در خدمت دولت قرار گیرند. مثلا حسینینه ارشاد نتیجه متفاوتی دارد با جریان سروش و… پاتوق ها با نتایج متفاوت در مقابل هم قرار می گیرند، جامعه شناسی در ایران باید بی درنگ به مساله بپردازد بخاطر این موضوع به جای حوزه عمومی اصطلاح پاتوق را بکار برده ام، حوزه عمومی نیازمند ادبیات نظری و مفهومی بود و ما را گرفتار یک ادبیات گسترده و دست و پا گیر می کرد، و من از ادبیات نظری گذشته و وارد مساله شدم. در واقع پاتوق جای خالی بین نهادهای اجتماعی است و در نتیجه پاتوق متعلق به جاهای خالی بین نهادهاست.

دکتر هادی خانیکی به عنوان دومین سخنران جلسه به نکات مثبت کتاب پرداختند:
دکتر آزاد خوب در این اثر دیده شده، همواره دغدغه اصلی دکتر آزاد سه نهاد خانواده، دین و دولت بوده که در این کتاب نیز پی گرفته شده است. دکتر آزاد وقتی فرایند شکل گیری پاتوق را بیان می کند در واقع هدف نهایی وی این است که از جامعه شناسی پاتوق به درگیر کردن مفهوم پاتوق و مدرنتیه برسد و این مسئله طرح می شود اما این هدف نیمه کاره رها می شود. پیشنهاد می کنم که این مهم ادامه پیدا کند و به سوالاتی مثل چگونگی تاثیر و تاثر پاتوق بر مدرنیته برهم متقابلا جواب داده شود.
دکتر آزاد ویژگی ها ی پاتوق را در قالب ۱۷ گزاره تشریح کرده است که از بین آنها می توان مولفه های اساسی را استخراج کرد.
یک نقطه مثبت دیگر کتاب این مطلب می باشد که دکتر آزاد به مبحث نسبت بین پاتوق ها و جنبش های اجتماعی وارد می شود و مثالهای ایرانی از این جنبش ها را ذکر می کند اما خیلی زود باز این مبحث را رها می کند. مثلا وقتی از حسینیه ارشاد و از جدایی مرحوم شریعتی و مطهری می گوید با بسط بیشتری می توان به این موضوع پرداخت. .

و در مجموع دکتر آزاد در طرح پاسخ، در طرح ویژگی ها و در طرح نسبت بین جنبش اجتماعی و مدرنیته موفق عمل کرده است.
دکتر خانیکی درادامه به نقدهای خود بر این کتاب پرداختند:
در کتاب پاتوق خیلی سیاسی دیده شده است به عبارت دیگر پاتوق نگاه به سیاست را تنگ دامنه کرده است، پاتوق ها در ایران تولید سیاست می کنند اما نه بطور مستقیم و با زبان سیاسی. دکتر آزاد روی سه گانه دولت، دین و خانوده تاکید داشتند و بنده روی سه گانه دانشگاه، سیاست ورز و روشنفکر و مشکل ما دیوارهای بلند بین این سه ساحت است که با ترویج و تسهیل گفتگو به عنوان راهکار، این حصار برداشته می شود چراکه یکی از مکان های که گفتگو در آن صورت می گیرد پاتوق ها هستند، بزرگترین مشکل فرهنگی ما انسداد گفتگو است و ما در سه ساحت ذکر شده یعنی دانشگاه، حوزه روشنفکری و.. توان ، امکان و مهارت گفتگو را نداریم. مساله انسداد گفتگو در حوزه اجتماعی بدلیل ضعف حوزه عمومی و جامعه مدنی است (پاتوق جزء جامعه مدنی می تواند باشد) و زیر مجموعه آن از جمله پاتوق هاست . جامعه مدنی در جامعه ما گسسته است .
به نظر دکتر خانیکی دید خاکستر نسبت به امور اجتماعی در ایران وجود ندارد « من در سفر خودم به مصر با افرادی روبه رو شدم که قائل به وجود افرادی مثل مسلمان سکولار یا سکولار مسلمان بودند اما در ایران اساسا این دو مفهوم با هم قابل جمع نیستند زیرا ما دچار دوگانه ها هستیم و دلیل فقدان این دید در جامعه ما ضعف نهادهای مدنی و دلیل ضعف نهادهای مدنی، و مهم تر از همه سیاسی شدن این نهادهاست و دلیل سیاسی شدن نهادها به دلیل عدم تفکیکی است که در سه نهاد حزب، نهاد مدنی و نهادهای گفتگویی وجود دارد.
دکتر خانیکی درادامه چند موضوع را پیشنهاداتی مطرح میکند که لزوم بسط و پیگیری دارد: یک مسئله مربوط به رابطه پاتوق و در مرزبودگی فوکویی است زیرا پاتوق را با مفهوم در مرزبودگی فوکو می توان توضیح داد. ما تا آنجا که در مرز بودگی ها را دنبال می کنیم پاتوق ها قابل مشاهده تر می شوند. مثلا فرق جامعه شناس شریعتی در حسینینه ارشاد با جامعه شناسی شریعتی در دانشکده ادبیات مشهد این است که به جای کلاس ۳۰ نفره وارد جمعیت ۲ هزار نفری می شود حال حسینیه ارشاد چیست؟ حسینیه ارشاد حزب نیست اما کار غیر حزبی هم نمی کند، دانشگاه نیست اما کار غیر دانشگاهی هم نمی کند ، مسجد نیست اما کار غیر مسجدی هم نمی کند.
دوم گفتگویی بودن یا نبودن پاتوق هاست، آیا پاتوق منجر به گفتگو می شود؟ و دکتر به این امر نپرداخته است مهم ترین جاهایی که به دلیل ماهیت غیر رسمی، گفتگو در آن صورت می گیرد، پاتوق ها هستند.
سوم طرح خود جامعه مدنی است، درست است که به حوزه عمومی پرداخته شده اما وقتی از حوزه عمومی وارد عرصه اجتماعی می شود باید بیشتر دنبال نهادهای مدنی بود، نهادهای مدنی یک صورت خاص ندارد.
مقوله چهارم پرداختن به صورت های مدرن پاتوق هاست: دکتر آزاد به پاتوق های که در فضای اینترنتی شکل می گیرند نپرداخته است، حتی خود ایمیل می تواند تشکیل پاتوق دهد پاتوق های مجازی مهم است .
مقوله پنجم: پرداختن به موضوع تاثیر پاتوق های جدید بر فضای مدرن است. آیا خود فضای مجازی جاهایی مثل سرای محله، خانه محله، سالن اجتماعات را ملزوم حیات خود نکرده است ؟ انگیزه با هم بودن از فضای مجازی آغاز می شود . این با هم بودن و قبیله گرایی جدید است . پس یکی فضای مجازی است و یکی ناکارمدی بروکراسی است . بروکراسی نا کارآمد پاتوق هایی در نهادهای ما ایجاد می کند، در ادارات اتاق هر کسی تبدیل به یک پاتوق شده است . تحول در حمل و نقل باعث شکل گیری پاتوق های جدید می شود مثل پاتوق های که در مترو شکل می گیرند و خود پاتوقی شدن جامعه جدید را می توان بعنوان یک مساله طرح و بررسی کرد.
در خاتمه نتیجه گیری من این مطلب است که در جامعه ما پاتوق ها مقدمه ای برای نهادهای مدنی و حتی احزاب سیاسی برای ایران هستند و با روحیه ایرانی بیشتر هماهنگی دارند.

دکتر آزاد درقسمت بعدی بیانات خود در جواب انتقادهای دکتر خانیکی چنین عنوان کردند: من به دنبال یک شاه کلید برای سروسامان دادن به عمل اجتماعی و زندگی اجتماعیهم در حوزه سیاسی و هم اجتماعی بودم. وبه این منظور مفهوم پاتوق را بکار بردم و این انتقاد را می پذیرم که مفهوم پاتوق بیشتر معنای سیاسی داشته است زیرا ما نسلی بوده ایم که همواره دغدغه انقلاب و دموکراسی و اصلاحات داشته ایم و این مساله به مفهوم پاتوق نیز رنگ سیاسی داده است، و من باید حوزه عمومی، نهادهای واسط، نهادهای مدنی و رابطه اینها را با پاتوق توضیح دهم، اما در خصوص نقد مربوط به نادیده گرفتن پاتوق های مجازی باید بگویم انتشار کتاب در ده سال پیش بوده در ده سال پیش اینترنت باب شده بود اما فضای مجازی قویا مثل دهه نود مساله نشده بود اما ما باید به این صورت جدید نیز بپردازیم، بحث بروکراسی ناکارآمد نیز پدیده بنیادی است ما وقتی از دولت صحبت می کنم سراغ قسمت سیاسی آن یعنی رابطه دولت با دموکراسی و غیر دموکراسی می رویم در حالیکه دولت یک پدیده اجتماعی است و ما باید سراغ کارآمدی و ناکارآمدی آن برویم که عملااین امر صورت نمی گیرد و در نتیجه موجب تشکیل پاتوق در دورن آن می شود و همینامر باعث فروپاشی دولت می شود . علاوه بر این مفهوم در مرزبودگی و گروه های حاشیه ای و مفهوم طبقاتی جزء مسائلی هستند که ما به آن توجه نکرده ایم و از دیگر ضعف های این کتاب هستند و اما مفهوم خیلی مهم تر، گفتگویی بودن پاتوق است که یک مفهوم هابرماسی، گیدنزی است، پاتوق جایی برای گفتگوی فارغ از فشار و قید و اجبار است، این پاتوق ها هدفمند ایجاد نشده اند و بی اعتنایی به قدرت از خصیصه های عمده آنهاست، پاتوق ها وابسته به مکان نیستند هرچند که ممکن است با مکان شناخته شوند.
دکتر آزاد در خاتمه سخنرانی خود می گوید که نظریه انقطاع را قبول ندارد و اعتقاد دارد که امر اجتماعی در ایران انقطاع نداشته و فقط دچار یکسری پیچیدگی ها شده است.

یکی از حضار با اشاره به اینکه هابرماس در بررسی حوزه عمومی از مفاهیمی مثل قهوه خانه و کافه استفاده کرده، کاربرد مفهوم پاتوق را درست می داند نقد دکتر میرسندسی را وارد نمی داند و در ادامه عنوان می کند نهادهای واسط جدا از مفهوم پاتوق هستند و بیشتر رنگ سیاسی دارند اما در مفهوم پاتوق بیشتر امر اجتماعی اهمیت دارد تا امر سیاسی زیرا پاتوق ی بخشی از حوزه عمومی است و بکار بردن اصطلاح پاتوق کاملا بجا بوده است. مزیت دیگر این کتاب سنخ شناسی پاتوق ها می باشد که سنخ شناسی منجربه مشخص شدن ریشه، هدف و ماهیت پاتوق ها می شود.
دکتر جنادله به بحث اهمیت بروکراسی ناکامد اشاره کرد : بروکراسی ناکارامد بحثی مهم است : در جامعه ما بر عکس غرب، دولت به جای اینکه ب هعنوان میانجی منافع عمل کند خود یک عامل مزاحم بوده و نیروهای اجتماعی خود به هماهنگ کردن خودشان پرداخته اند و سرکوب کردن نیروهای اجتماعی باعث شد که دولت یک دولت ضعیف شود زیرا نیروی را که باید صرف سروسامان دادن به خود می کرد صرف سرکوب کردن نیروهای اجتماعی می کرد و این دولت بروکراسی ناکارآمد، میراث نوسازی بوده است، دولت با محدود کردن پاتوق ها و سلطه بر آن به اشتباه گمان می کرد که این پاتوق ها سرکوب شده اند اما نیاز به وجود این نهادهای مدنی به صورت هجرت پاتوق ها یا نیاز های مهاجم در می آمدند. آقای عبدی بحث هجرت پاتوق ها و نیازهای مهاجم را مطرح می کند یعنی با از بین بردن یک پاتوق که یک نیاز اجتماعی را برآورده می کند این نیاز از بین نمی رود بلکه در جاهای رسمی و مورد پذیرش دولت وارد می شود و در آنجا لانه می کند، چرا در دانشگاه گروه های دوستی شکل می گیرد ، چون در فضای بیرون امکان این عمل را از بین برده اند و این نیاز به داخل دانشگاه کشیده شده است.
یکی از حضار معتقد است در این رابطه طرح این پرسش مهم است که انتخاب این مفهوم تا چه حد می تواند اجتناب ناپذیر باشد ؟ نکته دیگر ناکارامدی بروکراتیک است . این امر قابل تامل است که دولت برخواسته از دل مردم هست یا از دل پاتوق ها ؟ از یک پاتوق، دوم خرداد و از یکی احمدی نژاد بر می خیزد. مساله اینجاست این فرایند چقدر منطبق با خواسته مردم است ؟
آقای میرسندسی بحث جایگزینی نهادهای واسط به جای مفهوم پاتوق را پیش می کشد: مفهوم پاتوق یک مفهوم قابل تعمیم نیست زیرا این مفهوم، مفهومی برآمده از جامعه ایرانی هست اما هرچیزی که برآمده از جامعه ایرانی باشد جامعه شناسی نیست و اگر جامعه شناسی باشد فقط جامعه شناس ایرانی متوجه این مفهوم می شود، ما باید تلاش کنیم مفاهیم را تعمیم پذیر کنیم تا دیگران نیز متوجه مفهوم آن بشوند در ثانی برخی از ویژگی های پاتوق خواسته یا ناخواسته ما را وارد فضای تقابلی می کنند اگر ما با اصرار پاتوق را در فضای تقابلی قرار دهیم نیروهای اجتماعی سیاسی لازم را که برای توسعه می تواند مفید باشد را در جهت سرکوب کردن پاتوق تلف می کنیم در صورتی که اگر از نهادهای واسط استفاده کنیم با هر زبانی که صحبت کنیم معنا دارد . نهادهای واسط یک حوزه غیر رسمی است که در عین حال به رسمیت شناخته شده است، نهادهای واسط در حقیقت به رسمیت شناختن نیازهای جامعه است مثلا به جای آزادی واقعی آزادی های یواشکی شکل می گیرد که نه یک نهاد واسط بلکه یک پاتوق به رسمیت نشناخته بوده که در فضای مجازی ایجاد شده است. نیروی دولت باید در جهت بسط نهادهای واسط عمل کند .
دکتر خانیکی در خاتمه بحث عنوان کرد: یکی از ویژگی های پاتوق در برابر نهاد های واسط، باز بودن در عین بسته بودن آن برای ساختار اجتماعی جامعه ایران است، و من با این موضوع موافقم که یک مفهوم باید جامعه شناسی باشد اما در عین حال ترجیحی که وجود دارد این است که اخلاق و روحیه ایرانی با مفهوم پاتوق سازگارتراست. دکتر آزاد بین دو وجه اجتماعی و محفلی بودن، محفلی بودن را به عنوان ویژگی پاتوق برمی گزیند.نکته مهم این است که از دل پاتوق ها ممکن است هم حزب سیاسی بیرون می آید و هم نهاد عام المنفعه . با سطر بندی و لایه بندی پاتوق ها و با دید لایه بندی تاریخی می بینیم که خیلی از این پاتوق ها سر از جریان های موثر سیاسی و سر از احزاب و نهادهای تاثیر گذار اقتصادی در می آورند در واقع نیاز به تقسیم بندی و تفکیک پاتوق ها لازم است.