سید محمد خاتمی به روایت هادی خانیکی؛ دغدغه او سازگاری دموکراسی با دینداری است

سید محمد خاتمی به روایت هادی خانیکی؛ دغدغه او سازگاری دموکراسی با دینداری است
تاریخ انتشار : 8 فروردین 1400
نویسنده :
زمینه :

گفت‌وگوی دکتر هادی خانیکی با روزنامۀ شهروند | منتشرشده درویژه‌نامۀ نوروزی «صد چهرۀ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، علمی و ورزشی شده»

«خاتمی به دنبال آرمان تاریخی مردم ایران است از مشروطه تا امروز؛ یعنی آزادی، استقلال و پیشرفت.» این یک سطر روایت «هادی خانیکی» است از دغدغه‌های «سید محمد خاتمی» است. روحانی انقلابــی‌گری که ادبیات سیاسی‌اش مردم‌سالاری، اعتدال‌گری و مصلحت‌اندیشی برای ایران است. همین اندیشه بود که خاتمی را پدیده آورنده دوم خرداد کرد. پدیده آورنده گفتمانی بیست‌وچهارساله؛ با فرازوفرودهای بسیار. متن زیر گفت‌وگوی است با هادی خانیکی، درباره فرازوفرود رهبر اصلاحات، سید محمد خاتمی. در این ویژه‌نامه «هادی خانیکی» مدرس علوم ارتباطات و مشاور رئیس دولت اصلاحات از دلایل «خیزش مردمی در دوم خرداد» گفته است و از دغدغه‌های رئیس دولت اصلاحات.

 

 اولین دیدار و برخوردتان با آقای خاتمی مربوط به چه سالی است؟
آقای خاتمی از یک خانواده شاخص فکری و سیاسی در استان یزد برآمده است. امام خمینی (ره) در توصیف پدر بزرگوار ایشان از تعبیر روحانی روشن‌ضمیر و روشنفکری متدین استفاده کرده است. شخص آقای خاتمی، هم در حوزه فرهنگ و اندیشه شهرتی داشت. روحانی خوش‌فکر، خوش‌سخن و خوش‌قلم که در نشریات و رسانه‌ها شناخته‌شده بود. ایشان مسئولیت مرکز اسلامی هامبورگ را پس از مجتهد شبستری بر عهده گرفت، نماینده مردم اردکان بود. من به‌صورت غیرمستقیم با زمینه‌های فکری و سیاسی آقای خاتمی آشنا بودم، اما ارتباط مستقیم من با ایشان از روزنامه کیهان و دهه شصت آغاز شد. در آن دوران از سوی امام، آقای خاتمی به‌عنوان نماینده ایشان در روزنامه کیهان مسئولیت شد، شهید شاه‌چراغی هم سرپرست روزنامه بود. من به همراه آقایان شمس‌الواعظین، رضا تهرانی، عطریانفر، غفاری شورای سردبیری روزنامه را به عهده داشتیم.

 

رویکرد و نگاه آقای خاتمی به روزنامه چگونه بود؟ چگونه با مسئله‌هایی همچون سانسور و ممیزی برخورد می‌کرد؟
آقای خاتمی ازجمله روحانیون بود که همراه با تحصیلات حوزوی، تحصیلات دانشگاهی نیز داشت؛ با جامعه روشنفکری هم بیگانه نبود. علاوه بر این از تعلیمات بزرگانی چون شهید مطهری و شهید بهشتی نیز بهره برده بود. همه این ویژگی‌های باعث شده بود، نگاه ایشان به مسائل فرهنگ سیاسی یک دیدگاه باز به شمار آید. البته در مورد نحو اداره روزنامه و در ادامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید مسائل آن دوره را نیز  در نظر گرفت. گفتمان قالب شرایط انقلابی را فهمید و تحلیل کرد. کشور در جنگ بود، اما بااین‌وجود در دوران مدیریت آقای خاتمی نشریات مختلفی در کیهان با رویکردهای فرهنگی منتشر شد. در جلسه رأی اعتماد آقای خاتمی برای وزارت ارشاد یکی از مخالفین به یکی از مقالات کیهان ارجاع می‌دهد که نقد روحانیت است، آقای خاتمی درعین‌حال که با آن مقاله مخالف بود اما آن را منتشر می‌کند. ایشان در آن جلسه جمله‌ای می‌گوید که در سال‌ها بعد نیز با مضامین دیگر عنوان می‌کند. من جانم را فدای مخالف می‌کنم تا حرفش را بزند. بعدها نیز عبارت زنده‌باد مخالف من را عنوان کرد.

 

اما در همان سال‌ها سخنانی از زبان آقای خاتمی در نقد مهندس بازرگان مطرح می‌شود؟ برخی معتقدند آقای خاتمی امروز با آقای خاتمی کیهان متفاوت است.
به قول شریعتی جریان فکری در یخچال نگهداری نمی‌شود، در پیرامون جهان خود، در ابعاد سیاسی و فرهنگی تغییر پیدا می‌کند، گفتمان، حتی افراد انقلابی که مبانی و آرمان انقلاب وفادارند هم تغییر می‌کنند، تحول گفتمانی را باید پذیرفت هم برای افراد و هم برای جریان‌های سیاسی. خاتمی هم از این قاعده کلی برکنار نیست. آن نظری را که در مورد بازرگان در مجلس داده بود و در روزنامه منتشر شده بود. بعدها خودش آن دیدگاه را رد کرد.

 

در سال‌های بعد شما هم همراه آقای خاتمی به وزارت ارشاد رفتید؟
بله  به دنبال تغییراتی که در کیهان پیش آمد، من و برخی دیگر از دوستان از کیهان جدا شدیم. من رفتم وزارت ارشاد حوزه معاونت بین‌الملل. در آن دوران در وزارت ارشاد معاونت مطبوعاتی تأسیس شد، دو فصل‌نامه علمی فرهنگی مطالعاتی منتشر کردیم. به‌مرور رابطه کاری من با آقای خاتمی بیشتر تا اوایل دهه هفتاد که ایشان از وزارت ارشاد استعفا دادند.

 

 چرا؟ با مرحوم هاشمی اختلاف داشتند؟
خیر. رابطه سیاسی آقای خاتمی و آقای هاشمی رابطه نزدیکی بوده است، چه پیش از ریاست جمهوری آقای هاشمی  چه پس‌ازآن. اتفاقاً مرحوم هاشمی  اصرار زیادی داشتند که آقای خاتمی در وزارت بماند؛ اما بخش از حاکمیت که در عرصه فرهنگی با رویکرد آقای خاتمی اختلاف داشت، سعی می‌کرد در عرصه فرهنگی ایجاد تنش کند، آقای خاتمی راهکار را در استعفا دید. اگرچه پس از استعفا مرحوم هاشمی ایشان را به‌عنوان مسئول کتابخانه ملی منصوب کرد.

 

پس از وزارت ارشاد فعالیت‌های مدنی آقای خاتمی بیشتر می‌شود.

بله دقیقاً. آقای خاتمی به فعالیت‌های مدنی در مجمع روحانیون، دانشگاه و تدریس، تألیف کتاب و… می‌پردازد.

 

این موضوع تا سال 75 ادامه دارد، در همین سال نام آقای خاتمی به‌عنوان گزینه جبهه خط امام برای ریاست جمهوری مطرح می‌شود. آیا تصور آقای خاتمی از انتخابات پیروزی بود؟
خیر.  ابتدای امر نظر دوستان آقای مهندس موسوی بود، که نمی‌پذیرند. آن دوره دبیری مجمع خط امام دکتر معین عهده‌دار بود. بعد از آقای موسوی به آقای خاتمی پیشنهاد کردند، نظر دوستان این بود که از فرصت انتخابات برای انتقال دیدگاه و نظرات به مردم استفاده کنیم، اما به‌مرور طبق نظرسنجی‌ها مقبولیت آقای خاتمی در انتخابات بالاتر رفت. البته تأکیدات مرحوم هاشمی، و توصیه‌های رهبر انقلاب در مورد مشارکت حداکثری هم بی‌تأثیر نبود. مرحوم صابری (گل‌آقا) جمله داشتند که در مطبوعات باید خوانده باشید، بنویسید خاتمی، بخوانید ناطق. البته سخت‌گیری‌ها نسبت به ستاد آقای خاتمی و فعالیت فعالان و همراهان آقای خاتمی کم نبود. در یکی از دانشگاه‌‌ها آجر تخلیه کرده بودند، تا مانع سخنرانی آقای خاتمی شوند. دوم خرداد در شرایط روان و آرام شکل نگرفت.

 

 به نظر شما مسئله و دغدغه آقای خاتمی را در طول این سال‌ها چه بوده است؟
پیگیری آرمان تاریخی مردم ایران از مشروطه تا امروز، یعنی همان آزادی، استقلال و پیشرفت. خاتمی برای این آرمان‌ها یک چارچوب دارد. او در طول تمام این سال‌ها به دنبال همخوانی و سازگاری این آرمان‌ها با هویت تاریخی ملت و جامعه ایران است. به زبان ساده خاتمی دنبال سازگاری دموکراسی با دین‌داری است. ایشان از منظر دین به دنبال پاسخی برای مفاهیم همچون آزادی و دموکراسی بوده‌اند. این دغدغه را می‌توان در طول کارنامه زندگی ایشان دید. در ماه‌های نزدیک به دوم خرداد دغدغه‌های فکری ایشان بر دغدغه‌های سیاسی غلبه داشت. آقای خاتمی در سال 75 به دنبال تأسیس نشریه با عنوان آیین بودیم، قرار بود سردبیر روزنامه بر عهده من باشد. دوستان در آن دوره گفتند همین اندیشه‌ها را در دوران انتخابات مطرح کنیم و از فرصت انتخاباتی برای گفت‌وگو در سطح ملی استفاده کنیم. آقای خاتمی و اصلاح‌طلبان نیامدند که پیروز انتخابات باشند بلکه آمدند تا از موقعیت انتخابات استفاده کنند تا جامعه مدنی تقویت شود اگرچه نتیجه انتخابات این بود که آن‌ها به قدرت رسیدند.

 

کارنامه دولت اصلاحات موفق بود؟
تمایل جامعه حمایت از زبان مدنی بود، در آن دوره اقتصاد و معیشت مسئله مردم بود، اما مردم به فردی رأی می‌دهند، که در مناظره‌ها بر توسعه سیاسی، گفت‌وگو و جامعه اشاره دارد. شما اما ببینید یکی از موفق‌ترین دولت‌های بعد از انقلاب در اقتصاد دولت اصلاحات است. ادعای اولیه دولت اصلاحات اقتصاد نبود، اما در این عرصه هم موفق بوده است. در دوران اصلاحات جامعه مدنی به‌طور نسبی تقویت شد و این مسئله مهمی ست. نکته دیگر چالش‌های پیش روی دولت اصلاحات بود، دولت هر 9 روز با یک چالش روبرو بود. اصلاحات تغییر، نگرش، رفتار و ساختار است. این تغییر مخالفت‌ها و ممانعت‌های به دنبال دارد. ساختارهای سیاسی آغوششان برای اصلاحات باز نیست. البته من قائل به این نیستم که اصلاحات بی‌نیاز از نقد است.

 

آقای خاتمی بیشتر از چه افراد یا افرادی در قرن معاصر تأثیر گرفته است؟
آنچه از اندیشه، گفته‌ها و نوشته‌های خاتمی برمی‌آید، خاتمی در ابعاد مختلف شکل‌گیری تأثیرپذیری‌های متفاوت است در عرصه سیاست همان‌طور که بارهای مختلف گفتند درواقع از نقش تاریخی که امام داشته در معنا جمهور یا مردم از منظر دین تأثیر گرفته است. از افرادی همچون شهید مطهری، دکتر شریعتی، شهید بهشتی و مرحوم آیت‌الله طالقانی در ابعادی تأثیر گرفته است.

 

حوزه فرهنگ یا سیاست کدام در شخصیت آقای خاتمی برجسته‌تر است؟
آقای خاتمی پیوندی میان اخلاق و فرهنگ و سیاست ایجاد کرده است. نقدی که برخی به آقای خاتمی وارد کرده‌اند، این بوده است که جنس آقای خاتمی، جنس فرهنگ و اخلاقی است.  نگاه این افراد این است که فرهنگ و اخلاق با سیاست فاصله طولانی دارند، اما را آورد خاتمی به عقیده من، همین نگاه اخلاق‌مدرانه به سیاست بوده است.