جزیرۀ سرگردانی

جزیرۀ سرگردانی
تاریخ انتشار : 16 اسفند 1399

در میانه در دنیای «تماشایی» و «تنهایی»:
مقدمه دکتر هادی خانیکی

سالهاست که فناوری های نوین ارتباطی انسان و جامعه را به زندگی جدیدی کشانده اند که کیفیت و کمیت آن از هر نظر با دوره های پیشین متفاوت شده اند. فرهنگ، اجتماع، اقتصاد و سیاست در مقیاس های جهانی و محلی دیگر در امتداد روندهای گذشته نیستند و هر زمان، در هر مکان با جلوه های تازه ای روبه رو می شوند. تحولات عینی در ساحت های مختلف حیات فردی و اجتماعی، یعنی ورود به عصر اطلاعات و ارتباطات و پیدایش و گسترش «جامعه شبکه ای» شرایط ذهنی متفاوتی به وجود آورده است که باید آن را در یک چرخش پارادایمی فهمید.

 

پارادایم یعنی انگاره، چارچوب و مدل ذهنی که برای شناخت واقعیت های نو کارساز است. تحولات فزاینده جهان و جامعه دست خوش تغییر را دیگر نمی توان در چارچوب انگاره هایی شناخت که متعلق آن تحولات و تغییرات نیستند. عصر اطلاعات و شکل گیری جامعه شبکه ای ، هندسه معرفتی جدیدی می خواهد که بتواند مفاهیم و کنش های انسانی و اجتماعی را در همه عرصه های زندگی از نو معنا کند. به این اعتبار، جامعه و انسانی در حال شکل گیری است که در برابرش امیدها و بیم ها، فرصت ها و تهدیدها، گشودگی ها و ناگشودگی های نو قرار گرفته اند و آنچه پیش روی آنهاست نیازمند واکاوی و شناخت بیشتر است. دگرگونی ها مداوم و پردامنه و گسست آفرین اند، جریان ها و رندهای به هم پیوسته پیشین را قطع میکنند و از مبانی و چارچوب های گذشته فاصله می گیرند، دائما پرسش پیش می آورند و پژوهش طلب می کنند
فناوری های ارتباطی و رسانه های نوین یک سوی این جهان اجتماعی- انسانی را دیدنی تر» و «تماشایی تر کرده اند – آنچه که داگلاس کلتر، «امر تماشایی» و گی دوبور جامعه نمایش» می نامند. اما سویف دیگر آن ، گریز به دنیای فردی شده درون است، آنچه شری ترکل ” «خود دوم» و «تنها در کنار هم می خواند. این رابطه دوگانه و تناقض آمیز انسان را مجبور به افزایش وابستگی های فناورانه برای رهایی از ناامنی و نگرانی های انسانی – اجتماعی کرده است، ما اکنون از رسانه ها، شبکه ها و فناوری ها بیشتر و از خود کمتر انتظار داریم و همین مضمون اصلی سرگشتگی های ارتباطی انسان و جامعه عصر ارتباطات است. «جامعه شبکه ای » که پایه و مبنای مطالعاتی از این دست است، پیش از این موضوع مطالعات و آراء بنیادین جهانی بوده است. حداقل این موضوع و آثار و دامنه های آن را می توان در آثار مهم محققان و اندیشمندان برجسته ارتباطات پی گرفت. مانوئل کاسٹلز، جان ون دایک ویری ولمن درباره شکل و مضمون جامعه شبکه ای و مؤلفه های آن به وضوح سخن گفته اند.

 

از نظر کاستلز، جامعه شبکه ای متشکل از شبکه ها، یعنی ساختارهای اجتماعی، است که می توانند بدون هیچ محدودیتی گسترش یابند و نقاط شاخص جدیدی را درون خود پذیرا شوند. شبکه ها، ابزارهای مناسبی برای فعالیت های مختلف در عرصه های اقتصادی کار و حرفه، شرکت ها، حکومت ها، قدرت ها و حتی سازمان های اجتماعی هستند و از پویایی و توان نوآوری نامحدودی برخوردارند. جامعه شبکه ای در تلاقی سه فرآیند بزرگ تحولات فناورانه ارتباطی»، «بازسازی نظام اقتصاد صنعتی-سرمایه داری» و «شکل گیری جنبش های جدید اجتماعی و فرهنگی» شکل می گیرد و انسان معاصر را در معرض هویت جویی تازه ای قرار می دهد. هویت در این جامعه، سرچشمه معناست جامعه شبکه ای ون دایک، شکلی از جامعه است که به گونه ای فزاینده روابط خود را در شبکه های رسانه ای سامان می دهد، شبکه هایی که به جای ارتباطات چهره به چهره و مستقیم می نشینند و نقش گذشته آنها را عهده دار می شوند. او میان «جامعه اطلاعاتی»، و جامعه شبکه ای» تفاوت قائل است به گونه ای که جامعه اطلاعاتی را مبتنی بر جوهر تغییر فرآیندهای اجتماعی و جامعه شبکه ای را متمرکز بر اشکال سازمان های فرآیندهای اجتماعی می داند، ون دایک، با تبیین نقش شبکه ها در توزیع و تغییر قدرت در جامعه خطر کم قدرت کردن انسان ، کاهش دسترسی به آزادی و برابری و شکل گیری ریسک های فناورانه غیرقابل قبول را نیز یادآور می شود، اگر چه در جای خود امکان کاستن از نابرابری ها را هم از سوی شبکه ها به سبب توزیع دانش و اطلاعات را مطرح می کند.

 

به نظرون دایک، رسانه های دیجیتال از آن رو که توانسته اند امروز مختصات زمانی و مکانی را تغییر دهند موفق به انجام یک انقلاب ارتباطی شده اند، انقلابی که سرشتی دوگانه دارد. از سویی زیربنای اجتماعی جامعه را تغییر داده و از سوی دیگر خود متأثر از آن تغییر گردیده است ، بری ولمن، برخلاف دو نظریه پرداز پیشین به جای تمرکز بر نقش رسانه های نو و فناوری های نوین در تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نقش عاملیت های فردی و تغییر شکل و مضمون ارتباطات میان افراد را برجسته تر می کند. از نظر ولمن، جهان کنونی در حال میل به انقلاب و جامعه اطلاعاتی است که خود از جوامع متعدد شبکه ای تشکیل شده است، جوامع شبکه ای، خود متشکل از پیوندهای ضعیف ارتباطی میان افرادند که با تقویت قناروانه آن پیوندها به تدریج به منظومه های منسجم و همه گیر، یعنی شبکه ای از شبکه های تبدیل می شوند، به تعبیر دیگر، از نظر ولمن با تغییر وابستگی های طولی و ارتباطات عمودی به پیوندهای هم عرض و ارتباطات افقی جامعه تغییر شکل و ماهیت می دهد و شبکه ای از شبکه ها صورت بندی اجتماعی-مجازی جدیدی را نمایان می سازد. ولمن عامل اصلی پیدایش جامعه شبکه ای را در درون یک جامعه اطلاعاتی بزرگ، تداخل و درهم تنیدگی سه انقلاب هم زمان، یعنی انقلاب شبکه های اجتماعی، انقلاب اینترنت و انقلاب تلفن های همراه هوشمند، می داند. انقلاب هایی که موجب هم افزایی و تشدید ظرفیت ها و قابلیت های همه گیر شده اند. نگاهی حتی گذرا به شدت و شتاب تحولات سخت افزارانه و نرم افزارانه ای که دائما به ارتباطات، جامعه و دریافت های انسان از پیرامونش شکل و محتوایی تازه می دهد، مدام این پیام را می دهد که هر چه بیشتر باید خواند، هر چه بهتر باید دید و هر چه دقیق تر باید نوشت. زمان، زمانه گسترش و تعمیق دانش ارتباطات و مطالعات پردامنه ارتباطی در سطوح مختلف نظری و تجربی است. توسعه آموزش ها و پژوهش های ارتباطی اکنون یک ضرورت در توسعه علمی و نهایتا یک الزام برای توسعه ملی است. از کوچکترین و در عین حال زیباترین ضرورت ها و الزام ها در این فرآیند، توجه به انجام تحقیقات دانشگاهی، به ویژه پایان نامه ها و رساله های دانشجویی است که اگر با انگیزه مندی، سلامت و دقت تام و تمام استادان و دانشجویان پیش رود پایه های چنین نیاز به روزی استقرار پیدا میکند.
کتاب پیش رو در چنین زمینه و ذهنیتی شکل گرفته است. دکتر حسین کرمانی، محقق جوان و سخت کوش ارتباطات که سال هاست در عرصه های کنشگری رسانه ای و روزنامه نگاری، دانش و تخصص علمی رسانه های اجتماعی را موضوع کار و مطالعه خویش قرار داده است، با نگارش کتاب پیش رو گامی ارزنده در این راه نهاده است.
تحقیقات درباره رسانه های اجتماعی و جامعه شبکه ای در ایران هنوز در مراحل آغازین است و پرداختن به ابعاد مختلف آنها و برخورداری از جوانب لازم نظری و تجربی برای تبیین درست مسائل کنونی ارتباطی و گشودن افق های راهگشا به سوی آنها ضرورتی گریزناپذیر است. کتاب «جزیره سرگردانی»، که به مطالعات کاربران رسانه های اجتماعی در ایران پرداخته است، پژوهشی ساده و در عین حال چندوجهی است که می تواند درکی نواز رسانه های اجتماعی و کاربران آنها در ایران ارائه دهد.

 

من با تلاش های مختلف کرمانی از دوران تحصیل و فعالیت های رسانه ای او آشنا هستم و به ویژه در خلال داوری رساله دکترای او در دانشگاه تهران تحت عنوان «توئیتر، سیاست و جامعه در ایران » شاهد مطالعه گسترده، دغدغه مندی و وسواس علمی اش بوده ام. او به حوزه مطالعات رسانه های اجتماعی تسلط دارد و امید است که با انجام پژوهش هایی از این دست، نقش ها و مسئولیت هایی بزرگتر در میدان دانش و پژوهش ارتباطات به انجام رساند. از خداوند بزرگ برای وی توفیق و تداوم در مسیر این تلاشها را مسئلت دارم.