۱۲ بهمن، نخستین سالگشت مرگ مادرم، حاجیه فضّه محمدی خانیکی

۱۲ بهمن، نخستین سالگشت مرگ مادرم، حاجیه فضّه محمدی خانیکی
تاریخ انتشار : 11 بهمن 1399
نویسنده :
زمینه :

یادش به خیر مادرم!

از پیش
در جهد بود دائم، تا پایه‌کَن کند
دیوارِ اندُهی که، یقین داشت
در دلم
مرگش به جای خالی‌اش احداث می‌کند

مادرم «چشمه‌ساری در دل»، «آبشاری در کف» و «آفتابی در نگاه» داشت؛ پربار و سایه‌گستر زیست و وقتی رفت، «همگان بو بردند که چه چیزی را دادند از دست».

مادر بی‌آن‌که بگوید و بخواند و بخواهد، در زندگی ما معلم بود و در بیماری و مرگ خویش هم درس‌های بسیار برای ما به تکلیف گذاشت: درس‌هایی در عشق‌ورزیدن، مداراکردن، به خدا تکیه‌داشتن و گره از کار خلق خدا گشودن.

اندوه مرگ مادرم در این یک سال با اندوه‌یادهای بسیار همراه شد و کرونا از میانه‌ی مردم و حتی دوستانی که سال پیش خود با من سوگوار او بودند، ریحان فراوان چید. یاد آنان هم بخیر.

به مشهد آمده‌ام. فردا بر سر تربت او می‌روم. با اندکی از خویشان و دوستان و یاد او و همه‌ی آنان را که پس از او رفتند، گرامی می‌دارم. عذر من و خانواده در برگزارنکردن رسمی یادبود با محدودیت‌های سوگواری برای همه معلوم، مفهوم و ان‌شاءالله پذیرفتنی است.