خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
تاریخ انتشار : 22 آبان 1399
نویسنده :
زمینه :

یادداشت دکتر هادی خانیکی در روزنامه همشهری

باور مرگ دکتر داوود فیرحی آسان نبود، اگرچه بیش از ۱۰ روز است که پزشکان بیمارستان لاله به‌رغم تلاش‌های بسیار، امید کم به ماندنش داشتند. قرار بود که همان روزهای نخست ابتلا به کرونا، سخنران نشست بررسی و نقد آرای نائینی در کتابخانه ملی باشد که نتوانست و کارش به بیمارستان کشید. آنقدر صبور، باامید و خندان می‌زیست که تصور از پای افتادنش حتی با گرفتاری در کرونا را هم نداشتم. خبر رفتنش به بیمارستان را که شنیدم، زنگ زدم، پاسخ نداد، اما پیامک داد که در بیمارستان لاله بستری شده‌ام. پس از آن دیگر نتوانست به پیامی پاسخ دهد، و نه حتی پیامکی بفرستد. در میانه مرگ و زندگی قرار گرفت و همه دوستانش را هم به میانه بیم و امید کشاند. خبر اندوه‌بار چهارشنبه کار را تمام کرد. به گفته حافظ «بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد، باد غیرت به صدش خار پریشان کرد.» اگر با غم و به زبان احساس از مرگ فیرحی می‌نویسم، برای آن است که باز هم به‌گفته لسان‌الغیب «مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود». او در طلیعه درخشیدن بود و می‌توانست برای جامعه‌ای که هنوز در کانون همه مصایب و مسائلش نیاز به تفکر و متفکرانی از این دست دارد، مثمر ثمر واقع شود. تحمل بار چنین ضایعه‌ای سخت و سنگین است. فیرحی خوب می‌خواند و زیبا می‌نوشت و شیرین سخن می‌گفت. جرأت دانستن داشت و پروای پریشان گفتن. در یادگیری به سرچشمه‌ها می‌رفت و در یاد دادن درپی به زبان آوردن بود. در فراز و فرود کنش‌های سیاسی، آرمان‌ها و ایمانش کمرنگ و بی‌رمق نمی‌شد و در همان حال در همه میدان‌های گفت‌وگو با مدارا، انصاف و حق‌پذیری حاضر بود. امید بزرگی برای نواندیشی دینی و شکوفایی اندیشه سیاسی در ایران بود. اگرچه کارنامه علمی او تا به امروز هم درخشان، خواندنی و ماندنی است و دانشگاه و حوزه می‌توانند به داشته‌های این اندیشمند اصلاحگر و محقق سختکوش و نوآور ببالند، اما باید با دریغ و درد گفت که دنیای پیش روی او افق‌های روشن در بینش، روش و کنش سازگار با این زمان داشت. ایران امروز برای گشودگی بیشتر میدان اندیشه، افق‌گشایی در عرصه سیاست و آفرینش سرمشق‌های علمی و اخلاقی به فیرحی و فیرحی‌ها سخت نیاز دارد. و آرزو اینکه عالم دانش، اندیشه و سیاست، سترونِ زایش امثال او نباشد.

امید هست که روشن بود بر او شب گور
که شمعدان مکارم ز پیش بفرستاد.