کرونا با ما چه کرده و ما با آن چه می‌کنیم؟

کرونا با ما چه کرده و ما با آن چه می‌کنیم؟
تاریخ انتشار : 9 مرداد 1399

مقدمه هادی خانیکی بر کتاب زندگی نگاری، تدوین‌شده توسط علی مراد عناصری

 

این پرسشی است که امروز، همه‌ی حوزه‌های سلامت تن و روان، معرفت، و ذهن و جهان زیست‌های ما را در بر گرفته است. ویروس کرونا، نوظهور و عالم‌گیر است؛ از این رو، مهر حضور خود را، بر همه چیز و در همه جا زده است. به این اعتبار، همه‌ی ما در حال تجربه‌ی مواجهه‌هایی چندگانه با این پدیده هستیم و حیف است که نتوانیم این تجربه را ثبت نماییم، به تصویر کشیم، یا نتوانیم به زبان آورده و بر قلم جاری کنیم. فهم کرونا و رویارویی با این پدیده، یک مواجهه‌ی صرفا «علمی» یا تنها «اجتماعی» نیست؛ پدیده‌ای است که فرد در کانون آن قرار می‌گیرد و باید بتواند ادراک و احساس خود را به زبان بیاورد تا این که روایت‌های کرونایی ساخته شود. روایت کرونا، بازنمایی رخ‌داد یا مجموعه‌رخ‌دادهای برآمده از کروناست.

 

روایت کرونا، قصه (story) کروناست؛ همان که در ارتباطات شبکه‌ای و روزنامه‌نگاری نوین، جای‌گاهی ویژه یافته است. کرونا بدون قصه به آینده نخواهد رسید؛ بدون روایت، در آینده نمی‌شود از آن برداشتی جامع و درست داشت. به دلیل این که، رویارویی هر یک از ما، در خلوت خود و یا در میدان کنش اجتماعی، با این پدیده‌ی نوظهور و عالم‎‌گیر، جهانی متفاوت با جهان‌های دیگر را می‌سازد؛ از تلاقی این جهان‌ها هست که می‌شود نگاهی جامع به وضعیت‌های کرونایی که انسان امروز، جامعه‌ی امروز و جهان امروز در آن محاط است، داشت.

 

مجموعه‌ی پیش رو، حاصل نگاهی از این دست است. آقای عناصری بر آن شد که رسم روایت‌نگاری از کرونا در جامعه را پی بگیرد؛ از این رو، با همکاری دو انجمن، انجمن جامعه‌شناسی ایران و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، کارگاهی مجازی تدارک دید، تا دوستانی به کمک بیایند و در خلال گفت‌وگوهایی آموزشی، زمینه‌ای برای «زندگی‌نگاری» این ایام فراهم آید. نگاشتن زندگی، چه با قلم، چه با دوربین و چه با زبان، چون بیان‌گر اشتراک وضعیت درونی و بیرونی است، می‌تواند پاره‌ای از آن روایت کرونایی را شکل بدهد. این نوشتن، گفتن، یا به تصویر درآوردن، در نقطه‌ی تلاقی بین بیم و امید نسبت به وضعیت‌های کرونایی است؛ وضعیتی که هم هر لحظه‌ ما را نگران می‌کند، و هم در هر لحظه امید خروج از آن را به ما می‌دهد. از آن رو که ترکیبی از بیم و امید است، می‌تواند احساس و ادراک را به هم گره بزند و این روایت را روایتی واقعی‌تر، صمیمانه‌تر، و صادقانه‌تر بکند. به خصوص این که در قرنطینه و در ناگزیری‌های کرونایی قرار می‌گیریم، که یک سوی آن درگیری با تخیلمان از گذشته، و دل‌خوشی با خاطرات است؛ خاطرات نزدیک، خاطرات همین چند ماه و چند هفته‌ی پیش، خاطرات زندگی داشتن؛ و در سوی دیگر، انتظار پیش آمدن وضعیت‌های خیلی نزدیک و ملموس و زمینی را داریم.

 

این نقطه‌ی تلاقی بین خاطره و آرزوهای دست‌یافتنی و نزدیک، این «زندگی‌نگاری»‌ها را مطبوع‌تر و جذاب‌تر می‌کند. «زندگی‌نگاری»‌هایی که به ژانر «جستار» و «جستارنویسی» خیلی نزدیک است. متن‌ها یا پاره‌های تصویری کوتاه، غیررسمی، پرسش‌گرانه، گفت‌وگویی، با زبانی نزدیک به فرهنگ شفاهی و عامه، حتی گاه آمیخته با طنز، و برخوردار از قدرت هنری، که دیدگاه‌ها و تجربه‌های شخصی را با مخاطب عام پیوند می‌زند و می‌تواند از موضع اول شخص مفرد، با سوم شخص جمع سخن بگوید. به نظر می‌آید تدوین مجموعه‌ای از زیسته‌ها، دریافت‌ها و احساس‌ها در این چهارچوب، بتواند در آینده برای خود یا برای دیگران، بگوید که ما در وضعیت کرونایی چگونه بودیم، چگونه زیستیم، کجاها هراس داشتیم و کجاها امید پیدا کردیم؛ و در این آمیختگی میان بیم و امید، میان گذشته و آینده، و میان تخیل و واقعیت، چطور توانستیم حکایت کرونا را ثبت کنیم. این روایت قصه‌های کرونا، در همه‌ی جوانب و زمینه‌های علمی و فرهنگی، متونی زنده، ماندنی و خواندنی خواهد بود. همت عناصری عزیز را صمیمانه ارج می‌نهم و برای او و همه‌ی آنان که در این کار یاری‌اش کردند، از جمله آقای دکتر سراج‌زاده، آقای علی‌رضا فرزین، خانم زهرا بهروز آذر و سایر کوشندگان این میدان، از خداوند بزرگ توفیق بیش‌تر مسئلت دارم.