نامه‌ای برای نسل امروز و آینده/ به گفت‌وگو بیشتر بیندیشیم

نامه‌ای برای نسل امروز و آینده/ به گفت‌وگو بیشتر بیندیشیم
تاریخ انتشار : 27 اسفند 1393
نویسنده :
زمینه :

نوشتن نامه‌ای برای نسل امروز و آینده از آن‌رو دشوار است که به صورت متعارف متعهد ادبیات نصیحت و کلیشه‌های تاریخی می‌شود و گمانه‌ها را به این سو می‌برد که نویسنده یا نویسندگان چنین نامه‌هایی می‌خواهند امروزیان و یا آیندگان را به هر شیوه‌ای که شده است، متقاعد کنند که دانش و درک خود را مقید به چارچوب‌های ذهنی گذشتگان کنند. اسطوره‌ چارچوب در اینجا نخستین مانع گفت‌وگو، شنیدن و خواندن حرف‌ها می‌شود. دیوید بوهم فیلسوف و فیزیکدان برجسته معاصر که در توصیف و تبیین مهارت‌های گفت وگویی سخنان شنیدنی دارد، اقتضای شنیدن را «تعلیق موقت پیش‌فرض‌ها» می‌داند و اگر همین تجربه در نوشتن و خواندن نامه‌ای برای نسل امروز و آینده، رعایت شود، تاثیر و فایده این کار نوروزی سالنامه اعتماد هم بیشتر و بهتر به چشم می‌آید.

من ترجیح می دهم که در این باب سخنی کوتاه و کوتاهی‌سخن را بیشتر به زیست‌ها و تجربه‌های خود متکی کنم. حرف من برای نسل امروز و آینده همان است که برای سن دیروز و گذشته نیز هست.
جامعه ما سخت نیازمند داشتن داشتن «فهم گفت‌وگویی» و «درک تاریخی» و مطالعات تطبیقی است. ما در همه تعلقات نسلی غالبا ناتوان و ناآگاه از فهم گفت وگویی، گریزان و بی‌حوصله در مطالعه تاریخی و کم خوان و کم‌دان از سرشت و سرنوشت جوامع مشابه هستیم.
هرچه جهان پیش‌تر می‌رود و جامعه درهم فشرده‌تر می‌شود، ضرورت داشتن فهم تاریخی بیشتر به چشم می‌خورد. به درستی اکنون می‌گویند که پیشبرد اندیشه‌های پیشرفت و تحقق توسعه همه‌جانبه و پایدار بدون برخورداری از توان مطالعات تاریخی و مطالعات تطبیقی ناممکن است.
تاریخ اگرچه سرگذشت گذشتگان است، اما خواندن متوفی مرده و بی‌جان نیست. در فهم تاریخی علاوه بر صورت زبانی و کلامی و اطلاعاتی که به زبان می‌آید و یا بر سطور و خطوط نقش می‌بندد، تلاش به سوی امکان گفت‌وگو و درک گفتمانی می‌رود که آن صورت زبانی نمایه بیرونی آن است. در فهم تاریخی صورت زبانی هرچه باشد گفته یا نوشته بخشی از شبکه پیچیده اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به شمار می‌آید و معنای گفتار یا نوشتار علاوه بر جمله و مضمون در بافت و موقعیت گفتمانی آن مورد توجه قرار می‌گیرد.
فهم «متن تاریخی» مستقل از «زمینه و گفتمان» آن ناقص و ناممکن است. متن حاصل و نتیجه گفتمان است و به سخن دیگر گفتمان فرآیند و متن فرآورده آن است، گفتمان پویا و متن ایستاست، گفتمان بی‌مخاطب نمی‌ تواند پیش رود و فهم متن در هر لحظه نیازمند مخاطبی است که توان «رمزگشایی» از آن را یافته باشد. درواقع آن سوی هر متن تاریخی مخاطبی قرار دارد که متن را می‌خواند و یا می‌شنود.
و فرض بر این است که او نیز مجهز به«توانش ارتباطی» هست و قابلیت‌های لازم برای شنیدن ویا خواندن متن را از ورای سالیان و قرون ندارد. بنابراین باید گفت در «فهم تاریخی» توانش دریافتی خواننده یا شنونده حداقل همسنگ توانش تولیدی نویسنده و یا گوینده است و در گفتمان تاریخی چگونگی تولید و سامان گرفتن یک متن – چه کتبی و چه شفاهی از جانب تولیدکننده و فرایند درک آن از جانب مخاطب به یک نسبت اهمیت دارند، «رمز گذار» و «رمزگشای متن» را باید همواره در کنار هم در نظر داشت.
با این نگاه فاصله میان «زمان معاصر» و «زمان گذشته» و کسانی که در نسلها و زمان‌های متناوب به سر می‌برند کمتر میشود و نسل‌ها از مواجهه با تاریخی که بیشتر بازنمایی ستیزهها و منازعات سیاسی است به سبب وجوه اجتماعی و فرهنگی که حصه گفت‌وگوست سوق پیدا می‌کنند. در این صورت است که گفت‌وگوها و ارتباطات میان فرهنگی و مناسبات مدنی، وصل کردن‌ها را به جای فاصله‌سازی‌ها می‌گذارند. «کنگشگران حوزه‌های نظر و عمل در هر نسلی که باشند، همسایگان فکری خوبی برای همدیگر می‌شوند. توجه معرفت‌شناسانه‌ای که قرآن کریم به مخاطب، شنیدن و دیدن دارد دعوت عالی که به تامل در «سنت‌ها» و «عبرت‌های» تاریخی در متون دینی به چشم می‌خورد، شاهدی بر ضرورت «گفت‌وگو» و برخورداری انسان از «فهم تاریخی» است.
در این نوع فهم گفت‌وگویی و تاریخی گذشته و حال و آینده وضعیتی برابر دارند و اهالی گفت‌وگو هیچ ترجیح و چیرگی بر یکدیگر ندارند برای این در برابر هم قرار گرفته‌اند که «گذشته» را چراغ راه امروز و آینده کنند. صندوقچه اسرار و مایه غرور و یا خجالت گذشته را پاره‌ زنده‌ای از وجود خود می‌دانند که آن را باید درست خواند، دقیق فهمید و عمیق نقد کرد و به دنبال امروز و‌ آینده‌ای بهتر بود که بر پایه اشتباهات کمتر و تجربه‌های بیشتری بنا می‌شود.
داشتن «فهم تاریخی» تفکر گفت‌وگویی و انتقادی و مطالعه تطبیقی عرصه‌ای است که در آن می‌توان درست‌تر آموخت، به گفته رودکی نخستین شاعر بزرگ ایرانی:
هر که نامخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار