درباره غزه

درباره غزه
تاریخ انتشار : 25 مهر 1393
نویسنده :
زمینه :

آنچه این روزها بر مردم غزه می‏گذرد را می‌توان در حد و اندازه‏ی فاجعه‏ای انسانی و نسل‏کشی قلمداد کرد. در این شکل از نسل‌کشی، صحبت تنها درباره‏ی کشتن انسان‌ها نیست، بلکه بحث بر سر از میان رفتن شاخص‌های انسانیت است؛ آنچه از میان می‌رود مفاهیمِ انسانی‌ای چون عدالت، اخلاقیات و انصاف در جنگ است. برخورد موشک‏های هدایت‌شونده به بیمارستان‌ها و مدارس و در نتیجه کشتار کودکان فلسطینی از جمله نمونه‌هایی‏ست که از حد و مرزِ بی‌رحمانه‏ترین جنگ‌های تاریخ نیز فراتر رفته است. در این قیاس کشتن کودکان را می‌توان شاخصِ خشونتِ مطلق گرفت. بمباران کردن بیمارستان‌ها و مدارس روسفید کردن همه‏ی جنگ‌های تاریخی‏ست. جنگ غزه جنگ با همه‏کس و همه‏چیز است و این بی‌شک تعبیری درست است که کشتار غیرنظامیان فلسطینی هولوکاستی به مراتب وحشتناک‏تر آفریده است.

روشن است که در هر جنگی نیز عرف و مرزهای اخلاقی‏ای وجود دارد. در هر تجاوزی کشتن بی‏دلیل زنان و کودکان فرا رفتن از مرزهای انسانی‏ست. چرا در این جنگِ بیرحمانه و نابرابر از میان غیرنظامیان کودکان بیش از همه کشته می‌شوند؟ در تاریخ بی‏خردی «باربارا تاکمن» می‏بینیم که در دهشتناک‏ترین کشتارهای انسانی نیز زمانی که شمشیر به گردن کودکان می‌رسد، جلادان پا سست می‌کنند و کنار می‌روند. اما این‏بار کشتاری که اسراییل راه انداخته است شکلِ جنگِ نابرابر را وارد مرحله‏ای تازه کرده است؛ جنگی که در آن کودکان بی‏هیچ دلیلی و به سادگی کشته می‌شوند. جنگی که مدرسه‌ها و بیمارستان‌ها اتفاقا در مرکز هدف دشمن قرار دارند.

در این شرایط می‌توان گفت که بی‏توجهی و عدم واکنش نسبت به مساله بیش از هرچیز به تداوم جنایت کمک می‌کند. درست است که در هر جنگ عامل اصلی مقاومت، پایداری مردم و البته ارتش و نهادهای مقاوتی دیگرِ دولتی‏ست، اما در دنیای امروز آنچه می‌تواند از تجاوز به مرزهای اخلاقی قدرت جلوگیری کند واکنش افکار عمومی است. واکنش در مقابل کشتار غزه را نیز می‌توان شاخص عدالت، اخلاق عمومی و معیارهای حقوق‌بشری دانست. اگر جهان در پی خلق یک زندگی اخلاقی‏ست، زندگی‌ای که برپایه‌های صلح و قوانین حقوق‌بشر برپا شده باشد، طبیعتا باید در برابر هر نوع تعدی و تجاوزی به مرزهای اخلاقی واکنش نشان دهد. رعایت حقوق‌بشر صرفا معیارهای فلسفی و کلامی نیستند، بلکه باید بیش از هرچیز در بسترِ عمومی و رفتارهای مدنی و اجتماعی شهروندان بروز کند. به‌خصوص در این نوع فاجعه‌هایی که خشونت در افراطی‏ترین صورتِ خود پدید می‏آید، آن‏هم به شکلی هدف‌دار و سازمان‌یافته. حتی حامیان گذشته‏ی دولت اسراییل نیز در زبان غیررسمی خود -برخلاف زبان رسمی و در مقابل رسانه‌های بین‌المللی- لب به شماتتِ رفتارهای غیرانسانی آنها گشوده‌اند. این خود نشان‌دهنده‏ی این است که بین فهم حقیقت و بیان آن در موضع‌گیری‌های سیاسی شکافِ عمیقی وجود دارد که اتفاقا پرکردن آن در خلال واکنش‏های صریح و ترغیب به برانگیختن احساس مسئولیتِ افکار عمومی ممکن می‌شود.

زمانی که بسیاری از دولت‌ها و نهاد‏های وابسته به آنان، در قید و بند مسئولیت‌های اخلاقی و انسانی خود نیستند، نقش جامعه‏ی مدنی در موضع‌گیری علیه مسائلی از این دست خودبه‌خود پررنگ‏تر خواهد شد. در شرایطی که بسیاری از نهادهای دولتی سکوت اختیار کردند یا با لحنی محافظه‌کارانه لب به اعتراض گشودند، احساس مسئولیت روشنفکران و نخبگان در برانگیختن اذهان عمومی در برابر این فاجعه‏ی انسانی بسیار بیش از پیش شد. جامعه‏ی مدنی ایران نیز همسو با بسیاری از جوامع دیگر در واکنش به این کشتار انسانی سکوت اختیار نکرد. از نوجوانان و کودکان تا روشنفکران، استادان، فعالان حقوق‌بشر، هنرمندان و اهالی اندیشه هریک به گونه‏ای حساسیت خود را نسبت به نسل‌کشی در غزه نشان دادند. این شکل واکنش نشان می‌دهد که جامعه‏ی مدنی ایران در واکنش نسبت به رویدادهای جهانی یک گام به جلو برداشته است. به این معنا که این‌بار عقب‏تر از جریان‏های مدنی و مستقل روشنفکری جهان قرار نگرفته و خیلی فراتر از چارچوب‏های سیاسی به مساله نگاه کرده است. باید در نظر داشت که مساله‏ی فلسطین امروز بیش از پیش توجه نهادهای مستقلِ جهانی را به خود جلب کرده است. این نکته را می‌توان با نگاهی به نظرسنجی موسسه‏ی pew دریافت. با نگاهی به نتیجه‏ی تحقیقات این موسسه می‏بینیم که جوان‌ها در قیاس با قشر کهنسالِ جامعه حساسیت بیشتری در مقابل تجاوز اسراییل نشان داده‏اند. این خود بیان‏گر این است که توجه به جنایات اسراییل در افکار عمومی رو به رشد است. در ایران نیز با مروری بر واکنش‏های عمومی چند هفته‏ی گذشته درمی‏یابیم که فعالیت روشنفکران و به‌طور کلی افکار عمومی نسبت به گذشته تا چه اندازه پررنگ‏تر شده است. در اینجا نهادهای اجتماعی و دولت به جای این‌که خود را در مقابل یکدیگر تعریف کنند، نقش خود را در برابر ظلم و جنایت و به منظور کاهش رنج‏های ناشی از آن مشخص می‌کنند. این است تعریف درست از نقشِ نهادهای دولتی و غیردولتی در کنار یکدیگر. این رابطه دوسویه باعث می‌شود که هریک زمینه‏ی مناسبی باشند برای هموار شدن مسیرِ تلاشی دیگر، نه الزاما با رویکرد سیاسی و جناحی و تسویه حساب‌های مربوط به گذشته و حال. سابقا در سال 58 زمانی که امام برای اولین‌بار فرمان تجمعِ روز قدس را برای حمایت از مظلومان فلسطین دادند، دیدیم که همه‏ی گروه‌های روشنفکری، اعم از سکولار یا دینی در کنار یکدیگر قرار گرفتند و با صدای واحد در برابر ظلم زبان به اعتراض گشودند؛ حرکتی که تا مدت‌های زیادی دیگر در این سطح وسیع تکرار نشد. بی‏تردید آنچه بیش از هرچیز به توقف کشتار جمعی در غزه و هر جای دیگری کمک می‌کند، واکنشِ همه‏ی جریان‏های موجود در جامعه‏ی مدنی است. نه‌تنها یک صدای واحد بلکه طیف متنوعی از افکار که همه در خدمت اعتراض به تجاوز قدرت به مرزهای اخلاقی قرار می‏گیرند.

[یادداشت منتشر شده در هفته‌نامه صدا]